X
تبلیغات
جنگ نرم و شناسایی ابرهای تاریکی دشمن
جنگ نرم و شناسایی ابرهای تاریکی دشمن
برای شناسایی ابرهای تاریکی دشمن یک یاعلی بگو و همراهم شو -کارشناس جنگ نرم م. میرزایی
قالب وبلاگ

کودکی و نوجوانی، حساس‌ترین سنین تربیتی هستند و بازی جزء جدایی‌ناپذیر این سنین است. امروزه بازی‌های رایانه‌ای، رقیب اصلی در عرصه بازی‌های کودکان و نوجوانان هستند. تحقیقات صورت گرفته درباره آثار مثبت و منفی این بازی‌ها بیشتر بر ابعاد جسمی، روانی، اجتماعی و سیاسی متمرکز است و کمتر به بعد اخلاقی پرداخته شده است.

بررسی این بازی‌ها از منظر اخلاق کاربردی با رویکرد اسلامی با به‌کارگیری روش موازنه متفکرانه مسئله مقاله است. بررسی چالش‌های موجود در این بازی‌ها از منظر دینی و نیز نحوه پیاده‌سازی اصول دینی به‌ویژه اصول اخلاق اسلامی بر بازی‌های رایانه‌ای از دیگر مباحث این مقاله است.

واژگان کلیدی: اخلاق کاربردی، موازنه متفکرانه، بازی اسلامی، بازی رایانه‌ای، خشونت، سرگرمی، خلاقیت، تعلیم و تربیت.

 

 بازی‌های رایانه‌ای

بازی‌های رایانه‌ای

 

طرح مسئله

 

پیدایش شاخه علمی «اخلاق کاربردی» در قرن هفدهم، حاصل چالش‌های اخلاقی پدیدآمده طی سه قرن قبل از آن، یعنی عصر رنسانس به بعد است. دو ویژگی مهم عصر رنسانس را «انقلاب علمی» و «اصلاحات مذهبی» شمرده‌اند. (جیمز، ۱۳۸۴: ۹)

 

انقلاب علمی با ایجاد عرصه‌های جدید علوم تجربی و فن‌آوری، بسترهای فراوان و نوینی را برای مسائل اخلاقی پیشِ رو نهاد و اصلاحات مذهبی نیز با طرح کثرت‌گرایی دینی، سیستم‌های اخلاقی وحدت‌گرا و منسجم دینی را به چالش کشید. به این ترتیب، مسائل و چالش‌های جدید اخلاقی پدید آمد و راه‌حل‌های سنتی موجود نیز با تشکیک در مبانی آن، به‌شدت تضعیف شد.

 

درنتیجه گزاره‌های دینی و اخلاقی مبتنی بر دین، فاقد جنبه علمی شناخته شده شدند و بخشی از فرهنگ ـ نه علم ـ تلقی گشتند. از طرف دیگر، علومی مانند روان‌شناسی، فلسفه تحلیلی و جامعه‌شناسی پدید آمدند که واجد جنبه علمی تلقی شدند و متخصصان آنها سعی در ایفای نقش رقیب و بلکه جایگزین برای گزاره‌های دینی و اخلاقی داشتند.

 

در چنین بستر سکولار و غیر منسجمی، نیاز به شاخه علمی جدیدی به‌نام «اخلاق کاربردی» برای رفع چالش‌های فراوان پیش‌آمده احساس شد و بهترین روش برای بررسی و داوری مسائل در این علم، روش «موازنه متفکرانه» نامیده شد که معضلات را در بستر عینی آن و با توجه به جنبه‌های حرفه‌ای، اخلاق هنجاری، فلسفه تحلیلی، مسائل روان‌شناختی و ارزش‌های فرهنگی ـ که دین جزئی از آن محسوب می‌شد ـ بررسی می‌کرد.

 

شگفت آنکه، مهم‌ترین شرط کاربردی بودن یک گزاره اخلاقی، عدم تردید در مبانی آن دانسته شد؛ حال آنکه اخلاق کاربردی سعی در استنتاج حکم اخلاقی کاربردی از مبانی ناهمگون دارد؛ چراکه بین آرای روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، فلسفه‌های مضاف و دین در باب اخلاق، اختلاف‌های بسیاری وجود دارد و چگونه می‌توان از این مبانی متشتت، حکم اخلاقی کاربردی و منسجمی را استخراج کرد؟

 

دین در فرهنگ اسلام ناب محمدی(ص) مبیّن و مفسر سنت الهی و حاکم بر تمام شئون زندگی انسان است و این حاکمیت منافاتی با جنبه‌های علمی و کاربردی نیز ندارد؛ چنان‌که «موازنه متفکرانه» به‌معنای واقعی آن، از تعالیم قرآنی است. با این حال، اخلاق سنتی اسلامی ـ به‌ویژه در قرن‌های اخیر ـ با وجود دارا بودن پشتوانه قوی معرفتی و وحیانی، از نظر گستره حوزه‌های کاربردی و روش تحقیق، از اخلاق کاربردی غرب عقب افتاده است.

 

بنابراین اخلاق کاربردی و اخلاق سنتی اسلامی می‌توانند خدمات متقابلی را به هم ارائه کنند. اخلاق کاربردی، لزوم توجه به جنبه کاربردی و علمی مسائل و همچنین احیای روش موازنه متفکرانه را به اخلاق سنتی گوشزد می‌کند و اخلاق سنتی هم لزوم حاکمیت دین را به‌عنوان محکم‌ترین پایه اخلاق به اخلاق کاربردی می‌آموزد.

 

از تعامل این دو، شاخه‌ای به‌نام «اخلاق کاربردی اسلامی» قابل طرح است که رویکرد این نوشتار در زمینه بررسی بازی‌های رایانه‌ای خواهد بود.

 

 

 

اهمیت موضوع

 

امروزه بازی‌های رایانه‌ای، ویژگی‌های متفاوتی نسبت‌به بازی‌های سنتی دارند و سزاوار عنوان «انقلاب در بازی» هستند. جذابیت، بار فرهنگی، غوطه‌ورسازی و جهان‌شمولیِ یک‌طرفه از ویژگی‌های این بازی‌هاست.

 

جهان‌شمولیِ یک‌طرفه به این معناست که به‌خلاف بازی‌های سنتی که به‌تناسب فرهنگ‌ها و مناطق مختلف جهان گوناگون بودند، این بازی‌ها بیشتر در یک بستر مشترک سکولار و ضد دینی ساخته شده‌اند و به‌صورت یک‌طرفه، خود را به تمام فرهنگ‌ها و مناطق جهان تحمیل کرده‌اند. غوطه‌ورسازی افراد، اوقات و افکار آنها در این بازی‌ها روزبه‌روز در حال افزایش است.

 

به گفته رئیس بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای، آمار تخمینی استفاده از بازی‌های رایانه‌ای در ایران، ۲۰ میلیون نفر در روز و وقت صرف‌شده برای آن ۴۰ میلیون ساعت در روز است! همچنین میانگین سن کاربران بازی رایانه‌ای ۱۸ سال است که پیش‌بینی می‌شود در ده سال آینده به ۲۸ سال برسد. در آمریکا اکنون این سن ۳۶ سال است.

 

بار فرهنگی بسیاری از این بازی‌ها، القای خشونت و شهوت، بزه‌کاری، قمار، تحقیر شخصیت زن، تحریف تاریخ و شخصیت‌ها و جامعه‌پذیری در راستای اهداف غرب است. پشتوانه دیگر این تهاجم فرهنگی، سودآوری کلان و رو به افزایش این بازی‌هاست. برای نمونه، یکی از بازی‌های معروف به نام «ندای وظیفه» کاربر را در نقش یک سرباز خادم سرویس‌های جاسوسی آمریکا و اسرائیل قرار می‌دهد تا مأموریت‌های مختلفی را علیه کشورها و شخصیت‌های ضد آمریکایی انجام دهد.

 

این مأموریت‌ها به‌ظاهر در بستر جنگ‌های ویتنام و روسیه انجام می‌گیرند؛ اما همراه با تحریفات تاریخی به نفع آمریکا. در اولین دیالوگ این بازی، کاپیتان شپرد می‌گوید: «دروغ، دروغ است و به‌عنوان تاریخ در کتاب‌ها ثبت می‌شود!»

 

اکتیویژن، شرکت معروف سازنده بازی فوق اعلام کرد «Modern Warfare 3» موفق شده است تنها در طی ۱۶ روز به فروش یک میلیارد دلاری و در ۲۴ ساعت اولیه عرضه‌اش، به فروش ۴۰۰ میلیون دلار و در ۵ روز اول به فروش ۷۷۵ میلیون دلار برسد.

 

بازار جهانی بازی‌های رایانه‌ای تا پایان سال ۲۰۱۰ به ارزشی حدود ۵۶ میلیارد دلار رسید. این میزان بیش از دو برابر ارزش صنعت موسیقی، کمی بالاتر از یک‌چهارم بیشتر از تجارت مجلات و حدود سه‌پنجم بیشتر از صنعت فیلم است. بازی‌های ویدئویی تا چند سال آینده، سریع‌ترین روند رشد را در میان رسانه‌های دیگر در اختیار خواهند داشت و تا سال ۲۰۱۵ به فروش ۸۲ میلیارد دلاری خواهند رسید.

 

مفاسد اخلاقی ـ روانی درون برخی از این بازی‌ها به‌حدی است که اعتراض‌های مردمی در کشورهای سکولار را نیز برانگیخته است. برای نمونه، بازی معروف جی.تی.ای به سبب افراط در آلودگی‌های جنسی، اعتراض عمومی در آمریکا را برانگیخت و مسئولان را وادار به اقدام علیه شرکت سازنده نمود تا آنجاکه فروش این بازی به افراد کمتر از ۱۸ سال را ممنوع کردند و در برخی از کشورها مانند انگلیس و استرالیا نیز فروش این بازی ممنوع شد. این در حالی است که در کشور اسلامی و شیعی ما، این بازی به‌سادگی در اختیار کودکان خردسال قرار می‌گیرد!

 

بنابراین بازی‌های رایانه‌ای اگرچه از منظر اخلاق کاربردی در حوزه‌ای فرعی قرار گرفته و توجه چندانی به آن نشده است، اما از منظر اخلاق اسلامی به‌دلیل تأثیرات روحی ـ روانی آنها، بالاترین سطح اهمیت را داراست.

 

 

 

تعریف و اقسام

 

بازی رایانه‌ای، نوعی سرگرمی تعاملی است که به‌وسیله یک دستگاه الکترونیکیِ مجهز به پردازشگر یا میکروکنترلر انجام می‌شود. بسیاری از بازی‌های رایانه‌ای به‌دلیل تولید تصویر متحرک با قابلیت نمایش روی صفحه تلویزیون یا نمایشگر رایانه، بازی ویدئویی نیز محسوب می‌شوند.

 

سخت‌افزار بازی ممکن است از نوع کامپیوتر، کنسول‌بازی یا تلفن همراه باشد. بنابراین بازی‌های رایانه‌ای شامل بازی‌های ویدئویی و تلفن همراه نیز می‌شوند. دو ویژگی «غوطه‌ورسازی» و «تعاملی بودن» از مهم‌ترین ویژگی‌های ذاتی بازی‌های رایانه‌ای است. این بازی‌ها براساس محتوا به انواعی از قبیل: آموزشی، راهبردی، اکشن ‌ـ ماجرایی، اینترنتی، شبیه‌سازی، معمایی، ورزشی تقسیم می‌گردد.

 

همچنین براساس رده سنی، تقسیمات گوناگونی در کشورهای مختلف انجام شده که معروف‌ترین آن بدین ترتیب است:


بر روی ادامه  مطالب کلیک کنید ---------------------------------------------------------


برچسب‌ها: بازی رایانه ای, اخلاق رایانه ای, جنگ نرم
ادامه مطلب
[ یکشنبه 3 فروردین1393 ] [ 11:50 ] [ رهرو ولایت-کارشناس‌جنگ نرم م.میرزایی ] [ ]


میگن یه روز،

ﺩﻭ تا ﻭﻫﺎﺑﯽ ﻣﻮﻗﻊ ﺳﻮﺍﺭﺷﺪﻥ ﺑﻪﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ

 ﻣﺘﻮﺟﻪ می شن ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﺴﺎﻓﺮﺍ ﺷﯿﻌﻪ ﺳﺖ . . .

تصمیم می گیرن ﮐﻪ شیعه رو ﺍﺫﯾﺘﺶ ﮐﻨﻦ؛

 ﺍﻭﻟﯽ ﺑﻪ ﺩﻭﻣﯽ ﮔﻔﺖ:

ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﺗﻌﻄﯿﻼﺕ ﺑﺮﻡ ﻟﺒﻨﺎﻥ؛

 ﺍﻣﺎ ﺷﻨﯿﺪﻡ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﺷﯿﻌﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻪ؛

اه اه اه نرفتم.

 ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﺷﻨﺎﺳﻨﺎﻣﻪ ﺑﺤﺮﯾﻨﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺷﺪ

 ﺍﻣﺎ قبول نکردم؛

 ﭼﻮﻥ ﺍﮐﺜﺮﯾﺖ ﺷﯿﻌﻪ ﻫﺴﺘﻦ .. .

ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﺮﻡ ﻋﺮﺍﻕ

 ﺷﻨﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﻋﺮﺍﻕ ﻫﻢ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺷﯿﻌﻪ ﺍﺳﺖ؛

 ﺭﻓﯿﻘﺶ ﮔﻔﺖ:ﺧﺐ ﭼﺮﺍ ﻧﺮﻓﺘﯽ ﺍﺭﻭﭘﺎ؟؟

ﮔﻔﺖ: ﺍﻭﻧﺠﺎﻫﻢ ﺗﺸﯿﻊ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﺷﺪﻩ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻧﺎ؛

 ﻫﺮﺟﺎ ﺑﺮﯼ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﺑﺮمی خوری . . .

 ﻫﻤمین طﻮﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩﻥ

 ﺗﺎ ﺧﺸﻢ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺎﻓﺮ ﺷﯿﻌﻪ ﺭﻭ ﺩﺭ ﺑﯿﺎﺭﻥ؛

 ﻣﺴﺎﻓﺮ ﺷﯿﻌﻪ ﻫﻢ ﺑﺎ ﮐﻤﺎﻝ ﺧﻮﻧﺴﺮﺩﯼ بهشونﺭﻭ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ:

 ﭼﺮﺍ ﺑﻪ ﺟﻬﻨﻢ ﺳﻔﺮ ﻧمی کنی؟

 ﺷﻨﯿﺪﻡ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﺗﻨﻬﺎ جایی هستﮐﻪ ﺷﯿﻌﻪ ﻧﺪﺍﺭ

[ دوشنبه 19 اسفند1392 ] [ 0:54 ] [ رهرو ولایت-کارشناس‌جنگ نرم م.میرزایی ] [ ]

برنامه حجاب شبکه من و تو با حضور ارمیا


شبکه من و تو می خواهد متفاوت تر ظاهر شود و ارمیا نقش اول را در اینباره بازی خواهد کرد!

همیشه شبکه های  ماهواره ای به دنبال این هستند که اباحه گری را ترویج کنند، بی قید و بندی و عریانی را اما اینبار می خواهند شما حجاب داشته باشید. شاید ظاهر قضیه اینچنین به نظر برسد اما این فقط ظاهر آن است.

سمت نو، من و تو

ارمیا دختری که حضورش در شبکه من و تو برنامه اکادمی گوگوش بی حواشی نبود دختر محجبه ای که می گفت شوهرش که یک آلمانی مسلمان شده است مشوق او بوده و گفته است حجاب و خوانندگی با هم مغایرتی ندارند و او می تواند در حالی که حجاب خود را حفظ می کند بخواند و این اول داستانی جدید برای شبکه ای است که در اکادمی گوگوش هم مثل همیشه دنبال ترویج اباحه گری و لذت گرایی صرف خود بوده است و قطعه ای از پازل آن است.

اما این هدف با ارمیا در برنامه اکادمی باقی نماند و حال قرار است این فرد که طرفدارانی هم پیدا کرد، کمک این شبکه در ادامه این پروژه باشد به همین منظور من و تو برنامه ای را با موضوعات خاص کلید زده است که پخش قسمت اول آن نیز شروعی خاص داشت در اولین قسمت این برنامه در رابطه با حجاب و خوانندگی با حضور نفر اول اکادمی موسیقی گوگوش،‌ ،وی  به بیان مسائلی از دیدگاه خودش در رابطه با حجاب پرداخت.او دفاع و ترویج از همان خط عقاید خود را ادامه داد اینکه می توان با حجاب خواند اما چرا شبکه بهایی نشین من و تو حجاب را به مخاطبان خود هدیه می کند؟

استحاله در نقشه راه این جنگ مقصد نیست، بلکه محل گذار به سمت بی قیدی کامل است شبکه من و تو اصلا عجله ای برای گرفتن ارزش های یک زن ایرانی و مسلمان از او ندارد

فارسی وان، زمزمه، جم و من  و تو  می خواهند سبک زندگی خانواده ها و افراد ایرانی را تغییر دهند آنهم نه در 10 درجه بلکه در 180 درجه! خیانت، شراب خواری، بی قیدی و لاابالی گری، رقص، ارتباطات نامشروع همه و همه آنچه است که این شبکه ها روی آن تمرکز دارند و این امری مسلم است که خانواده های ایرانی این موارد را تاب نخواهند آورد. البته فارسی وان زود از تب و تاب خود افتاد و برای همین شبکه ای چون من و تو سعی کرده است این نقصان را برطرف کند و با بیان نرم و گام به گام این مسائل، شما تغییر درجه به درجه به سمت 180 درجه متغایر ارزش های فعلی شما را دنبال می کند. او در ابتدا قبح زدایی و بعد  یک فرد را قبح گرا می کنند! این همان برنامه فراماسونری و صهیونیست ها در روند بردن جوامع به سمت ارزش های خود است و یا روند طی کردن پله های فراماسونری به سمت راس یک هرم سازمانی خود.

سمت نو، من و تو ، ارمیا

من و تو در کنار برنامه های قبح زدای خود و تزریق ارزش های غربی، حال مخاطب خاص تری را که با این سرعت با او جلو نمی رود، مد نظر قرار داده است. پروژه ای که از دو منظر، خاص و تخصصی می باشد از منظر اول تمرکز بر روی بانوان که خود نقطه نیل جامعه به سمت سعادت یا شقاوت هستند این جمله از امام خمینی را به یاد بیاورید که فرمود "از دامن زن، مرد به معراج می رسد" و حال این شبکه این نسخه را معکوس دنبال می کند که صادق هم می باشد. در واقع بانوان و سعی در تغییر سبک فکری و زندگی آنها نوعی سرمایه گذاری است که شبکه ها برای جنگ نرم می کنند - آیا رسانه ملی چنین کرده است و برنامه ای نوشته شده دارد؟ –  از منظر دوم نیز خاص بودن آن در هدفی و نقشه ای است که برای استحاله این قشر از جامعه مد نظر قرار داده اند. یک زن ایرانی در وهله اول خیانت، ارتباط ناشروع و ... را قبول نمی کند اما باید آن را گام به گام جلو برد  یک بانوی ایرانی شاید با این شبهه کمی جا بخورد اینکه آیا نمی توان با حجاب کارهای زیادی کرد زن ها که این روزها بیشتر در اجتماع اند و می خواهند باشند برای انها بهترین توجیه این است که با حجاب خیلی از کارها را می شود انجام داد و چه بهتر که یک نفر این کارها را برای زنی که می خواهد اجتماعی شود تعریف کند و برای او فرهنگ سازی کند و یا برای حرکت های هنجارشکن او توجیه بتراشد، من و تو زود این کار را می کند. یک زن می تواند حجاب داشته باشد و بخواند! رسانه ملی چنین کاری را شروع کرده است؟

اما برای زنان  علاوه بر خوانندگی تغییر سبک زندگی، سبک رفتاری، سبک پوشش برنامه هایی است که در آینده باید منتظر آن از این شبکه ها باشید مطمئن باشید شما می توانید حجاب داشته باشید و با نامحرم ارتباط برقرار کنید تا دیگر نیت جنسی به وجود نیاید! آرایش کنید تا مرتب باشید!

استحاله گام اول و مهم در میان گام ها برای یک چنگ نرم است استحاله در نقشه راه این جنگ، مقصد نیست بلکه محل گذار به سمت بی قیدی کامل است شبکه من و تو اصلا عجله ای برای گرفتن ارزش های یک زن ایرانی و مسلمان از او ندارد بلکه زنی که امروز می خواند آن هم با حجاب، فردا با حجاب با پسری دوست خواهد شد، در کاباره خواهد رفت، شراب خواهید نوشید و........ و در آخر خیانت می کند و دیگر محلی از اعراب از حجاب برای او نمی ماند، ارمیا زمانی قاری قرآن مدرسه بود و حالا خواننده محجبه آکادمی گوگوش! در واقع کشتن حیا در یک زن مقدمه کشتن حجاب او و انداختنش در دل ضد ارزش های دیگر است حال شاید بهتر بتوان متوجه شد که چرا ارمیا سوژه می شود؟!

من و تو

در واقع این شبکه به این نتیجه رسیده است که کشتن حیا در یک زن مقدم بر حجاب اوست زیرا زنی که حیا ندارد با حجاب و بی حجاب آماده ادامه پذیرش و تاثیر از سایر برنامه های من و تو خواهد شد. دیگر برنامه ها هم در کنار قبح زدایی چنین کاری می کنند برنامه بفرماید شام شاید انتظارندارد از فردا ایرانی ها در مهمانی های خود شراب سر میزها بیاورند اما سبک زندگی غربی در چینش خود سبک زندگی را عوض می کند و کم کم شراب را هم مهمان خواهد کرد این پروژه نزدیک نیست اما برای یک رسانه کاری حرفه ای محسوب می شود. اما برای زنان محجبه علاوه بر خوانندگی تغییر سبک زندگی، سبک رفتاری، سبک پوشش برنامه هایی است که در آینده باید منتظر آن از این شبکه ها باشید مطمئن باشید شما می توانید حجاب داشته باشید و با نامحرم ارتباط برقرار کنید تا دیگر نیت جنسی به وجود نیاید! آرایش کنید تا مرتب باشید! و...مواظب سایر برنامه ها باشید شاید در نگاه اول برای شما شبهه های ایجاد شده منطقی باشد و راه حل آسانی به نظر برسد اما همه حرف این شبکه ها این نیست شما می توانید زن باشید اما مفهوم خانواده، مادر،عفاف را باید زیر کنترل تلویزیون خود بگذارید حال ریسور خود را روشن کنید!


برچسب‌ها: ارمیا, شبکه من وتو, جنگ نرم میرزایی
[ سه شنبه 26 آذر1392 ] [ 22:0 ] [ رهرو ولایت-کارشناس‌جنگ نرم م.میرزایی ] [ ]

سازمان جاسوسی آلمان و رسانه‌ای که مأموریت جنگ روانی در راستای اهداف آن سازمان را بر عهده دارد تمرکز ویژه‌ای بر موضوعات فرهنگی، استحاله فکری و فرهنگی جامعه ایران اسلامی به خصوص موضوع حجاب و پوشش زنان ایرانی دارد.

چند وقتی است که سایت دویچه وله در سطحی وسیع اقدام به انتشار گزارشاتی درباره حجاب در ایران می کند و سعی در القای خسته شدن زنان جامعه ایرانی از حجاب به خصوص حجاب اسلامی و برتر یعنی چادر دارد. این سایت با طرح دروغ‌هایی درباره ایران اسلامی عمق عناد و دشمنی خود را با جمهوری اسلامی به نمایش می‌گذارد. 

دویچه وله پیشتر در گزارش‌هایی از طریق "فرناز عبدلی"، طراح لباسی که نقش مزد‌بگیر سرویس‌های جاسوسی در استحاله فرهنگی جامعه اسلامی را بازی می‌کند و به عدم استفاده از رنگ مشکی در طراحی‌هایشان اشاره می‌کند و با طرح این ادعا از قول زنان ایرانی که آنان از رنگ مشکی در لباس‌هایشان خوششان نمی‌آید، خواسته تا حمله‌ای علیه حجاب اصیل اسلامی ـ ایرانی یعنی چادر به عنوان حجاب برتر که قرن‌هاست بانوان ایرانی آن را به عنوان پوشش خود انتخاب کرده‌اند، ترتیب داده باشد. وی مرتبط با سازمان‌های جاسوسی دشمن به ویژه سرویس جاسوسی آلمان و عناصر ضد انقلاب می‌باشد.
 
 
این سبک کاری یعنی طراحی لباس‌های غیر اسلامی و ترویج آن در شبکه‌های ماهواره‌ای و تبلیغ برای شرکت کردن بانوان در نمایشگاه‌های مد آنان که به طور ویژه توسط دویچه‌وله انجام می‌شود یکی از روش‌های مرسومی است که چند سالی است توسط سرویس امنیتی آلمان به آن دامن زده می‌شود.
 
نکته جالب اینکه که تمامی این افراد قصد خود از تکمیل حلقه‌ها و پازل براندازی فرهنگی دشمن را شاد کردن لباس زنان و به تبع آن جامعه عنوان می‌کنند که این نیز خود یکی از بلوف‌های دشمن برای روشن نشدن ماهیت اقدامات ضد دینی خود است. البته بطور طبیعی ما نیز انتظار نداریم آنها علنا اعلام کنند که در پس شعارهای فریبنده و به ظاهر منطقی چه هدفی را دنبال می کنند.
 
گزارش پایگاه اردنی البوابه: تحول در مد زنان ایرانی

علاوه بر آن در تازه ترین اقدام  پایگاه خبری اردنی البوابه در گزارشی جهت دار و قابل تامل با عنوان "انقلاب مد در ایران" نوشت: به نظر می رسد یک نوع "انقلاب" جدید در حال وقوع در خیابان های تهران است. آگهی های سیاسی دیگر وجود ندارند و مشتهای گره کرده در هوا یا شعارسیاسی هم موجود نیست. بلکه این روزها تنها روسری، الگوهای گل پارچه رنگارنگ و جواهرات فانتزی وجود دارد.

خیابان های اصلی و میادین نقش محوری خود را به مغازه های طراح و بوتیک ها واگذار کرده اند و قدرت توده های مردم راه را برای  فردیت و انتخاب شخصی فراهم ساخته است. لباس به لباس، دستبند به دستبند، زنان ایران به آرامی در حال انقلابی در صنعت مد هستند.
 
این رسانه اردنی که سعی کرده است نقش دایه دلسوز تر از مادر را برای زنان ایرانی ایفا کند در این گزارش می نویسد: با استقرار جمهوری اسلامی در سال 1979، زنان ایرانی که تا آن زمان قادر به انتخاب لباس خود با توجه به سلیقه و نیازهای خود بوده اند، خود را برای انتخاب لباس در محاصره شدید توسط حکومتی دیدند که تلقی مناسب - و قانونی آن از لباس تنها دو قطعه لباس بود: چادر "حجاب برتر" و مانتو که قرار بود برای پنهان کردن بدن یک زن استفاده شود. 
 
و جالب آنکه این رسانه عرب زبان به فکر راحتی زنان ایرانی  ایرانی نیز بوده و در این باره می گوید: جای تعجب نیست که بسیاری از زنان تصمیم گرفتند که از مانتو استفاده کنند، که می تواند بین این دو لباس پرزحمت دارای آسایش و جلوه بیشتری در نظر گرفته می شود! سالها گذشت، و  طراحان و تولیدکنندگان با تغییرات کوچک را در مانتو، آن را بیشتر به مشتریان طبقه ثروتمند محدود کردند.
 
این پایگاه اردنی در ادامه  هم نوا با دویچه وله با اشاره به فعالیت های عبدلی نوشت: اما از ماه آوریل 2012، یک ستاره جدید در آسمان طراحی ایران پیدا شد؛ یعنی یک طراح گرافیک به نام "فرناز عبدلی" که اقدام به راه اندازی خط تولید جدید لباس زنان کرد . او به تازگی یک مجموعه لباس مردانه با نام  "پوش"، کلمه قدیمی فارسی برای پارچه ارائه کرده است.  این آنچه مجموعه عبدلی و نام تجاری وی را در مد منحصر به فرد کرد،  این واقعیت است که او در بازبینی مفهوم مانتو که لباسی را طراحی کرده که حتی نمی تواند مانتو نامیده شود. او با عبارت "لباس خیابانی" به دنبال پیدا کردن یک تعریف مناسب بود. از سوی دیگر هر چند او به رنگ ها، برش ها، و پارچه های ابتکاری و متنوع روی آورد، اما به پوشیدنیهای مجاز و  به آستین و طول لباس و همچنین به عرض یقه آن توجه زیادی داشت.
 
عبدلی همانطور که در صفحه فیس بوک "پوش"  با بیش از 40 هزار لایک اظهار داشته است، "مد هنر بیان شخصی است،" و این دقیقا همان چیزی است که او مجموعه های خود انجام می دهد: او زنان را قادر می سازد تا هویت پیچیده، خود را ابراز کنند. فراتر از کلیشه ها،می توان گفت  زنان ایرانی مانند زنان سراسر جهان در طیف گسترده ای اعم از مذهبی تا سکولار، محافظه کار تا لیبرال، سنتی به مدرن هستند. پوش به آنها فرصتی را  برای انتخاب یک سبک می دهد که با آن به بیان همه این جنبه ها بپردازند و هویت هایی را گردآوری کنند که به تنهایی می توانند در تضاد باشد.
در مصاحبه با سایت ضد انقلاب ایران وایر، عبدلی توضیح می دهد که زنانی که  به مغازه او در تهران به نظر می آیند، جلب توجه بیش از حد این  لباس ها نگران هستند، و قبل از خرید خود دائما به خرید دیگر مشتریان  توجه می کنند. اما عبدلی می گوید: "اما به آرامی متوجه می شوند که می توانداین لباسها را بدون مشکل بپوشند، یعنی در واقع نوعی شجاعت جمعی پدید آمده است.
 
این رسانه عربی مدعی شد: آنچه در  این زمینه قابل توجه است، این است که این لباسها نماینده "فمینیسم استعماری" زنان غربی  و یا زنان تحصیل کرده غرب نیستند و استانداردهای غربی را به مشتریان خاورمیانه "پوش" تحمیل نمی کنند. یک خط تولید  توسط یک زن ایرانی برای زنان ایرانی تولید شده و به استانداردهای ایران توجه دقیق دارد. عبدلی پس از فارغ التحصیلی در طراحی گرافیک از موسسه آموزش عالی "ساریان" در ساری، تصمیم گرفت به دنبال شهرت و ثروت در شوهای لباس  پاریس و میلان نرود، و در عوض با  هدف به چالش کشیدن  بازار ایران در زمان ، یک خط لباس "غیر عذاب آور" برای زندگی روزمره زنان ایرانی را ایجاد کرد.
 
به نظر می رسد برنامه گسترده ای که برای تغییر سبک پوشش ایرانیان بخصوص جوانان در سال های اخیر دنبال می شده٬‌ شدت گرفته و برای بهار و تابستان امسال به دلیل مسائل انتخاباتی متاسفانه در  تساهل و تسامح مسئولان همراه بود، برنامه های گسترده ای تدارک دیده شده است.
 
بخش هایی از این تغییر نوع پوشش زنان و دختران ایران از چند وقت قبل عملیاتی شده است. اتفاقاتی از قبیل بیرون گذاشتن گوش از مقنعه و روسری٬ مانتوهای آستین کوتاه٬‌ و جدیدا هم شلوارهای استرچ تنگ و چسبان در خیابان های تهران به صورت فراگیر دیده می شود. در مرحله ای که برای این بهار پیش بینی شده٬ گسترش شلوارهای چسبان و بدن نما که دارای رنگ های روشن و شبیه پوست بدن باشند٬ مانتو های کوتاه و بدون دکمه که شلوار از بالا تا پایین هویدا باشد٬‌ یقه های باز و شبیه لباس های مجلسی برای مانتو ها٬‌ حذف آستین٬‌ تداوم بیرون گذاشتن گوش ها با گوشواره های غیر معمول٬ آرایش های سنگین و زننده٬‌ موهای بارنگ غیر معمول و بیرون گذاشته شده از هر طرف و ... مورد توجه خاص قرار گرفته اند.
  
 
مدگرایی 
 
در دهه های اخیر مد و مد گرایی به افراطی‌ترین حد خود رسیده وبدون شک گسترش وسایل ارتباط جمعی مانند ماهواره و اینترنت از یک طرف و ارتقای سطح زندگی و رفاه و افزایش نقدینگی موجود در جوامع از دلایل اصلی آن هستند. قطار مد و مدگرایی بر ریل بازار لباس ایران در گذر است و در این حرکت پر شتاب دختران سنت های بومی و مذهبی کشور را پشت سر می گذارند و همراه با این فرهنگ نو ظهور و با خرید یک فرم خاصی از شلوار، پیراهن ، عینک ، گوشی تلفن بر قطار مصرف گرایی سوار می شوند تا هر چه بیشتر شبیه آخرین مد باشند.
 
با گسترش ماهواره، اینترنت و افزایش سطح رفاه سرعت رواج این پدیده رو به افزایش گذاشته  و قطار مدگرایی از بازار ایران با شتاب می گذرد و اغلب مسافران آن دختران و بانوان جوانی هستند که پوشش سنتی مادرانشان را کنار گذاشته و بر ایستگاه مد ایستاده تا از این کاروان جا نمانند و البته حضور پر رنگ خانم ها به این معنا نیست که آقایان از این قافله جا مانده باشند بلکه این فرهنگ نوظهور در میان تمام اقشار جامعه رسوخ کرده و البته برخی تولید کنندگان داخلی نیز با تقلید از سبک های غربی بر آن دامن می زنند.
 
 
البته قطعا طراحی لباس مناسب و در خور شان دختر و زن ایرانی می تواند به عنوان یک کار اقتصادی در جامعه ایران رواج یابد و ضمن حفظ ارزشهای ایرانی و اسلامی حس تنوع طلبی و زیبای دوستی دختران ایران را با استفاده از رنگ های شاد و نقش های سنتی پاسخ دهد.
 
 به عقیده کارشناسان شکاف موجود در بازار لباس ایران دست آویزی شده تا عده ای با رواج فرهنگ مصرف گرایی در میان جوانان و بویژه دختران آنها را به مسافرانی همیشه ایستاده بر ایستگاه مصرف تبدیل کنند.
 
انسان کمال طلب و جوانی
 
انسان، موجودی است کمال‌طلب و دوست دارد آن چه را موجب رسیدن او به کمال می‌شود ، به دست آورد. در این میان، جوانان نه تنها از این قاعده مستثنا نیستند ، بلکه ویژگی‌های جوانی نیز اقتضا می‌کند که بر این کمال‌طلبی، پافشاری بیشتری داشته باشد؛ زیرا جوان همواره به دنبال ایده‌آل‌ها، کمال مطلوب‌ها، جاودانگی، معنویت، زیبایی و ارزش‌هاست و در عین حال، روحیه‌ای تنوع‌طلب دارد و از حالت ثابت و ایستا، گریزان است. اگر این ویژگی‌های جوانی، با بینش صحیح از ارزش‌ها همراه شود ، دوره جوانی ، یک دوره بسیار بارور و پربرکت خواهد بود و اگر این بینش صحیح همراه با باورهای دینی نباشد، دوره جوانی یکی از بحرانی‌ترین دوره‌های زندگی او خواهد بود و چه بسا تا مرز سقوط ، انحطاط و هلاکت کشیده شود.
 
خوشبختانه اسلام که کامل‌ترین و جامع‌ترین ادیان الهی است و همه نیازهای مربوط به کمال و شکوفایی انسان را در بر دارد، دینی است مترقی و احکام آن هماهنگ تغییراتی است که در زندگی بشر به وجود می‌آید و به عبارت دیگر، اسلام زمان و مکان و تاثیر آنها در زندگی بشر را در نظر دارد. از این‌رو، هیچ گاه یک مسلمان واقعی، انسانی تک بعدی و عقب افتاده از تحولات و پیشرفت‌های زمان خودش نیست. اسلام، همواره به هنر و آراستگی ارج می‌نهد و در عین حال، بر حفظ ارزش‌های اخلاقی و مسائل معنوی - که در رسیدن به کمال نقش اساسی دارند - تأکید می‌کند. بنابراین، اگر ما به اسلام واقعی معرفت پیدا کنیم، هیچ گاه تک بعدی نخواهیم بود؛ اما عدم آگاهی ما به دستورات اسلامی، موجب می‌شود که ما تلقی صحیحی از اسلام نداشته باشیم و گاهی اوقات، دچار تعارضاتی نیز بشویم.
 
کلید حل این تعارضات، شناخت بیشتر اسلام و التزام عملی به دستورات اسلام می‌باشد ، اسلام همان‌طور که انسان‌ها را دعوت به خودسازی و طهارت می‌کند ، به آراستگی ظاهر نیز توجه دارد؛ تا جایی که نظافت را نشانه ایمان می‌داند.
 
طبیعی است که آراستگی ظاهری در هر زمانی، متناسب با شرایط آن زمان و فرهنگ حاکم بر آن جامعه است. به همین دلیل اسلام، انسان‌ها را در نوع لباس پوشیدن یا رنگ لباس یا نوع آرایش، محدود نکرده استکه مثلا فقط مثل عرب‌ها لباس بپوشید؛ بلکه آن چه مورد نظر است، اصل پوشش است و اگر عفاف انسان‌ها حفظ شود، مفسده‌ای به دنبال ندارد. بنابراین، نوع لباس یک جوان آسیایی و شرقی، با نوع لباس یک جوان غربی، متفاوت است؛ اما در عین حال، هر دو می‌تواند آراستگی مورد نظر اسلام را داشته باشند؛ به شرط این که با ارزش‌های الهی و سایر احکام و دستورات دین، منافات نداشته باشد. (مثلا مسلمانان مالزی و ایرانی در مراسم حج لباس های متفاوتی دارند که حدود در آن رعایت شده.)
 
به نظر می‌آید که در برداشت از آراستگی ظاهری و مدگرایی، اشتباه شده است. مدگرایی امری است غیر از آراستگی و زیبایی ظاهری؛البته ممکن است گاهی اوقات عملی یا هنری و یا طرز لباس پوشیدنی مد شود و منافاتی با ارزشهای دینی نداشته باشد اما همیشه این گونه نیست؛ زیرا مبنای کسانی که در پشت صحنه، مروج مدگرایی هستند، چیزی جز دنیاطلبی و کسب منافع نیست و برای آنها مهم نیست که آیا این چیزی که آنها به تبلیغ آن می‌پردازند، با ارزش‌ها و کمالات انسانی تعارضی دارد یا نه. بنابراین، یک انسان مؤمن که می‌خواهد ، پای‌بند به ارزش‌های الهی باشد، نباید تابع فرهنگ مدگرایی باشد؛ زیرا مروجین چنین فرهنگی، بیشتر اوقات پای‌بند به ارزش‌ها نیستند. علاوه بر این که مدگرایی، موجب چند بعدی شدن انسان نیز نمی‌شود؛ بلکه انسان، خود را آلت دست افرادی سودجو قرار داده است. چند بعدی شدن انسان، به این معناست که انسان از جنبه‌های مختلف علمی، اخلاقی، اجتماعی و سیاسی، رشد کند و از زمان خودش، عقب نماند؛ مثلا اگر روزی کامپیوتر و نهضت نرم‌افزاری حاکم بر همه فعالیت‌های انسان می‌شود، او نیز در حد توان خود و متناسب با رشته تحصیلی و نوع شغلی که دارد، با این تکنولوژی آشنا و از آن استفاده می‌کند و در سایر پیشرفت‌های علمی یا هنری نیز این گونه است.
  
 
ناتوی فرهنگی و پوشش زنان
 
 استکبارجهانی که برای تسلط بر منافع ملت ها، سازمان نظامی ناتو را تشکیل داده است، تا از طریق آن به نابودی هویت ملی جوامع بشری و تحقق بیشتر اهداف استعماری بپردازند. و با استفاده از امکانات زنجیره ای، متنوع و بسیار گسترده رسانه ای؛ سر رشته ی تحولات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشورها و ملت ها را در دست گیرند.
ناتوی نظامی که تا دیروز برای کنترل کمونیسم و قدرت نظامی شرق، با مدرن ترین تجهیزات نظامی و تسلیحات کشتار جمعی ایجاد شده بود، در حال حاضر برای مقابله با قطب قدرتمند اسلامی و تأثیرات شگرف انقلاب اسلامی بر ملت های مسلمان و غیر مسلمان فاقد کارایی و توانمندی لازم است و لذا در کنار آن یک سازمان عریض و طویل فرهنگی شکل گرفت که تحت فرماندهی صهیونیست بین الملل، با استفاده از تمامی ظرفیت های تبلیغاتی و فرهنگی و ساماندهی مناسب آنها مبارزه برنامه ریزی شده با اسلام و قرآن تلاش کرد.
این سازمان عریض و طویل و در عین حال مخفی را مقام معظم رهبری «ناتوی فرهنگی» نامیده اند. استراتژی ناتو با رویکرد نظامی، تصرف زمین و کسب منابع و مراکز مهم اقتصادی است لکن استراتژی ورهیافت ناتوی فرهنگی قبضه کردن باورها، ایدئولوژی و جهان بینی ملتها و فرهنگ هاست.
 
ناتوی فرهنگی (استعمار نو) در جدیدترین نوع تهاجم خود با انواع فیلم ها، بازی های تخیلی، نقاشی متحرک، هنرهای تجسمی، کتاب، روزنامه، سایت های اینترنتی، شبکه های ماهواره ای و ... اقدام به جنگ نرم در دامنه ای گسترده بر علیه دین و ایدئولوژیک اسلامی، انسانی نموده است؛ به گونه ای که از راه نفوذ فرهنگی و از طریق «تخدیر فرهنگی» جوامع تحت سلطه قرار می گیرند.
 
نظر رهبر معظم انقلاب
 
رهبر معظم انقلاب در زمینه حجاب و و چادر فرموده اند: آیا جنایتی از این بزرگتر نسبت به زن هست که زن را با آرایش، مد و جلوه‌گری زیور‌آلات سرگرم کنند و از او به عنوان یک ابزار و وسیله استفاده کنند؟ امروز سرو سینه را از زیورآلات پر کردن و آرایش و مد و لباس را بت خود قرار دادن برای زن انقلابی مسلمان ایران ننگ است آن زنی که در پی این گونه چیزهاست از ارزش پایین برخوردار است طلا برای زن ارزش آفرین نیست بی‌اعتنایی به طلا ارزش آفرین است. مد برای زن ارزش آفرین نیست بی‌اعتنایی نسبت به مدهای دام‌گونه ساخته و پرداخته دشمنان برای زن ارزش است.
 
ایشان در جایی دیگر فرموده اند: مردم ما چادر را انتخاب کرده‏اند. البته ما هیچ وقت نگفتیم که «حتماً چادر باشد، و غیرچادر نباشد.» گفتیم که «چادر بهتر از حجاب‌هاى دیگر است.» ولى زنان ما مى‏خواهند حجاب خودشان را حفظ کنند. چادر را هم دوست دارند. چادر، لباس ملى ماست. چادر، پیش از آن‏که یک حجاب اسلامى باشد، یک حجاب ایرانى است. مال مردم ما و لباس ملى ماست. شما خیال کرده‏اید که اگر ما چادر را کنار گذاشتیم، فرضاً آن مقنعه‏ى کذایى و آن لباس‌هاى «و لیضربن بخمرهنّ على جیوبهنّ» و همانهایى را که در قرآن هست، درست کردیم، دست از سر ما بر مى‏دارند؟ نه، آنها به این چیزها قانع نیستند؛ آنها مى‏خواهند همان فرهنگ منحوس خودشان عیناً این‏جا عمل بشود؛ مثل زمان شاه که عمل مى‏شد. در آن زمان، زن اصلاً پوشش و حجابى نداشت؛ حتّى در این‏جاها وقتى نوبت به این کارها مى‏رسد، بى‏بندوبارى خیلى بیشتر هم مى‏شود؛ کمااین‏که در زمان شاه، بى‏بندوبارى‏یى که در همین شهر تهران و بعضى دیگر از شهرهاى کشور ما بود، از معمول شهرهاى اروپا بیشتر بود! زن معمولى در اروپا، لباس و پوشش خودش را داشت؛ اما در این‏جا آن‏طورى نبود. آن‏طور که دیده بودیم و شنیده بودیم و مى‏دانستیم و مناظرى که از آن وقت الان جلوى نظر من هست، انسان واقعاً حیرت مى‏کند که چرا بایستى این‏گونه بشود؛ کمااین‏که در خیلى از کشورهاى متأسفانه عقب‏مانده‏ى مسلمان و غیرمسلمان هم همین‏طور است. بنابراین، باید بدقت و با نهایت کنجکاوى و بدون اغماض، مسائل ارزشى را رعایت کرد.
 
مقام‌ معظم‌ رهبری‌ از چادر به‌ عنوان‌ یک‌ لباس‌ ملی‌ و اسلامی‌ مورد علاقه‌ زنان‌ مسلمان‌ ایران‌ نام‌ بردند و فرمودند: انبوه‌ دختران‌ و زنان‌ مؤمن‌ و حزب‌اللهی‌ که‌ در دانشگاه‌ بهترین‌ علوم‌ را تدریس‌ و بالاترین‌ مدارج‌ علمی‌ را می‌گذرانند و نیز شمار زیادی‌ از بانوان‌ جوان‌ ایران‌ که‌ در آینده‌ای‌ نه‌ چندان‌ دور به‌ مقامات‌ عالی‌ علمی‌، فقهی‌ و فلسفی‌ دست‌ خواهند یافت‌ از افتخارات‌ نظام‌ اسلامی‌ محسوب‌ می‌شوند.
 
رهبر معظم انقلاب در دیدار با ورزشکاران شرکت‏کننده در المپیک و پارالمپیک فرموده اند: شما ببینید الان چقدر خرج مى‏کنند و زحمت مى‏کشند، براى این‏که حجاب را در دنیا از بین ببرند؛ کشورهایى که خودشان را مهد آزادى هم مى‏دانند، مى‏بینید که چه مى‏کنند براى مبارزه با حجاب. آنها با چه چیز زن مسلمان بیشتر دشمن‌اند؟ با حجاب او. آن‌ها با چادر و حجاب صحیح و متقن شما از همه چیز بیشتر دشمن‌اند. چرا؟ چون فرهنگ آنها این را قبول ندارد. اروپایی‌ها این‏طورند؛ آنها مى‏گویند هرچه را که ما فهمیده‏ایم، دنیا باید از ما تقلید کند! مایلند که جاهلیت خودشان را بر معرفت عالم غلبه بدهند. آنها مى‏خواهند زن به سبک اروپایى را در جامعه رواج بدهند؛ که عبارت است از سبک مد و مصرف و آرایش در انظار عموم و ملعبه قرار دادن مسائل جنسى بین دو جنس؛ مى‏خواهند این چیزها را به وسیله‏ى زنان رواج بدهند. هرجا با این هدف‌گیرى غربی‌ها مخالفت بشود، فریادشان بلند مى‏شود! اینها کم‏طاقت هم هستند! همین مدعیان غربى، کمترین مخالفتى را با مبانى پذیرفته‏ى خودشان تحمل نمى‏کنند.
 
مشکلات غرب به دلیل پوشش نامناسب و بی بند و باری 
 
آنچه باید در این مبحث به ان اشاره کرد این است که امروز خود جامعه غرب نیز به دلیل عدم رعایت پوشش و حجاب توسط زنان دچار مشکلات عدیده ای شده است.
به عنوان مثال "دون پیرو کورسی"، کشیش ایتالیا می‌گوید: دلیل افزایش خشونت علیه زنان "دامن‌های کوتاه و لباس‌های نامناسب آن‌ها است" .
 
برخلاف آنچه که در رسانه‌های غربی در تبلیغات خود القاء می‌کنند ، میزان گرایش به پاکدامنی و حجاب در میان نوجوانان غربی رو به افزایش است . این جوانان، خواهان دوری از بی بند و باری و پوشش مناسب برای زنان و دختران هستند .
 
یافته‌های گروه تحقیقاتی آی جی  که یک مرکز تحلیلی و آماری در نیویورک است ، نشان می‌دهد نسل جدید دختران در نیویورک برخلاف نسل های قبلی، علاقه چندانی به خودنمایی و پوشیدن لباس‌های بدن نما ندارند. "ملیسا لاویجن" از محققان این گروه در توضیح تحلیل‌های آماری مرکز خود، اظهار داشت :" از نظر ما، آمارهای دریافتی از نسل جوان دختران نیویورکی، حاکی از آن است که آنها به پوشیدگی بیشتر روی آورده اند. " او می‌افزاید: از نظر من، علت اصلی این امر، نگاه ساده انگارانه و بی بند و باری است که در چند سال اخیر با " شعار همه چیز می گذرد " رایج شده بود، اکنون در واکنش به آن موج بی بند و باری ، گرایش به پوشیدگی بیشتر در میان دختران جوان و نوجوان رواج یافته است.
 
خانم لاویجن معتقد است که پس از چندین دهه از رواج فرهنگ خود نمایی و لباس های نیمه عریان ، اکنون مردم ، پوشش بهتر و مناسب تری را جستجو می‌کنند . محققان مرکز آی جی دلیل دیگر روی آوردن دختران جوان به پوشش بهتر را ، تمایل آنها به تغییر وضع موجود و دسترسی به امنیت بیشتر می‌دانند . آنها می‌گویند : " به طور عملی گرایش به مذهب ، رفتن به کلیسا و مقابله در برابر فرهنگ عمومی بی بند و باری ، علامـت آن است که نسل جوان قصد دارد که بر اوضاع و احوال خود ، کنترل بهتری داشته باشد .
 
شاید هنوز گرایش به عفاف و حجاب در جوامع غربی فرا گیر نشده است، اما اینک برخی جوانان غربی ، صدای اعتراض خود را در جامعه بحران زده و بی بند و بار غرب منعکس می‌کنند . جوانانی که خواهان تغییر در برخی هنجارهای جامعه خود هستند.
 
افزایش گرایش زنان به اسلام و حجاب در غرب

اگر چه با توجه با تبیلغات منفی و همه جانبه غرب علیه اسلام و فرهنگ اسلامی، بسیاری از مردان و زنان غربی در ذهن خود، تصویر ترسناک و خطرناکی در ذهن خود ایجاد کرده‌اند، لکن در کنار تمام تبیلغات منفی غرب، روند گرایش و تمایل مردان به خصوص زنان غربی به اسلام و علی الخصوص به مسئله حجاب غیر قابل انکار است. به شکلی که بر اساس آمار مختلف، اسلام نسبت به دیگر ادیان در غرب رو به گسترش است و بیش از 150 درصد، افزایش یافته است.

پروفسور "مادلین زیلفی" استاد تاریخ خاورمیانه در دانشگاه مریلند درباره افزایش رروند تمایل قشر تحصیلکرده زنان در دانشگاه‌های آمریکایی می‌گوید: سرعت این روند مرا کنجکاو کرده است، من بارها این موضوع را در دانشکده دیده‌ام که اسلام به دختران هویت بخشیده است، اکنون دختران مسلمان با انگیزه قویتری در دین اسلام تحقیق می‌کنند و نسبت به اعتقاداتشان جدیت بیشتری دارند.

زیلفی همچنین می‌گوید: حجاب کلمه‌ای است که معنای بسیار دارد، حجاب همیشه در داخل و خارج کشورهای اسلامی نماینده خیلی از چیزها از جمله یک بیانیه سیاسی محکم علیه فساد و بی بند و باری و یک عمل مذهبی عمیق شخصی بوده است؛ این موضوع به اصل اسلام برمی‌گردد؛ قرآن حجاب را در قالب لباس لازم شمرده است.



برچسب‌ها: جنگ نرم و شناخت ابرهای تاریکی, م میرزایی, نشر کتابداران, ناشر جنگ نرم, م میرزایی جنگ نرم
[ سه شنبه 12 آذر1392 ] [ 20:8 ] [ رهرو ولایت-کارشناس‌جنگ نرم م.میرزایی ] [ ]
برای برنده شدن یک فیلم در جایزه اسکار باید شرایط زیر رعایت شود :

1- کاملاً علیه ملت ایران باشد.
2- زندگی در ایران را تیره و تار نمایش دهد.
3- مردم ایران را ملتی بی فرهنگ نمایش دهد.
4- ملت ایران را مردمی افسرده نمایش دهد.
5- مردم ایران را ملتی فقیر نمایش دهد.
6- ملت ایران را مردمی بی قید بر زندگی نمایش دهد.
7- مردم ایران را ملتی وحشی نمایش دهد.
و  هر آنچیزی که ملت ایران را در جهان خار و ذلیل کنید.

برای برنده شدن جایزه اسکار چه شرایطی باید داشت؟

انتخاب فیلم گذشته ساخته اصغر فرهادی به عنوان نماینده ایران در جایزه بین المللی اسکار 2014 با واکنش های مختلفی رو به رو بوده است. منتقدین معتقدند این فیلم فاقد هرگونه نماد ایرانی است و شایستگی نمایندگی ایران را ندارد. درواقع انتخاب فیلم گذشته از اصغر فرهادی که در فرانسه ساخته شده است ما را بیاد کلاه پهلوی می اندازد که بر سر ملت، فرهنگ، عقاید، مذهب، غیرت اسلامی و ایرانی ما گذاشتند می اندازد. زمانی فرانسوی ها خواستند فرهنگ مارا مطابق با فرهنگ بی بندو بار کشور خود در بیاورند و ملت مارا مصادره فرهنگی کنند و امروز این وظیفه بر دوش های اصغر فرهادی با فیلم گذشته سنگینی می کند. انتخاب فیلم فرانسوی اصغر فرهادی برای رساندن صدای فرهنگ ملت ایراندر جایزه بین المللی اسکار سال 2014 خیانتی واضح به عقاید و فرهنگ مردم شریف ایران است و بس.


برچسب‌ها: شرایط اسکار, فرهادی, اصغر فرهادی, اشغر فلهادی, فلهادی
[ یکشنبه 19 آبان1392 ] [ 0:7 ] [ رهرو ولایت-کارشناس‌جنگ نرم م.میرزایی ] [ ]

زن ایرانی هویت خود را در کجا جست‌وجو می‌کند؟

وضعیت بدحجابی در سطح کشور و میل به تبرج در بین زنان مسلمان این سؤال را به ذهن متبادر می‌کند که به راستی چرا در تحقق آرمان‌ اصلی جمهوری اسلامی، که انقلاب فرهنگی است، آن طور که باید موفق نبوده‌ایم؟ شاخص‌هایی مانند میزان استفاده‌ی افراطی از لوازم آرایشی در کشور و نوع پوشش برخی زنان، گویای یک بحران جدی فرهنگی‌اجتماعی است؛ طوری که کسانی که از کشورهای دیگر به کشورمان سفر می‌کنند از آرایش و پوشش خاص زنان کشور ما بهت‌زده می‌شوند.

آمار بالای جراحی‌های مختلف زیبایی در کشور ما و افزایش روزافزون آن بسیار نگران‌کننده است. این مسائل انسان را به فکر فرومی‌برد که به راستی دلیل افزایش آمار عمل‌های جراحی زیبایی در بین زنان چیست؟ و چرا این مسائل به طرز روزافزونی رخ عیان می‌کند؟ می‌توان از زوایای مختلفی این پدیده را واکاوی کرد.

خانم دکتر روح‌افزا از اساتید بسیار فعال و نام‌آشناست که در سال ۷۱ به لندن مهاجرت کرد و تصمیم گرفت در رشته‌ی مورد علاقه‌اش، الکترونیک، در دانشگاه منچستر، به ادامه‌ی تحصیل بپردازد. ایشان پس از طی مدارج بالای علمی، عضو هیئت علمی دانشگاه منچستر شد و به تدریس در همان دانشگاه پرداخت؛ اما پس از گذشت چند سال، علی‌رغم توانایی بالای علمی، به دلیل فعالیت‌های گسترده‌ای که در راستای انتقال نظام فکری اسلام به مردم اروپا داشت از دانشگاه منچستر اخراج شد. ایشان هم‌اکنون معاون طرح و برنامه‌ی شورای فرهنگی‌اجتماعی زنان است.

خانم دکتر روح‌افزا وضعیت زنان در غرب را بسیار اسف‌بار می‌دانند و اعتقاد دارند غرب بر خلاف ادعاهایش ارزش زن را پایمال کرده است و به همین دلیل، رهبری فرمودند ما در مسئله‌ی زن از غرب طلبکاریم.

ایشان در جلسه‌ای که با حضور بانوان فرهیخته‌ی کشور در محضر مقام معظم رهبری انجام شد، چارت اقتصاد خانواده‌ی اسلامی را معرفی کردند که قبلاً در کشور انگلیس ارائه کرده بودند و بسیار مورد استقبال قرار گرفته بود.

ایشان در سال‌های تدریس خود در انگلستان، علی‌رغم تمامی مشکلات موجود، با حجاب کامل ظاهر می‌شدند؛ اما از شرایط فعلی زنان مسلمان ایرانی بسیار متأسف و نگران هستند و ریشه‌ی تمامی مشکلات زنان را در هویت گمشده‌ی آن‌ها می‌دانند. برهان در گفت‌وگویی اختصاصی که با ایشان ترتیب داده، از زوایای مختلف به واکاوی این مسئله پرداخته است. این گفت‌وگو در دو بخش تنظیم شده است که قسمت اول آن را در ادامه می‌خوانیم.

 خانم دکتر، با وجود اینکه کشور ما یک کشور اسلامی است و برای تحقق آرمان‌های اسلام انقلاب کرده‌ایم، اما پس از گذشت سال‌ها، نتیجه‌ی این تلا‌ش‌ها آن طور که باید دیده نمی‌شود. به عنوان مثال، وضعیت حجاب در ایران به یک معضل جدی تبدیل شده است. گاهی پوشش یک زن مسلمان ایرانی بیشتر از یک زن غربی جلب نظر می‌کند. مشکل اصلی کجاست و چرا آن طور که باید در معرفی و ترویج مبانی و فرهنگ اسلام موفق نبوده‌ایم؟

من با رویکردی که اکثر ارگان‌ها به حجاب دارند چندان موافق نیستم. بحثی که ما خوب به آن نپرداخته‌ایم این است که اگر مسئله‌ی ما حجاب نباشد، چه می‌شود؟ اگر از این دیدگاه نگاه کنیم، می‌فهمیم مسئله‌ی اصلی ما چیست. بنیان خانواده زن است و خانواده هم جامعه را می‌سازد. فکر نمی‌کنم درباره‌ی این موضوع اختلاف‌نظری وجود داشته باشد. بحث درک حجاب از ابعاد مختلف، نه فقط پوشش، برای هویت زن چه در اسلام و چه در غیراسلام، یکی از بحث‌های اساسی است. یعنی زن غیرمسلمان و مسلمان باید هویت داشته باشد تا بتواند مادر، همسر، دختر و یک انسان به نام زن باشد. اگر هیچ ‌کاری هم نخواهد در اجتماع انجام دهد، لازمه‌ی همین که می‌خواهد نقش زن را در اجتماع ایفا کند، این است که خود را بشناسد و بفهمد که کیست.

من خیلی نمی‌خواهم به کلمه‌ی حجاب بپردازم، زیرا قرآن کمتر به این موضوع و بیشتر به پیش‌زمینه‌های آن پرداخته است. ما این نگاه را در اجتماع و جاهای مختلف کمتر می‌بینیم. ما در مورد صحبت کردن زنان، در قرآن، آیه داریم و این یعنی ضرورت حجاب و عدم ارتباط با نامحرم. یعنی بحث معاشرت بین زن و مرد که مقام معظم رهبری هم در مورد آن تأکید کرده‌اند. بسیار خانم‌های چادری و باحجاب داریم که نمی‌دانند چطور باید با آقایان صحبت کنند یا نمی‌دانند پوشیدن روسری و مانتو یا هر چه به عنوان پوشش استفاده می‌کنیم، چطور باید باشد.

در حال حاضر، جاهایی که مد لباس و نمایشگاه می‌گذارند، بحث جاذبه را مطرح می‌کنند؛ یعنی طوری روسری و شال بگذارید که قشنگ‌تر شوید، در حالی که فلسفه‌ی حجاب عدم جذب نگاه است. قرآن می‌گوید در حرف زدن، نگاه کردن، راه رفتن و ارتباط با نامحرم مراعات کنید. وقتی حضرت مریم احساس می‌کند روح‌القدس آمده و ممکن است نامحرم باشد، به خدا پناه می‌برد.

 در قرآن بر این‌‌ گونه موارد به شدت تأکید شده است و شبهاتی که وارد می‌شود به دلیل این است که این موارد به خوبی تبیین نشده‌اند.در واقع شما معتقدید چون ابعاد مختلف و زیرساخت‌های حجاب به زنان معرفی نشده است، آن‌ها آمادگی لازم را برای پذیرش حجاب پیدا نکرده‌اند.

بله، ما فقط گرفتار این هستیم که خانم‌ها چطور لباس بپوشند. البته حجاب ظاهر بسیار اهمیت دارد، اما زن باید بداند که هویت او در این است که بتواند خود را ارضای عاطفی، ذهنی، فکری و عقلانی کند و پوشش و ظاهر او در حقیقت بستری سطحی از عمق اندیشه‌‌ی اوست و نباید هیچ ‌گونه ارتباط و تعامل با نامحرم داشته باشد. اگر زنی این مسائل را نداند، نمی‌فهمد حجاب پوشش است. این گونه، موضوع خیلی پوسته‌ای و پذیرش آن بسیار سخت می‌شود.

 یکی از مسائلی که زنان جامعه‌ی ما به آن گرایش دارند میل به تبرج است و گاهی هزینه‌های گزافی صرف این مسئله می‌شود. دلیل گرایش برخی خانم‌ها به این مسئله چیست؟

وقتی که یک خانم آرایش می‌کند، یعنی می‌خواهد دیده شود. اینکه زنان نیاز به دیده شدن دارند، خاصیت فیزیولوژیکی آن‌هاست که آیه‌ی «عاشروهن بالمعروف» پاسخ آن را می‌دهد. احادیث زیادی داریم که برای دختر خود کادو بخرید، به او محبت کنید و او را ببوسید که این‌‌ها راه‌حل‌های اسلامی این موضوع است. ما چقدر به این موضوع می‌پردازیم؟ این‌‌ موارد زمینه‌ساز داشتن حیا و فاصله‌ی بین محرم و نامحرم است.

اگر در بهترین مجلس مذهبی بخواهند این حدیث از حضرت زهرا را بگویند که زنی خوشبخت و سعادتمند است که نامحرم او را نبیند، اعتراض بسیاری در پی خواهد داشت. برای اینکه ما به نوعی، هویت‌ خود را در ارتباط با نامحرم جست‌وجو می‌کنیم و می‌خواهیم در اجتماع ارضای عاطفی شویم. این یعنی بی‌حجابی، اگرچه پوشش کامل داشته باشیم. حضرت زهرا از مرد نابینا کناره ‌گرفتند و فرمودند من که او را می‌بینم. یعنی به نوعی تعامل بیجا با نامحرم را رد می‌کنند، ولی در مسجد خطبه هم می‌خوانند. اگر بتوانیم زمینه‌‌‌های حجاب را تبیین کنیم، شاید انتخاب نحوه‌ی پوشش بسیار آسان شود.

در خارج از کشور خانم‌‌هایی که مسلمان می‌شوند، بلافاصله حجاب را انتخاب می‌کنند. هیچ ‌کدام موی خود را بیرون نمی‌گذارند و روسری‌های بلند می‌پوشند. پوشش‌‌‌ها کامل، رفتار‌‌ها درست و ارتباط با نامحرم کاملاً حساب‌شده می‌شود؛ زیرا آن‌ها حقیقت اسلام و هویتی را که اسلام به زن داده است، فهمیده‌اند و دیگر نیازی به این‌‌ آموزش‌ها ندارند. برای صفای باطن خود و برای اینکه احکام را درست انجام دهند، پیش می‌روند و همه‌ی حریم‌‌‌ها را رعایت می‌کنند. مثلاً سر یک میز با مرد غذا نمی‌خورند، زیرا هویت خود را پیدا کرده‌اند.

 در بحث هویتی، زنان متأسفانه این ‌قدر باید دست‌‌دوم شوند که مردها آنان را بپسندند. آنچه اکنون در جو اجتماعی و فیلم‌‌‌ها و سریال‌‌‌ها می‌بینیم نیز همین را القا می‌کند. همه‌ی دغدغه‌ی زنان این شده است که از هم سبقت بگیرند. هر که زیباتر است و بهتر دیده می‌شود، جلوتر است. این زن‌‌ها در سنین حتی پایین که در حال حاضر به سی یا سی‌وپنج سال رسیده است، احساس می‌کنند درون خود و در عمق عاطفه‌ی خود، شکست خورده‌اند. در خانواده وقتی به زن نگاه نمی‌شود، زن می‌شکند و برای اینکه به او نگاه شود، خودآرایی می‌کند. این‌‌ موضوعات به اصل حجاب بازمی‌گردد. حجاب درست راه رفتن، حرف زدن، نگاه کردن و حیا داشتن در اختلاط با نامحرم است، نه فقط پوشش ظاهری.

زن می‌خواهد به او نگاه شود، پس به دنبال لوازم آرایش و عمل جراحی زیبایی می‌رود؛ اما نگاه غلط که به او می‌شود، باز هم می‌شکند، چون این نگاه او را ارضای عاطفی نمی‌کند. مرد یک نگاه می‌کند و رد می‌شود. شاید هم ارضای عاطفی شود و ارتباط بگیرد، اما باز هم می‌شکند. برای اینکه آن شخص زن را به خاطر هویت او نمی‌خواهد، به خاطر ظاهر او می‌خواهد. یعنی آن زن دارد کالا را بد و غلط عرضه می‌کند و چون حقیقت خود را عرضه نمی‌کند، خریدار دائمی ندارد. پس به دنبال خریدار بعدی می‌گردد و تشویش پیدا می‌کند.

دیگران به این موضوع پرداخته‌اند و ریشه‌ی بی‌هویتی زنان را در بعضی از کارها پیدا کرده‌اند، اما ما در پوسته گیر کرده‌ایم. من با مسئله‌ی حجاب در جامعه به عنوان مسئله‌ی اصلی که باید حل شود، به شدت موافقم. چون زن اگر حجاب نداشته باشد، اصلاً نمی‌تواند جایگاه خود را پیدا کند. در یک دور باطل می‌افتد و تا آخر عمر باید خود را اثبات کند.پس از نظر شما، ریشه‌ی این مسئله به این برمی‌گردد که زنان هویت واقعی خود را نمی‌شناسند.

 بله، از نظر من، مهم‌ترین مسئله هویت زن است. اگر زن خود را پیدا کند، همه‌ی مسائل حل می‌شود. حال خود را کجا می‌تواند پیدا کند؟ در دامن «مدونا»، خواننده‌ی خارجی، یا هنرپیشه‌های خودمان یا زنی که زیباتر و جلوه‌گرتر باشد؟ عمل کردن بینی، چانه، گونه، استفاده از لباس‌های متنوع و آرایش به خاطر این است که دیگران را جذب کنند، زیرا زنان بی‌هویت هستند.

من اولین باری که در دانشگاه در خارج از کشور پذیرش گرفتم، استاد راهنمای من در مورد حجاب از من پرسید، به او گفتم فکر می‌کنید نمی‌شود زیر پوشش حجاب عقل و اندیشه‌ای باشد. گفت مردم کشور شما سوار الاغ می‌شوند و شما می‌خواهید در رشته‌ی برق تحصیل کنید؟ گفتم شما فکر کنید که زیر این پوشش می‌تواند اندیشه‌ای باشد، من می‌خواهم با شما در فکر و اندیشه مقابله کنم. چرا دوست دارید هر جا که خانم‌‌‌ها هستند، تن عرضه شود؟ فکر کرد و گفت چقدر هوشمندانه جواب دادید. گفتم این را دین من به من یاد داده است و به من گفته به نامحرم، یعنی به مرد، اجازه نده که تو را بخرد. پوشش من به مرد اجازه‌ی چنین کاری را نمی‌دهد. گفت چنین دین و بینشی مطمئناً دین اسلام نیست. البته بعدها دیدگاه او به اسلام تغییر کرد.

 یکی از مسائل جدیدی که در سال‌های اخیر، در بین خانم‌ها به وجود آمده است، گرایش به رفتارها و نقش‌های مردانه است که متأسفانه عوامل زیادی به این مسئله دامن می‌زنند. مقام معظم رهبری از این مسئله با تعبیر «مردواره کردن زن» یاد کرده‌اند. این مسئله چه تبعاتی را به دنبال دارد؟

متأسفانه این مسئله در بین برخی از زنان وجود دارد که ما یا باید شکل مرد‌‌ها باشیم و‌ خود را نشان دهیم یا مدل مرد‌‌ها زندگی کنیم. با درسی که می‌خوانیم و کاری که در اجتماع انجام می‌دهیم، شاید مقداری احساس هویت کنیم. اگر سوار هواپیما می‌شویم و می‌بینیم عده‌ی زیادی مرد هستند و دو خانم، می‌گوییم ما خود را اثبات کرده‌ایم و این گونه احساس غریبگی نمی‌کنیم. می‌گویند خیلی عالی است که با مرد‌‌ها داریم به عسلویه می‌رویم؛ در حالی که این بسیار بد است. چنین کسانی نمی‌پذیرند که برای زن چه چیز خوب و چه چیز بد است. ‌این به معنی این نیست که خانم‌‌ها در رشته‌های فنی و مهندسی درس نخوانند. اینکه ما هویت خود را اینجا پیدا می‌کنیم، بد است؛ نه اینکه این کار‌‌ها را انجام ندهیم.

در خارج از کشور خانم‌‌هایی که مسلمان می‌شوند، بلافاصله حجاب را انتخاب می‌کنند. هیچ ‌کدام موی خود را بیرون نمی‌گذارند و روسری‌های بلند می‌پوشند. پوشش‌‌‌ها کامل، رفتار‌‌ها درست و ارتباط با نامحرم کاملاً حساب‌شده می‌شود؛ زیرا آن‌ها حقیقت اسلام و هویتی را که اسلام به زن داده است، فهمیده‌اند و دیگر نیازی به این‌‌ آموزش‌ها ندارند.

در حال حاضر، حتی زنان باحجاب ما نیز می‌گویند اگر من در بیرون کار نکنم، ممکن است در جامعه به من نگاه بد شود. در حالی که باید کارهای خانه را انجام دهد، بچه‌داری و همسرداری کند، خانواده‌ی همسر و خانواده‌ی خود و تعاملات مختلف را تحت پوشش قرار دهد؛ اما کار بیرون از خانه را برای کسب درآمد انتخاب می‌کند، چیزی که به زن ربطی ندارد. برای اینکه می‌خواهد با مردان مچ بیندازد و بگوید من می‌توانم این کار را انجام دهم، اما دارد برای خود و بچه‌های خود کم می‌گذارد. این مچ انداختن‌‌‌ها تمام نمی‌شود. کلاه هم بر سر زن می‌رود.

در کشورهای خارجی خیلی بدتر است. زن برای اینکه دیده شود، باید هر کاری انجام ‌دهد، حتی با او ازدواج هم نمی‌کنند. آنجا آمار ازدواج‌های قراردادی هفتاد درصد است که این آمار برای سال ۲۰۰۷ بود. در حال حاضر، حتماً ۲۰ یا ۲۵ درصد بیشتر شده است؛ یعنی اکثر مردم موفق به ازدواج نمی‌شوند. زن سه بچه دارد، ولی مرد حاضر نیست با او ازدواج کند. می‌گوید برای چه باید با تو ازدواج کنم، وقتی ارزان در جامعه ریخته است یا چرا باید مسئولیت خانواده را بپذیرم.

 چه مسائلی سبب شده است که زنان جامعه‌ی ما در این مسیر قرار بگیرند؟

دلایل مختلفی در به وجود آمدن این مشکلات دخیل‌اند. آیا ما در جامعه‌ی ایرانی، سبک زندگی اسلامی و هویت اسلامی را به زن داده‌ایم یا هویت غربی را؟ از زن می‌خواهیم باحجاب باشد، در حالی که به او هویت غربی داده‌ایم و به او گفته‌ایم وقتی زن هستی که دائماً در حال اثبات خود به مرد‌‌ان باشی. در کنار این کار، جلوه‌گری و زیباگری هم وجود دارد که ابزار بسیار آسانی است. دانشجویان ما می‌گویند استاد‌‌ها ما را این گونه بیشتر می‌پسندند و ما راحت‌تر می‌توانیم درس‌های خود را پاس کنیم. این استفاده‌ی ابزاری از زن است.

 این صحبت خیلی تند، ولی حقیقت است. این کار برای زن هویت‌فروشی، روح‌فروشی و قلب سپردن است، برای اینکه مدرک بگیرد. چه کسی در جامعه‌ی ما این بحث را به وجود آورده و تبیین کرده است که زنان اگر مدرک تحصیلی نداشته باشند، اندیشمند نیستند؟ مدرکی که این گونه به دست می‌آید، چه اندیشه‌ای به زن می‌دهد؟

حاصل، این می‌شود که دختری در دانشگاه به من می‌گوید من ازدواج کرده‌ام، شوهرم هم خوب است، ولی نمی‌توانم با او زندگی کنم. از نظر بنده، چون اولین کسی که با این دختر بوده دست‌ودل‌باز و دومی خوش‌تیپ بوده است، این دختر نمی‌تواند آن‌ها را فراموش ‌کند و آن‌ها را با هم مقایسه می‌کند. این موضوع در مقالات روان‌شناسی ثابت می‌شود. چون نگاه‌های متعددی به او ‌شده است، در تمام طول زندگی‌ تا هشتادسالگی، اگر آلزایمر و دیابت نگیرد، آن‌ها را فراموش نمی‌کند و با آن‌ها می‌جنگد.

تعادل هورمونی خانم‌‌ها در دوران بارداری و شیردهی با هم فرق می‌کند و آن‌ها دچار نوعی افسردگی می‌شوند و در دوران افسردگی،‌‌‌ به این‌ گونه ‌موضوعات فکر می‌کنند. مادری که به بیگانه فکر کند یا خانم بارداری که در محیط کار، نگاه مرد نامحرم را دارد، چقدر ارحام مطهره را درک کرده است؟ سبک زندگی و روش زندگی زن ما اسلامی است یا غربی؟ تمام فاکتورهایی را که نظام جمهوری اسلامی در حال حاضر برای زنان تعریف می‌کند، فاکتورهای مدل زن غربی است.

در حال حاضر، بچه‌ی چهارده‌ساله موهای خود را مش می‌کند، پیرزن‌ها هم با عمل جراحی و از بین بردن چین‌وچروک، به دنبال این هستند که به نوعی دیگران را جذب کنند. از بچگی و جوانی همیشه نگاه طلبیده‌اند و حالا که پاسخ نمی‌گیرند، افسرده می‌شوند و سخت هزینه می‌کنند؛ زیرا همیشه هویت خود را در جلب نگاه پیدا کرده‌اند. دختران ما هم دارند هویت و شخصیت خود را در مدرک تحصیلی و شغل و زنان اندیشمند ما در حضور اجتماعی و تلویزیونی و مطبوعاتی پیدا می‌کنند. خیلی درد است، چقدر از حضرت زهرا که دنیای علم و دانش و فرهنگ و اندیشه بودند، فاصله وجود دارد.

 از صحبت من برداشت اشتباه نشود، من نمی‌گویم خانم‌‌‌ها در این عرصه‌ها حضور پیدا نکنند، باید بدانیم حضور صحیح خانم‌‌‌ها چگونه است و چه برنامه‌ریزی‌هایی برای حضور صحیح آن‌ها در جامعه کرده‌ایم؟

تمام مصوبات شورا، اقدامات مرکز امور زنان و کارهای قوه‌ی قضائیه در بحث طلاق را در نظر بگیرید. ما فقط به زن می‌گوییم خودت باش، جدای از خانواده، به مرد هم می‌گوییم خودت باش، در حالی که رساله‌ی حقوق امام سجاد، این‌‌ موارد را به هم پیوند داده است و می‌گوید باید حقوق متقابل به یکدیگر دهیم، مرد به زن، زن به مرد، بچه‌‌ها به والدین و والدین به بچه‌ها و فراتر هم می‌رود و همسایه و عمه و خاله و مادربزرگ و… را مثل یک زنجیره به هم پیوند می‌دهد. در حالی که ما داریم در بحث قوانین، این موضوعات را از هم جدا می‌کنیم.

در کشور انگلستان، یک بار این بحث را مطرح و این رساله را معرفی کردم، دنبال شماره‌‌ی تلفن و آدرس ایمیل امام سجاد بودند. می‌گفتند این پروفسور که از او تعریف کردید چه کسی است؟ به نظر من، در بحث هویت زن، ما از غرب کپی‌‌پیست کرده‌ایم. وقتی در کامپیوتر کپی‌پیست می‌کنیم، نقطه‌‌ی آن را هم می‌آورد. ما بحث هویت زنان را از غرب با نقطه‌ی پایانی آن آورده‌ایم؛ یعنی جذب نامحرم و مردواره کردن زن، مادر بودن یعنی وقت تلف کردن، همسر بودن یعنی برده بودن؛ ولی اگر برای جامعه هر نوع بردگی کردید، آزادی است.

تمام مصوبات شورا، اقدامات مرکز امور زنان و کارهای قوه‌ی قضائیه در بحث طلاق را در نظر بگیرید. ما فقط به زن می‌گوییم خودت باش، جدای از خانواده، به مرد هم می‌گوییم خودت باش، در حالی که رساله‌ی حقوق امام سجاد، این‌‌ موارد را به هم پیوند داده است و می‌گوید باید حقوق متقابل به یکدیگر دهیم.

خانمی که در خانه می‌خواهد خود را برای همسرش آرایش کند، می‌گوید مگر من برده‌ی این آقا هستم، اما در کوچه که این کار را می‌کند، اصلاً احساس بردگی نمی‌کند. در حالی که آنجا برده‌تر است، زیرا آن مرد همسرش است، با او زندگی می‌کند، دوستش دارد و به او محبت می‌کند. ما تلاش نمی‌کنیم تا جایگاه حقیقی زن را در جامعه پیدا کنیم. من مخالف این نیستم که مثلاً خانم‌ها تناسب اندام داشته باشند، برای سلامتی آن‌ها خوب است، زیباست، ولی اگر زنی به دنبال تناسب اندام است تا نگاه جذب کند، این کار برای او مصیبت است. بحث این است که او به چه دلیل این کار‌‌ها را انجام می‌دهد. چرا فروش لنز رنگی در ایران بسیار زیاد است؟

 خداوند در قرآن می‌گوید درست حرف بزنید، در حالی که ما پشت تلفن از این اصطلاحات استفاده می‌کنیم؛ قربان شما بروم یا خواهش می‌کنم. اگر از خانم مهماندار بپرسید شغل‌ شما چیست، با افتخار می‌گوید مهماندار هواپیما هستم. ولی او با ظاهری که دارد، وقتی خم می‌شود تا روی میز مردی غذا بگذارد، آن آقا لذت می‌برد و او بابت لذت بردن دیگران دارد از دولت جمهوری اسلامی حقوق می‌گیرد و این برای زن مصیبت است و همان مهماندار پشت بلندگو می‌گوید لطفاً حجاب اسلامی را رعایت فرمایید. چرا این تناقضات را در هویت جامعه به وجود می‌آوریم؟ این موضوع بیشتر به خود ما‌‌ بازمی‌گردد.

دختر ما فکر می‌کند فقط وقتی دانشگاه برود و درس بخواند همه چیز دارد. می‌رود و درس می‌خواند و یک رشته‌ی خوب دانشگاهی هم قبول می‌شود. امکان ازدواج برای این دختر هفتاد به سی است. زیرا هفتاد درصد دختر‌‌ها و سی درصد پسرها به دانشگاه رفته‌اند. از بین این هفتاد درصد، شاید سی درصد با قشر دانشگاهی ازواج کنند، چهل درصد باید با پسری ازدواج کنند که مدرک تحصیلی پایین‌تر از آن‌ها دارد که یا در ازدواج سرخورده می‌شوند یا ازدواج نمی‌کنند. حق مادری، عشق‌ورزی، محبت کردن و آن چیزی را که به زن هویت می‌دهد، از او می‌گیریم و یک مدرک تحصیلی به او می‌دهیم؛ در حالی که کاری هم برای او وجود ندارد. این نظام غربی است. ما الآن در جامعه داریم مطابق مدل غربی زندگی می‌کنیم که دستاورد آن هم غربی می‌شود.


زن ایرانی هویت خود را در کجا جست‌وجو می‌کند؟


برچسب‌ها: حجاب و عفاف, م میرزایی, کارشناس جنگ نرم, کتابداران, ستاد عفاف و حجاب علم الهدی مشهد
[ شنبه 18 آبان1392 ] [ 23:55 ] [ رهرو ولایت-کارشناس‌جنگ نرم م.میرزایی ] [ ]

قبل از خواندن متن توجه داشته باشیم که:با دیدن این عکس  و خواندن این مطالب سریع نگوییم اینها انگل هستند؛سریع نسخه فی البداهه نپیچیم که باید با اینها برخورد شود؛سریع به دنبال روشهای فیزیکی بی فایده و انسان عقده ای کن نباشیم

آسیب اجتماعی بد حجابی

آسیب اجتماعی بد حجابی

هر سالی که می گذرد، بدحجابی‌ها شکل و شمایل جدیدتری به خود می‌گیرند، تا جایی که دیگر با سری به مانتوفروشی ها متوجه می شویم که باید با چیزی به نام «دکمه» در مانتوها خداحافظی کنیم. مانتو هم دیگر معنای خود را از دست داده و بیشتر شبیه شنلی شده که تنها روی شانه ها آویزان می شود و از روبرو چیزی به نام «مانتو» دیده نمی‌شود.ولی راه چیست؟ به نظر می رسد برای پدیده حجاب باید به این سوالات جواب روشن، دقیق و عینی (یعنی علم واقع گرایانه) داد. سوالاتی از قبیل سوالات زیر:

اول باید علت ایجاد این پدیده شناسایی شود. همچنین باید مشخص شود که این پدیده انحراف است یا نه. بعد باید دید که چرا این افراد آن را می پسندند؟ چرا نباید این روش را بپسندند؟ تفاوت این افراد با کسانی که خود حجاب اختیاری دارند چیست؟ چگونه این شکاف را می شود پر کرد؟

فرهنگ بر اساس منافع دریافتی و ذهنی افراد شکل می گیرد. چرا این افراد از این روش احساس نفع می کنند؟ نفع از نظر این افراد چیست و با افراد باحجاب چه تفاتی دارد؟ شکاف نفع و فایده و ادراک از آن چگونه ایجا شده و چگونه پر می شود؟

با پاسخ به این سوالات تازه می توان پدیده بدحجابی را به طوری کامل توصیف کرد. نوشته زیر تنها توصیف دیده ها و گزارشی است از واقعیت در بخشی از دختران و زنان ایران. توصیف کامل و تجویز درمان در جای خود قابل طرح است. از عجله بپرهیزیم اگر می خواهیم علمی برخورد شود.

 مانتو یا شنل؟

هر سالی که می گذرد، بدحجابی‌ها شکل و شمایل جدیدتری به خود می‌گیرند، تا جایی که دیگر با سری به مانتوفروشی ها متوجه می شویم که باید با چیزی به نام «دکمه» در مانتوها خداحافظی کنیم. مانتو هم دیگر معنای خود را از دست داده و بیشتر شبیه شنلی شده که تنها روی شانه ها آویزان می شود و از روبرو چیزی به نام «مانتو» دیده نمی‌شود.

شلوار زنانه هم جای خود را به پوششی به نام «ساپورت» داده است، پوششی که علی رغم ترجمه آن هیچ حفاظتی برای شخص مصرف کننده ندارد و حتی جذاب تر از برهنگی برای افراد است. شال و روسری هم تنها تکه پارچه ای شده‌اند که وسط سر را می پوشانند و موها و گردن را جذاب‌تر از بی‌حجابی به نمایش می گذارند.

اگر در سالهای پس از انقلاب اسلامی در ایران رنگ‌های حضور در جامعه در سفید، قهوه ای، طوسی و مشکی خلاصه می شد در سال های اخیر، استفاده از رنگ‌های متنوع در اجتماع متداول شد و این روزها استفاده از رنگ‌ها به اوج خود رسیده و رنگ‌های شبرنگ از سرخابی تا سبز فسفری تبدیل به مد روز شده است.

 رنگین کمان ویترین‌ها

میدان هفت تیر تهران یکی از بورس های مانتوفروشی است که از بالای شهر و پایین شهر خریداران خودش را دارد، ویترین ها رنگین کمان مانتو، شال سر و ساپورت هستند. وارد یکی از مغازه ها می‌شوم. قیمت ها از ۸۰ هزار تومان شروع و بنابر جنس و کاری که برده، گران تر می شود. فروشنده ها تلاش می‌کنند تا بفهمند دنبال چه مدل مانتو و یا ساپورتی هستیم. به یکی از آنها می گویم: ببخشید مانتوی دکمه‌دار می خواهم.

فروشنده جواب می دهد: آهان! اداری می خواهید؟ می گویم: مگر فقط در اداره باید دکمه دار پوشید؟

فروشنده می گوید: من نمی‌دانم خانم، مدل‌های ما همین هاست. جلویش بند دارد دیگر کسی دکمه‌دار نمی‌پوشد!

فروشنده دیگر می‌گوید: خیلی‌ها تازه می‌آیند می‌گویند مانتویی که همین بند را هم نداشته باشد ندارید؟

یکی دیگر از بورس‌های مانتوفروشی در تهران، چهارراه امیراکرم است. اگر کسی حوصله گشتن داشته باشد لابه‌لای مانتوهای مغازه‌های این محدوده می‌تواند مانتوهای شبیه مانتو که هم آستین داشته باشد و هم دکمه را پیدا کند.

 عفاف، رنگ باخته است/ اتاق پرو؛ وسط مغازه مانتوفروشی

علی رغم آنکه همه مغازه‌های مانتوفروشی اتاق پرو دارند تا مشتری قبل از خرید، لباس را بپوشد و امتحان کند اما ظاهراً با همه گیر شدن مانتوهای بدون دکمه و جلوباز، این اتاق‌ها هم کاربری خود را از دست داده‌اند. چون بخش عمده مشتریان این مانتوها را همان وسط مغازه می‌پوشند و انتخاب می‌کنند.

البته این اقدام مورد اعتراض خود مغازه داران قرار می‌گیرد و به این خانم ها این طور تذکر می‌دهند که «به خاطر خرید یک مانتو ما را از نان خوردن نیندازید الآن یک مأمور ببیند در مغازه را می بندند ما بدبخت می شویم» ولی این تذکر هم مثل تذکری که مقابل در ورودی تمام مغازه‌های لباس فروشی زده شده است «رعایت حجاب اسلامی الزامی است» خیلی کارساز نیست.

خانم مانتویی حدود ۵۰ ساله‌ای که مشغول انتخاب مانتوی مناسب برای دختر نوجوانش هست درباره مدل های موجود مانتو در بازار می گوید: من خودم خیاطی می کنم و مانتوهای خودم را هم خودم می دوزم اما دخترم اصرار دارد که از مدل های مانتوی حاضری بخرد چون دوستانش این طور لباس می پوشند من هم سعی می کنم حداقل از بین مدل ها و رنگ های فعلی مدلی که کمتر جلب توجه کند را کمک کنم، انتخاب کند. ولی باید بپذیریم که با این وضع مغازه‌ها و جامعه، از دست پدر و مادر در نوع پوشش بچه ها کاری برنمی‌آید.

آقای فروشنده هم می‌گوید: ما به بازار نگاه می کنیم و مدل های مانتو را به مغازه می آوریم این مدلهای بدون دکمه و شنلی، ارزان تر هستند و رغبت بازار هم نسبت به اینها خوب است.

بیشتر که با فروشنده ها و خریداران صحبت می کنیم مستأصل بودن مردم در برابر موج بی بند و باری را کامل تر حس می کنیم. چرخه ای معیوب و خراب. عده ای با برنامه ریزی دقیق، مدل یا مدل هایی از لباس را تبدیل به الگو می کنند و مدام در برنامه های ماهواره ای خود از آن استفاده می کنند، بخشی از این لباس ها به شکل قاچاق وارد کشور ما می شود و بخشی دیگر دانسته یا ندانسته توسط تولیدکنندگان داخلی کپی برداری و تولید می شود. مدل ها به مغازه ها و بازار فروش راه می یابند. عده ای آنها را بر تن می کنند و در شهر جولان می دهند و بعد از مدتی مثل یک ویروس واگیردار با قیمتی ارزان تر از پوشش اسلامی همه جا را فرا می گیرند. مثلاً «مد روز» می شوند، تا حدی که دیگر پیدا کردن یک لباس اسلامی کیمیا می شود و این موج، تلاش می کند سبک ترها را با خود ببرد.

آنچه در قانون قید شده است مسئولیت ۲۶ نهاد در رابطه با قانون گسترش حجاب و عفاف است اما همه تا حرف از برخورد با بدحجابی و گسترش عفاف در جامعه می شود انگشت به سمت نیروی انتظامی دراز می کنند برای اینکه مبادا مسئولان سایر دستگاه ها از صدا و سیما و وزارت ارشاد گرفته تا وزارت بازرگانی از خواب زمستانی در برابر بی حجابی های فصلی بیدار شوند.

 بدحجاب‌ها زیبا هستند؟

زمانی می گفتند بدحجاب ها زیبایی‌های خود را به رخ رهگذران می کشند اما آیا واقعاً بدحجاب های امروزی زیبا هستند یا ترسناک؟ می گویند زیبایی از چشم آقایان با خانم ها فرق دارد به همین دلیل از آقایان درباره بدحجاب ها می پرسیم.

یک آقای جوان دانشجو معتقد است که قیافه همه بدحجاب ها را تقریبا می شود به ۲ یا ۳ گروه تقسیم کرد. چون تقریباً تیپ و ظاهرشان تقلیدی است حتی عمل های جراحی که روی صورتشان هم انجام می دهند آنها را بیشتر به هم شبیه کرده است. وی درباره اینکه آیا تذکر و برخورد با این افراد، تاثیری بر رفتار آنها می گذارد، هم پاسخ می دهد: فکر نمی کنم شاید برای همان موقع تذکر، خودشان را جمع و جور کنند اما دو قدم آن طرف تر، تازه لج می کنند و بدتر از قبل تیپ می زنند.

آقای طلافروشی هم که خودش دختران نوجوان و جوان دارد، می گوید: من گاهی وقت ها از دیدن بعضی قیافه ها واقعاً می ترسم. بعضی از خانم ها که برای خرید می آیند ۱۰۰ لایه آرایش کرده اند یا لباس هایی می پوشند که من شرمم می آید به چشمم بخورد. باید اینها را از سطح جامعه جمع کنند وگرنه کل جامعه را فاسد می کنند.

خانم های بدحجاب عمدتاً بر این اعتقاد هستند که حجاب، امری شخصی است و آنها دوست دارند با ظاهری آراسته و زیبا وارد جامعه شوند، اما جدا از اینکه جامعه، فضایی عمومی با قوانین و هنجارهای خاص خود است بیشتر آقایان معتقد هستند که نگاهشان به این بد حجاب های رها در جامعه بیشتر از روی تعجب و تأسف است نه از روی تحسین به خاطر زیبایی!


برچسب‌ها: آیا بدحجاب ها زیباتر هستند, حجاب و عفاف, کتابداران, نشر ناشران مشهد, ناشر کتاب تخصصی
[ شنبه 18 آبان1392 ] [ 23:46 ] [ رهرو ولایت-کارشناس‌جنگ نرم م.میرزایی ] [ ]

ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﺩﺍﺭﻩ ﻣﯿﮕﻪ:
ﺟﻮﻭﻧﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺴﯿﺮ ﺯﻧﺪﮔﯿﺸﻮﻧﻮ ﻣﺸﺨﺺ ﮐﻨﻦ ﺗﺎ ﻣﻮﻓﻖ ﺑﺸﻦ ...
ﯾﻬﻮ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ ﻣﯿﮕﻪ:
ﻣﺴﯿﺮﺷﻮﻥ ﻣﺸﺨﺼﻪ ﺩﯾﮕﻪ ...
ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ .. ﺁﺷﭙﺰﺧﻮﻧﻪ ...
ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ... ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ...
ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ... ﺗﺨﺖ ﺧﻮﺍﺏ !!!...

برچسب‌ها: مسیر زندگیت کجاست, شناسایی جنگ نرم, م میرزایی, کتابداران
[ جمعه 17 آبان1392 ] [ 23:26 ] [ رهرو ولایت-کارشناس‌جنگ نرم م.میرزایی ] [ ]

هالیوودیسم و ایدئولوژی ترویج فحشاء و تباهی


صهیونیست‌ها برای رسیدن به آرمان‌های‌شان، کنترل افکار عمومی را در دست گرفته‌اند. آنها با استفاده از تبلیغات، عواملی نظیر فحشا را که به بسیاری از بیماری‌های جسمی و روحی می‌انجامد به مخاطب القا می‌کنند اما آنچه در این مرحله حائز اهمیت است شناسايی اهداف پشت پرده هالیوود و استفاده از همین ابزار برای خنثی‌سازی اثرات فیلم‌های ويرانگر است.

به گزارش فرهنگ نیوز ، یهودیان برای رسیدن به اهداف خود که همان ایجاد یک نظم نوین جهانی و سلطه بر دنیاست، سعی در استثمار جوامع در حال توسعه دارند.آنها در تلاشند نوعی سبک زندگی بی قید و بند و بر پایه روابط جنسی آزاد، مصرف گرایی، قدرت طلبی و خشونت را رواج دهند و با ترویج دنیا گرائی، به تضعیف ادیان الهی بپردازند. یهودیان با به دست گرفتن قدرت هالیوود و استفاده از ابزار هنر، فرصت تفکر را از مخاطب می گیرند. نكته بسيار موثر درباره نيايش هاي عبري، بيان روح جمعي و گروهي يهود است. آن ها مدافع و شفيع فرد نيستند، بلكه بر همه قوم ها نظر دارند. مهمترین مشکل یهود در طول تاریخ، امت ها هستند، یعنی همیشه با امت ها مشکل داشتند. با این دیدگاه قدرت ادیان، به نحوی باید از بین برود و مهمترین راه از بین بردن ادیان تبدیل امت به ملت است. یعنی ترویج ناسیونالیسم.

اسلام در مقابل نظم نوین جهانی، یک ایده جهانی مطرح می کند که در قرآن از آن به عنوان «امت واحده» ذکر می شود. امتی که در اسلام تعریف می شود، شامل همه مردم، فارغ از قومیت و نژاد است اما یهودیت قبل از این که یک دین باشد یک نژاد و قومیت است. در یهودیت، حکومت واحد جهانی تعریف می شود که با استقرار نژاد یهود در رأس تمام ملیت ها به وجود می آید. یعنی یهودیت سعی در تعریف یک دین نوین حهانی دارد که در این راه با آلوده کردن جوامع به مظاهر فحشا، سعی در تضعیف آنها دارد. فحشاء امنيت عمومى را سلب نموده و با از ميان رفتن امنيت، بناى جامعه انسانى فرو ريخته، اركان آن سست مى گردد.

در قرآن، فحشاء دارای معنای وسیعی است و منظور قرآن از «اشاعه فحشاء» هرگونه رفتار و گفتاری است كه زشتی آن بزرگ باشد. این بی بند و باری و روابط آزاد جنسی، از جانب یهود، برای غیر یهود تعریف می شود. همانطور که در پروتکل اول دانشوران صهیون اشاره می شود به اینکه غیر یهود حیواناتی هستند که فکر می کنند دارای حق بیشتری هستند و باید به وسیله مشروبات الکلی و فساد جنسی متوقف شوند.

مقدمه

در عصر مدرن که تکنولوژی و فرهنگ غرب در کشور نفوذ پیدا کرده است، باید بتوان تصویر درستی از فرهنگ و هنر غرب و راههای مقابله با آن بدست آورد، چرا که «در روزگار ما اسارت در چنگ ابزاری است که هویت فرهنگی دارد.»(آوینی، ص۸۵) هالیوود را نمی توان تنها به چشم یک هنر یا صنعت نظاره کرد، بلکه نوعی ایدئولوژی در آن حاکم است که سعی در تحمیل سبک زندگی غربی به دیگر جوامع دارد که باعث به خطر انداختن امنیت اجتماعی جوامع می شود و ایمنی فرهنگی را ضعیف می کند. به عبارت دیگر هالیوودیسم، ایدئولوژی فرهنگی- هنری دوران جدید استکبار جهانی است. جریان جهانی فرهنگی هنری که مکانیسم امنیت فرهنگی تمامی تمدن ها و فرهنگ ها را تحت تأثیر خود می دهد و با ترویج فرهنگ غرب در میان جوامع بشری، به اضمحلال معنوی آنها می پردازد. از جمله فحشاء که مصادیق آن را می توان در حوزه های مختلف زندگی فردی و اجتماعی مشاهده کرد. «پل اریک بلانرو» محقق و تاریخ نگار می گوید: «هالیوود مانند آفتی به تفکرات انسان ها نفوذ کرده و جهان را بر اساس خواسته های خود تفسیر و تأویل می کند.»

آنچه در بسیاری از فیلم های هالیوودی دیده می شود، نوعی سبک زندگی بی قید و بند و بر پایه روابط جنسی آزاد، مصرف گرایی، قدرت طلبی و خشونت است. سازندگان هالیوود همیشه تلاش دارند توسط رسانه های تصویری، مسائلی را که از نظر اصول دینی، قبیح شمرده می شوند، عادی سازی کنند و این امر جز با نشان دادن این مسائل در رسانه و ارائه جذابیت های ظاهری امکان پذیر نیست، چنانچه بسیاری از فیلم ها با صحنه های اروتیک به بیینده القا می شوند.

ما نمی توانیم برای حفظ فرهنگ و ارزش های خود، جلوی ورود این عناصر را بگیریم، اما می توانیم بر آن غلبه کنیم. «به اعتقاد ما مسلمانان دفترچه اطلاعات فنی انسان، قرآن کریم است. در قرآن از دو وجه انسان تعریف شده است. یکی بخش پیکره انسان است که بخش سخت افزاری است و بعد دیگر وجه نرم افزاری آن است که می فرماید انسان را به عنوان خلیفه الله در زمین برگزیدیم.ما در دیدگاه مکتبی خود، به وجه دوم این تعریف توجه بیشتری داریم و بر اساس آن مفاهیم انسانی خود را تعریف می کنیم اما غرب بر سر وجه اول باقی مانده و بر اساس آن اصرار دارد.» (کریمی، ۱۳۸۳، ص ۱۵۵ )

هالیوودیسم چیست؟

هالیوود نام منطقه ای است در لس آنجلس که از ۱۹۱۰ فیلم سازی در آن منطقه آغاز شد و به مرور رونق یافت تا آنکه امروز انبوهی از کمپانی های فیلم سازی، بنگاه های خبری و استودیو ها در آن مستقر هستند. اما دیگر آن را به یک مکان با کاربری های فوق نمی شناسیم. واقعیت آنست که ارتباطات هالیوود با نهادهای سیاسی، امنیتی، نظامی و اقتصادی به قدری پیچیده و در هم تنیده است که به عنوان بخشی مهم از هژمونی ایالات متحده آمریکا محسوب می شود. قبل از آنکه ارتش امریکا کشوری را اشغال نماید، این هالیوود است که آن کشور را فتح می نماید و زمینه توجیه روانی داخلی و جهانی آن را فراهم می کند. در طول این سال ها هالیوود توانسته است با صدور ایدئولوژی هالیوودیسم خود، پایگاه های بومی دیگر در مناطق دنیا ایجاد کند که نمونه بارز آن بالیوود هند می باشد.

در هالیوود تفکرات فلسفی رقم می خورد و اصل سینمای غرب سرگرمی نیست بلکه آنان در نوشته‌های خود محتوای ۲۸۰۰ ساله غرب را واکاوی کرده‌اند. هالیوود اغوا و سرگرم می‌کند اما پیچیده ترین مفاهیم فلسفی را به دیگران القا می‌کند.

هالیوود در تسخیر صهیونیسم

«یهودیان هالیوود از راه تلاشی مستمر برای جان دادن به داستان و جا انداختن آن در اذهان دیگران با جامعه همگون شدند... آن ها امریکای سایه ای آفریدند که تجلی همه ی کلیشه های کهنه و مبتذل ستاینده امریکا بود و به مجموعه ای قدرتمند از تصاویر و اندیشه ها جان دادند. چنان قدرتمند که تصویر امریکا را مسخر کرد. هیچ کس نمی تواند به امریکا بیاندیشد اما به سینما فکر نکند. به این ترتیب تناقص خود را تقویت کرد. این تناقص که فیلم ها جوهر امریکایی داشتند بی آنکه سازندگان شان امریکایی باشد. » (گابلر، ۱۳۹۱، ص ۲۶)

«سازمان های یهودی امریکا که اکثریت غریب به اتفاق آن ها صهیونیستی هستند، بیش از ۲۰۰ سازمان مهم (همراه با شعب مختلف) را تشکیل می دهند. یهودیان هالیوود خصوصاً تهیه کنندگان و پشتیبانان مالی اصلی، کاملاً به لابی های مختلف صهیونیستی و اسرائیلی وابسته هستند. نمونه واضح آن رابرت مردوخ یهودی استرالیایی الاصل است که در انگلیس، امریکا و استرالیا نفوذ گسترده ای دارد و چندین کمپانی عظیم رسانه ای، انتشاراتی و فیلمسازی دارد که مهمترین آن شرکت نیوز کوپوریشن است.»(مدد پور، ۱۳۸۷، ص ۲۳۰ ).

مدیران اکثر شبکه‌های ماهواره‌ای، روزنامه‌ها و رسانه‌های متعددی مثل «برادران وارنر»، «والت دیزنی»، «دریم ورکس»، یهودی‌اند و جزئی از نظام سلطه‌ی ‌تبلیغاتی و رسانه‌ای صهیونیسم بین‌الملل محسوب می‌شوند که با هدف ایجاد یک حکومت مرکزی مقتدر یهودی سعی در استثمار جوامع در حال توسعه دارند.

همانطور که در پروتکل پنجم صهیون آمده است: «دومین راز که شرط موفقیت حکومت آینده ی ما می باشد، اینست که با ایجاد شکست در طرح های ملی، ترویج عادت های جدید، برافروختن عواطف، برانگیختن و تحریک و ناراحتی و خستگی از مسائل زندگی، چنان جو آشفته ای به وجود می آوریم که هیچ کس نتواند جایگاه خود را در این صحنه کارزار مغلوبه که سگ صاحبش را نمی شناسد، تشخیص دهد. در چنین فضائی مردم غرق پشیمانی و تشویش می شوند و هیچ کس دیگری را درک نمی کنند. فایده ی دیگر این شیوه اینست که به کمک آن احزاب را به جان هم می اندازیم، نیروهای هم هدف را که همچنان از اطاعت ما سرباز می زنند، پراکنده می سازیم و بالاخره از فعالیت هر فردی که بخواهد سر راه ما بایستد جلوگیری می کنیم. »(پروتکل های دانشوران صهیون،۱۳۸۱، ص ۲۷۸)

«بدیهی ست وقتی دنیاگرایی و لذت پرستی محض و قدرت پرستی- یعنی سکولاریسم و هدونیستم و ولونتاریسم- به مثابه غایت تجدد نفسانی آمد، دین و معنویت می رود.» (مدد پور، ۱۳۸۷، ص ۳۲۰)

جذابیت فیلم های هالیوودی

فیلم برای جلب نظر مخاطب نیاز به جذابیت دارد. اما این جذابیت باید مبتنی بر فطرت باشد نه بر غرایز و امیال نفسانی همانطور که امام خمینی (ره) است که در منشور هنر انقلاب نوشتند: «هنر دمیدن روح تعهد درانسانهاست» و این همان سخنی است که برگرفته از دیدگاه‌های قرآنی است و همین دیدگاه خود به تنهایی می‌تواند پدیدآورنده هنری باشد که وظیفه‌اش نجات انسان‌ها و دمیدن روح تعهد در آنهاست.

شهید آوینی می گوید: «آنچه باعث شده سینما به سلطنت و محبوبیت امروز خویش در سراسر جهان دست یابد هویت تفننی و اعجاب انگیز آن است.» این جذابیت اگر تعدیل نشود، کاذب است و فرصت تفکر را از مخاطب می گیرد و این همان چیزی است که خالقان هالیوود به دنبال آن هستند.

«بحث لاکلاوموف در نظریه «تعین بخشی» اینست که روابط و صورت بندی های اجتماعی هرگز دائمی و پایدار نیستند، بلکه از جریانی از معانی که حول نقطه اتصال، تشکیل می شوند، نشات می گیرند، بنابراین تعین بخشی عبارت است از بر ساختن نقاط اتصالی که معنا را به طور نسبی مشخص و تثبیت می کند. می توان گفت که هالیوود مخاطبان مختلف را به اتحاد و وحدتی که همواره بی ثبات است و می توان آن را محبوبیت فراملی هالیوود نامید، پیوند می دهد. »(سمتی، ۱۳۸۵، ص ۱۶۴)

نظم نوین جهانی و امت واحد اسلامی

یهودی ها غیر از مادیت و چیزهای ملموس دنیا به چیز دیگری اعتقاد ندارند که این را می توان در اندیشه های لیبرالیسم، کمونیسم، ماتریالیسم، ناسیونالیسم و راسیسم مشاهده کرد. هس كه از اولين صاحبنظران يهود در مسئله صهيونيسم است می گوید: «نكته بسيار موثر درباره نيايش هاي عبري، بيان روح جمعي و گروهي يهود است. اين ها مدافع و شفيع فرد نيستند؛ بلكه بر همه قوم ها نظر دارند.»

مهمترین مشکل یهود در طول تاریخ امت ها بودند، یعنی همیشه با امت ها مشکل داشتند. در نتیجه با این دیدگاه، قدرت ادیان به نحوی باید از بین برود و مهمترین راه از بین بردن ادیان تبدیل امت به ملت است. یعنی ترویج ناسیونالیسم. اسلام هم یک ایده جهانی را مطرح می کند که در قرآن از آن به عنوان «امت واحده» ذکر می شود:

«كان الناس امة وحدة فبعث اللّه النبين مبشرين و منذرين و انزل معهم الكتب بالحق ليحكم بين الناس فيما اختلفوا فيه و ما اختلف فيه الا الذين اوتوه من بعد ما جائتهم البينات بغيا بينهم فهدى اللّه الذين آمنوا لما اختلفوا فيه من الحق باذنه و اللّه يهدى من يشاء الى صراط مستقيم»(سوره بقره، آیه ۲۱۳)

«مردم قبل از بعثت انبياء همه يك امت بودند خداوند به خاطر اختلافى كه در ميان آنان پديد آمد انبيائى به بشارت و انذار برگزيد و با آنان كتاب را به حق نازل فرمود تا طبق آن در ميان مردم و در آنچه اختلاف كرده اند حكم كنند اين بار در خود دين و كتاب اختلاف كردند و اين اختلاف پديد نيامد مگر از ناحيه كسانى كه اهل آن بودند و انگيره شان در اختلاف حسادت و طغيان بود در اين هنگام بود كه خدا كسانى را كه ايمان آوردند در مسائل مورد اختلاف به سوى حق رهنمون شد و خدا هر كه را بخواهد به سوى صراط مستقيم هدايت مى كند.»

«انسان ها در ابتدا امت واحد بودند، اما بعد اختلافاتی بین آنان ایجاد شد، خداوند پیامبرانی را برای رفع این اختلافات فرستاد و پس از پیامبر خاتم، ائمه علیهم السلام را مأمور به این امر کرد. هر چند در این خصوص تاکنون نتیجه مطلوب به دست نیامده است، لیکن امید می رود در حکومت حضرت مهدی علیه السلام امت واحدی پدیدار گردد.» (پیغان، ۱۳۸۰)

طبق تفسیر المیزان «امت واحده » در نه آیه قرآن آمده است که این آیات را می توان به سه دسته تقسیم کرد»

۱- آیاتی که خطاب به پیامبران بوده و فرمان الهی را برای تشکیل امت واحد به آنان یادآور می شود و بیان می کند که مردم به طور فطری و غریزی امت یگانه ای هستند و سرشت آنها اقتضا می کند که در این جهت حرکت کنند، اما اختلافاتی که پیش می آید آنان را به تفرقه می کشاند.

۲- آیاتی که هر نوع مشیت جبرآمیز خداوند برای رسیدن به امت واحد را نفی می کند و نشان می دهد اراده خدا بر این تعلق گرفته که انسان با انتخاب و اختیار خود به امت واحد برسد.

۳- آیاتی که دلالت می کند انسان ها در ابتدا امت واحدی بودند، سپس بین آنان اختلافاتی به وجود آمد و اتحادشان بر هم خورد.

بنابراین امتی که در اسلام تعریف می شود، مانند آنچه در مسیحیت است، شامل همه مردم، فارغ از قومیت و نژاد است اما یهودیت قبل از این که یک دین باشد یک نژاد و قومیت است. در یهودیت حکومت واحد جهانی تعریف می شود که با استقرار نژاد یهود در رأس تمام ملیت ها به وجود می آید. یعنی یهودیت سعی در تعریف یک دین نوین حهانی دارد. سلطان شاهی در مقاله گفتمان صهیونیسم می گوید: «این حکومت واحد جهانی به ابزاری مانند ابزار سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نیاز دارد. شورای روابط خارجی امریکا که در دست یهودیان است، ابزار سیاسی آن هاست و در عرصه فرهنگی مهمترین فعالان عرصه رسانه ای و فرهنگی در جهان یهودی هستند.» آنها برای پیشبرد اهدافشان، تعریف جدیدی از دین رائه می دهند و بزرگترین مانع آن ها اعتقادات و باورهای مذهبی است که سعی در تخریب آن دارند که نمود آن را می توان در وارد کردن مفاهیم جدیدی مانند مراقبه، تناسخ، آواتاریسم در فیلم های هالیوود مشاهده کرد. نمونه محسوس آن در فیلم آواتار عرضه می شود که باور به دین طبیعی در قالبی تأثیرگذار به بیننده القا می شود. در این دنیای جدید، دین جدیدی تعریف می شود که بدون اعتقاد به آن کسی نمی تواند در این دنیا سهمی داشته باشد.

تبلیغ و ترویج فحشاء در هالیوود

در فرهنگ لغت دهخدا فحشاء دارای سه معنی است: ۱ - معصیت عمل زشت بدی که از حد در گذرد

۲ - زنا ۳ - نابکاری

فحشاء اشکال مختلفی دارد: دروغ و تهمتی را بر کسی وارد کردن، ایجاد مراکز فساد، تشویق مردم به گناه.

كلمه «فحش» و «فحشاء» و «فاحشه» به معنای هرگونه رفتار و گفتاری است كه زشتی آن بزرگ باشد.

در قران آمده است: «وَلَا تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ» (سوره انعام، آیه ۱۵۱)

«و به كارهاى زشت چه آشكار و چه پنهانش نزديك نشويد.»

در تفسیر المیزان در مورد این آیه آمده است: «از اينگونه امور از اين جهت نهى فرموده كه اگر مباح مى بود و تحريم نمى شد شناعت و زشتيش از ميان مى رفت و شايع مى گرديد، براى اينكه اينگونه امور از بزرگترين موارد علاقه نفس است و نفس از محروميت در باره آنها طبعا سخت ناراحت مى باشد و طبيعت بشر طورى است كه اگر به خود واگذار شود به سرعت فحشاء را در بين افراد خود شيوع مى دهد و شيوع فحشاء باعث انقطاع نسل و فساد جامعه خانواده است و با فساد خانواده ها جامعه كبير انسانى از بين می رود و همچنين قتل نفس و ساير انواع فحشا امنيت عمومى را سلب نموده و با از ميان رفتن امنيت، بناى جامعه انسانى فرو ريخته، اركان آن سست مى گردد.»

«إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَن تَشِیعَ الْفَاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُون» (سوره نور، آیه ۱۹)

«كسانی كه دوست دارند زشتی‌ها در میان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناكی برای آن‌ها در دنیا و آخرت است.

«منظور قرآن از «اشاعه فحشاء» هرگونه رفتار و گفتاری است كه زشتی آن بزرگ باشد و اشاعه فحشاء منحصر در تهمت، دروغ، غیبت، افترا، بدگویی و... نیست بلكه این موارد و تمام موارد زشت و گناه‌آلود از مصادیق اشاعه فحشاء می‌باشند و هرگونه كمك به ترویج و توسعه ی زشتی و گناه نیز محكوم و گناه است. قرآن كریم این عمل را در آیه ی مذكور محكوم و ممنوع كرده است و به مروّجان و اشاعه دهندگان فحشاء وعده ی عذاب دردناك در دنیا و آخرت داده شده است.» (طباطبائی، ص ۹۳)

در آیه ای دیگر از قران آمده است:

«الشَّيْطانُ يَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَ يَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشاءِ وَ اللَّهُ يَعِدُکُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلاً وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ »(سوره بقره، آیه ۲۶۸)

«شيطان شما را به فقر و تهي دستي مي¬خواند و شما را به فحشاء و بدي امر مي كند اما خداوند شما را به آمرزش و فزوني در روزي وعده مي¬دهد و خداوند قدرتش وسيع است و داناست.»

زهره بروجردی در تفسیر این آیه، وعده شیطان را اشاعه فحشا می داند که عواقب فردی و جمعی دیگری به دنبال دارد:

۱- شیطان مرتبا القاء ضعف و عجز و عدم مصرف دارد.

۲- توصیه شیطان، فحشا و اشاعه زشتی هاست، فحشاء یعنی حرص و بخل، یعنی در مقابل وعده فقر، حرص و بخل را تبلیغ و تشویق می کند.

۳- فحشاء یعنی به خدای سبحان سوءظن داشته باشی که امروز اگر انفاق کنی فردا خدا از موجودیت کم می‌گذارد.

۴- فحشاء یعنی ناامیدی از لطف علی الدوام خدای سبحان.

۵- فحشاء یعنی رخنه یک امر نازیبا در درون فرد که بنیاد و ریشه آن حب دنیا است.

۶- فحشاء یعنی توقع از خلق، ما باید عفت ورزیم و توقع از خالق داشته باشیم، قناعت به موجودی خود کنیم و سخاوت در بذل و بخشش داشته باشیم و روی حول و قوه خود حساب باز نکنیم. از آن قدرت و قوت مطلق توان بطلبیم و روزی بخواهیم.

با این تفاسیر می توان گفت آنچه در فیلم های هالیوودی به آن پرداخته می شود وعده های شیطانی است. از طرفی در آیه ۸۲ سوره مائده، از یهود و مشرکان به عنوان دشمن ترین مردم نسبت به مومنان یاد می شود. در هالیوود رفتارهای جنسی، استفاده از الکل و مواد مخدر تبلیغ می شود و در مورد عواقب آن اطلاع رسانی صورت نمی گیرد. فيلم‌هايي همچون «غريزه اصلی» (۱۹۹۲)، «پاي آمريكايي» (۲۰۰۱) و «يك روز ديگر بمير» (۲۰۰۲) از اين گروه فيلم‌ها هستند.

در پروتکل اول صهیون آمده است: «میان سیاست و اخلاق هیچ گونه وجه اشتراکی نیست. فرمانروایی که متکی به اخلاق باشد، نمی تواند سیاستمداری کارکشته و ماهر از آب درآید و نتیجتاً پایه‌های قدرت سیاسی او متزلزل خواهد شد.» بنابراین بسیاری از اصول اخلاقی به راحتی زیر پا گذاشته می شوند. »

نکته ای که حائز اهمیت است اینست که این بی بند و باری و روابط آزاد جنسی، از جانب یهود، برای غیر یهود تعریف می شود. همانطور که در پروتکل اول با اشاره به اینکه غیر یهود حیواناتی هستند که فکر می کنند دارای حق بیشتری هستند و باید به وسیله مشروبات الکلی و فساد جنسی متوقف شوند، می گوید: «جوانانشان بر اثر میگساری کودن شده اند و این کودنی و بلاهت آن ها را تنبل کرده و موجب شده است که در مرز مطالعه ی میراث فرهنگی متوقف شوند و از آن قدمی فراتر نگذارند. آنها هر روز هم بیشتر تشویق می شوند که در همین وضعیت بمانند و این تشویق و ترغیب به وسیله ی افرادی از ما صورت می گیرد که مخصوصاً آماده و تربیت شده اند تا جوانان «گوییم» را به این سمت سوق دهند؛ افرادی چون معلمان خصوصی، خدمتکاران، دایه ها و پرستارهایی که در خانه های ثروتمندان کار می کنند، منشی ها، کارمندان امور دفتری و زن های ما که در بارها و اماکن لهو و لعب محل رفت و آمد «گوییم» اشتغال دارند. در عداد همین نوع اخیر است آن پدیده ای که معمولاً با نام انجمن بانوان از آن یاد می شود و معاشرت و آمد و شد در آن جا به منظور فساد و عیاشی آزاد است.»(پروتکل های دانشوران صهیون، ۱۳۸۱، ص ۲۵۶)

از فیلم هایی که به مقوله فحشاء پرداخته اند می توان به فیلم تایتانیک اشاره کرد که دومین فیلم پر فروش تاریخ سینماست. این فیلم که در سال ۱۹۹۷ به کارگردانی جیمز کامرون ساخته شد، دارای یک سناریوی عاشقانه و تاریخی ست. شاید بتوان گفت این فیلم فاقد خط تعلیق است. در سراسر فیلم شاهد تصاویر غیر اخلاقی هستیم که خیانت به نامزد رز، عاشقانه تلقی می شود. از طرفی در رابطه جنسی جک و رز، رز پیشقدم است که به نوعی شکستن و زیر سوال بردن حیای زنان است که با تفکرات دینی ما که بر اساس حیا شکل می گیرد مغایرت کامل دارد.

نتیجه گیری

یهودیان می دانند برای رسیدن به آرمان هایشان باید کنترل افکار عمومی را به دست بگیرند. آنها برای تلطیف افکار عمومی از ابزار مدرن استفاده می کنند که سینما یکی از تأثیرگزارترین ابزارهای ارتباط جمعی است و به طور نامحسوس بر فرهنگ و اعتقادات جوامع مختلف اثر می گذارد. یهودیان با استفاده از تبلیغات، عواملی را که سبب انحطاط انسان می شود، به مخاطب القا می کنند، که فحشاء یکی از مهمترین این عوامل است که منجر به بسیاری از بیماری های جسمی و روحی می شود. اما آنچه در این مرحله حائز اهمیت است شناسائی اهداف پشت پرده هالیوود و استفاده از همین ابزار برای خنثی سازی اثرات فیلم های تخریب کننده است.

منابع:

کتاب

۱- احمدرشتی، جیهان، تبلیغات در رسانه های ارتباط جمعی، ترجمه عبدالجلیل بشری زاده، ندای دوست، ۱۳۸۳، جلد۴و۵.

۲- آندرو، دادلی،تئوری های اساسی فیلم، برگردان مسعود مدنی، تهران، رهروان پویش، ۱۳۸۹، چاپ دوم.

۳- آوینی، سید مرتضی، آینه جادو، تهران، نشر ساقی، ۱۳۷۷، جلد ۱.

۴- آوینی، سید مرتضی، رستاخیز جان، تهران، واحه، ۱۳۹۰.

۵- بی نا، مجموعه مقالات و گفتارها، جنبش نرم افزاری، به اهتمام و مقدمه ی سعید جورابلو، تهران، انتشارات الهه ناز، ۱۳۸۳.

۶- جنبش نرم افزاری، مجموعه گفتگوها، کانون پیشگامان جنبش نرم افزاری، به اهتمام و مقدمه ی مسعود جورابلو،تهران، انتشارات الهه ناز، ۱۳۸۳، چاپ اول.

۷- سمتی، محمد مهدی، عصر سی ان ان و هالیوود، تهران، نشرنی، ۱۳۸۵، چاپ اول.

۸- طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه علمی، ج ۱۵، ص ۹۳.

۹- فرج نژاد، محمدحسین، اسطوره های صهیونیستی سینما، تهران، هلال، ۱۳۸۷، چاپ اول.

۱۰- فرشته حکمت، محمدعلی، اقتباس در سینما، تهران، جامعه نو، ۱۳۹۰، چاپ اول.

۱۱- کاوش گر، حبیب، فریب بزرگ، تهران، مرکز گسترش سینمای مستند و تجربه، ۱۳۸۸، چاپ اول.

۱۲- کیل، پالین، سینما امپراتوری پنهان، ترجمه بزرگمهر رفیعا، تهران، نشر قطره، ۱۳۸۵.

۱۳- گابلر، نیل، امپراتوری هالیوود، ترجمه الهام شوشتری زاده، تهران، عابد، ۱۳۹۱، چاپ اول.

۱۴- ¬محمودی، مسعود، ارزیابی و تحلیل عملیات رسانه ی غرب علیه جمهوری اسلامی، دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه ها، بی تا، جلد سوم.

۱۵- مددپور، محمد، آشنایی با آرای متفکران درباره هنر، تهران، سوره مهر، ۱۳۸۸، چاپ دوم.

۱۶- مددپور، محمد، دین و سینما، تهران، سوره مهر، ۱۳۸۷، چاپ اول.

۱۷- نویهض، عجاج، پروتکل های دانشوران صهیون، ترجمه ی حمیدرضا شیخی، مشهد، بنیاد پژوهش های اسلامی، ۱۳۸۱.

مجله:

۱۸- استریت، جان، رسانه های فراگیر سیاست و دموکراسی، روزنامه ایران، ترجمه و حواشی حبیب الله فقیهی نژاد، مؤسسه انتشاراتی، ۱۳۸۴.

۱۹- بی نا، «سودای سیمرغ»، بنیاد سینمایی فارابی، ۱۳۸۵.

۲۰- بی نا، «پرهیز از فحشا»، نشریه فلسفه و کلام، «درس هایی از مکتب اسلام»، تهران، سال نوزدهم، شماره ۳، ۱۳۸۵.

۲۱-بی نا، «هالیوودیسم و سینما»، ویژه نامه نخستین کنفرانس بین المللی، بهمن ۱۳۸۹.

۲۲- پیغان، نعمت الله، «امت واحده، از همگرایی تا واگرایی»، ، تهران، ۱۳۸۰، شماره ۱۵.

۲۳-رحمانی، شمس الدین و دیگران، «گفتمان صهیونیسم»، نشریه فلسفه و کلام«کتاب نقد»، ۱۳۸۳، شماره۳۲.

۲۴- کریمی، سعید، «هالیوودیسم چیست؟»، ویژه نامه نخستین کنفرانس بین المللی هالیوودیسم و سینما، تهران، ۱۳۸۹.

۲۵- نظریه فیلم، مجموعه مقاله، تهران، سازمان چاپ و انتشارات، ۱۳۸۸.


برچسب‌ها: هالیوودیسم و ایدئولوژی ترویج فحشاء و تباهی
[ یکشنبه 5 آبان1392 ] [ 1:4 ] [ رهرو ولایت-کارشناس‌جنگ نرم م.میرزایی ] [ ]

عرفان های نوظهور در اینترنت


امروزه شرکت‌های بزرگی هم چون شرکت آمریکایی «یاهو» و «گوگل» در عرصه اینترنت فعال‌اند. یاهو امکانات زیادی هم چون موتور جست‌وجو، ایمیل، یاهو مسنجر، اخبار یاهو، اشتراک گذاری ویدیو و عکس، ورزش‌های فانتزی و شبکه‌های اجتماعی را در اختیار کاربران اینترنت گذاشته و گوگل هم برای حفظ صدرنشینی خود هر روز امکانات جدیدتری را به سرویس‌های خود اضافه می‌کند.

گوگل تاکنون صد کمپانی بزرگ را خریداری کرده تا بتواند سیطرۀ خود را بر دنیای مجازی گسترش دهد. سرویس‌های رایگانی هم چون جی‌میل و ایمیل که به کاربران در فضای مجازی ارائه می‌شود، همین طور قابلیت‌های گستردۀ اشتراک گذاری که هم اکنون در یوتیوب، فیس بوک و گوگل پلاس ایجاد شده، مخاطبین بیشتری را به فضای مجازی کشانده است.

مثلاً « فیسبوک facebook » از شبکه‌های اجتماعی مجازی است که به واسطه آن می‌توان با دوستانی که دارای حساب کاربری در فیسبوک هستند، عکس، فیلم یا پیغام به اشتراک گذاشت. این شبکه هم اکنون به طور رایگان در اختیار مردم جهان قرار دارد. این وب‌گاه بنا به آمار اعلام شده، بیش از یک میلیارد نفر کاربر دارد و هم‌اکنون به 40 زبان قابل دسترس است. این محیط با ارائه امکان عضوگیری در تعداد بالا، به کاربران اجازه می‌دهد تا در هر لحظه دوستان جدیدی را به مجموعه دوستان خود اضافه کنند. هر کاربر دارای یک صفحه شخصی است که البته خود می‌تواند گروه تأسیس کرده و یا در گروه‌های دیگر عضو شود. طبیعی است چنین امکاناتی در اینترنت باعث شده که جریانات معنویت‌گرا هم، بیشترین استفاده را از این محیط برای تبلیغ و معرفی خود به مخاطبین جدید به کار برند.

پایگاه‌های الکترونیک معنویت‌های نوپدید

در فضای مجازی با یک جستجوی ساده در مورد کلید واژه‌های مرتبط با معنویت‌های نوظهور در کشور، یافته‌های قابل ملاحظه‌ای نمایش داده می‌شود. اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") یا «quotation» قرار داده شود، مطالبی که در متن آن‌ها عین کلمات وجود دارد، موتورهای جست‌وجو عین کلمۀ داخل عبارت را جستجو و نمایش می‌دهند.

بر این اساس کلماتی که با فاصله در یک متن آمده‌اند، به صورت یک کلمه مستقل قابل مشاهده نیستند؛ مثلاً اگر کلمات "عرفان" و"حلقه" در یک پاراگراف به صورت جداگانه به کار رفته باشند، به عنوان یافته مستقل نمایش داده نمی‌شوند. با همین شکل (یعنی محدود نمودن با ") کلمات دالایی لاما 549000 بار، اشو 2900000 بار، کوئلیو 216000 بار، یوگا 2640000 بار، عرفان حلقه 62000 بار و عرفان سرخپوستی 11300 بار تکرار شده است.

قابل ذکر این که کلمات مذکور در پایگاه‌های الکترونیک به زبان فارسی قابل مشاهده است؛ نه به زبان انگلیسی! به عبارت دیگر این ارقام نشان دهندۀ میزان رشد و گسترش این جریانات به زبان فارسی است. این در حالی است که مثلا به هنگام جست‌وجوی « نقد دالایی لاما » تنها به 20 بار تکرار بر می‌خوریم. یا برای « نقد اشو » 588 بار تکرار در فضای مجازی وجود دارد. بیشترین تکرار مربوط به « نقد یوگا »ست که تعداد آن 1820 بار است.

گاهی برای ناظر بی‌طرف، شکل ورود متون معنویت‌های جدید به فضای مجازی ایجاد ابهام و سؤال می‌کند. مثلاً « کوئلیو » آخرین کتاب خود را قبل از چاپ به زبان اصلی، به زبان فارسی ترجمه نموده و آن را در پایگاه شخصی خویش به خوانندگان فارسی زبانش اهدا کرده و در اختیار ایشان قرار داده است. بسیاری از کتاب‌های « اشو » به صورت فایل «پی.دی.اف» در سایت‌های ایرانی قابل دریافت است. متن آموزشی دوره‌های « عرفان حلقه » همین طور جهت دانلود در اینترنت، در دسترس کاربران و مشتاقان عرفان و معنویت است.

برای آشنایی دقیق‌تر با فعالیت عرفان‌های نوظهور در دنیای مجازی، توجه به نکات زیر راه‌گشاست:

1- امکان خرید اینترنتی محصولات فرقه ها

یکی از قابلیت‌های اینترنت، امکان خرید محصولات مربوط به جریانات معنویت گراست. پاره‌ای از کتاب‌ها، فیلم‌ها و محصولات مربوط به فرقه‌های جدید به صورت رسمی در کشور امکان عرضه و توزیع ندارند. اما این امکان به کاربر اینترنتی داده می‌شود که خریدار با انتقال اعتبار به شماره حساب‌های داده شده و پرداخت هزینه پستی این اقلام، آن را خریداری کرده و در منزل و یا هر آدرس دیگری دریافت نماید. به خصوص نمادهای مربوط به فرقه‌ها هم‌اکنون به این صورت ‌خرید و فروش می‌شوند.

نمادهای منسوب به ایران باستان و یا دین زرتشت به شکل‌های متنوع در اینترنت، قابل انتخاب و خریدند. در پاره‌ای از فایل‌هایِ کتابِ مربوط به ادیان جدید، به ضمیه فایل، این نوشته قابل مشاهده است: «لطفا این متن را به دیگران هم هدیه دهید».

2- استفاده از نام‌های مشابه

بعضی از جریانات انحرافی در فضای مجازی برای خنثی کردن نظریات منتقدین خود اقدام به تعیین نام‌های مشابه با پایگاه‌های مخالفین کرده و تلاش می‌کنند تا نقد ناقدان کم اثر شده و هرچه کمتر به گوش دیگران برسد. کارشاسان و اساتید یکی از مشهورترین مؤسسه‌های رصد و نقد معنویت‌های نوظهور، از آن جا که در پورتال رسمی خود، اقدام به افشاگری و نقدهای درون دینی نسبت به مبانی عرفان حلقه نمودند، هواداران عرفان حلقه هم اقدام به راه اندازی پایگاهی با همان نام کردند تا کسانی که در جست‌وجوی نقد عرفان حلقه‌اند، سر از پایگاه خودِ عرفان حلقه در آورند.

البته از آن جا که در این پایگاه رویکرد علمی وجود نداشت و به منتقدین عرفان حلقه فحاشی می‌شد، مورد اقبال قرار نگرفت و در جست‌وجوهای اینترنتی، نام آن در رتبه‌های آخر بالا می‌آید.

3- امکان دست‌یابی با استفاده از فیلتر شکن‌

پاره‌ای از فرقه‌ها که امکان رسمی فعالیت در ایران ندارند، به مدد نرم افزارهای فیلتر شکن توانسته‌اند با بخشی از کاربران حرفه‌ای، هم‌چنان ارتباط گرفته و در فضای مجازی به حیات خویش ادامه دهند. البته با مظلوم نمایی از محدودیتی که برای چنین جریاناتی ایجاد شده، تلاش می‌کنند قیافه‌های حق به جانبی از خویش به نمایش بگذارند. جریان « شیطان گرایی » و جریان « تی.اس.ام » و فرقه « رام الله » در کشور، چنین رویه‌ای داشته‌اند.

4- عدم امکان تعقیب متخلفان و مبلغان جریانات جدید در اینترنت

از آن جا که در فضای مجازی امکان تعقیب متخلفین به صورت عادی وجود ندارد، مکاتب انحرافی نیز در این فضا امکان فعالیت گسترده‌تری پیدا می‌کنند. راه اندازی یک وبلاگ با نامی جعلی و غیر واقعی، کاری است آسان؛ چرا که نه زمان‌بر است و نه هزینه بردار. از این روست که گاهی یک فرد اقدام به راه اندازی چندین وبلاگ با نام‌های متعدد و ساختار متفاوت می‌نماید و هویت جدیدی برای خویش تعریف می‌کند. عرفان حلقه در سال های 88 و 89 چنین رویه‌ای را در پیش گرفت.

5- بعضی از جریانات بیش از آن که هستند خود را نشان می‌دهند

نکته مهم در باب تبلیغات اینترنتی معنویت‌های نوظهور در کشور، این است که بسیاری از از این مکاتب خود را بیش از آن چه هستند نشان داده و طرفداران و علاقه‌مندان خود را چند برابر نشان می‌دهند.

« دالایی‌لاما » که در کشور ما چندان طرفداری ندارد، بیش از 540000 بار نامش تکرار شده است. تکرار بالا علامت این نیست که وی به همین نسبت مقبولیت یافته و هوادار پیدا کرده است. تحلیل دقیق‌تر این است که افراد محدود دل‌بسته به اندیشه‌های وی، سعی فراوان در معرفی افکار و اندیشه‌های او داشته‌اند. البته اخبار سیاسی مربوط به وی هم بی‌تأثیر نبوده است.

هواداران عرفان حلقه تابستان 89 ادعا کردند در حال جمع آوری طومار حمایتی از رهبر عرفان حلقه، در فضای مجازی، با امضای یک ملیون نفر هستند؛ در حالی که که هیچ فیلتری برای جلوگیری از تکرار امضا در اینترنت تعبیه نکردند. بماند که با این همه، چنین طوماری هیچ گاه محقق نشد و این ادعا در حد شعار و آرزو باقی ماند.

6- پاسخ‌گویی اینترنتی

معنویت‌های جدید از ظرفیت مجازی برای پاسخ‌گویی به سؤالات هواداران خویش سود جسته‌اند. حتی مترجمین کتاب‌های وارداتی، بخشی از وقت خود را پای اینترنت می‌گذرانند که به ابهامات دیگران دربارۀ خویش خاتمه دهند و از نظر ذهنی ایشان را به اقناع برسانند.

سید جلال الدین موسوی نسب که به پدر یوگای ایران مشهور بود، در سایت خویش به سؤالات پرتوجویان یوگا جواب می‌داد و پاسخ‌ها را بعد از ارسال در پایگاهش منتشر می‌کرد. پاره‌ای از علاقه‌مندان به یوگا هم مطالب موجود در بانک پرسش و پاسخِ وی را منعکس می‌کردند.

مترجم آثار اشو در ایران به سؤالات و درخواست‌های خوانندگان آثار اشو در باب ایده‌های اشو پاسخ می‌داد و حتی قرار ملاقات توریست‌های « اشوپارک » در هند را از همین طریق هماهنگ می‌کرد. راه اندازی سامانه‌های پاسخ‌گویی بخشی از تشکیلات عرفان‌های جدید است.

7- امکان تبادل لینک و به اشتراک گذاری سایت‌های هم‌سو

بسیاری از سایت‌ها اقدام به تبلیغ سایت‌های هم‌سو با خود کرده و هم‌فکران خویش را با نام‌هایی مانند لینکستان و لینک دوستان معرفی می‌کنند. گروه « رام الله » اقدام به تهیه مجموعه سایت‌های شاگردان و طرفداران « ایلیا رام الله » نمود و مریدان « سای بابا » مجموع لینک دوستان سای بابا را طراحی و اجرا کردند.

8- چت و اتاق گفت‌وگو

یکی از امکانات اینترنت امکان «گپ» یا همان (Online chat) است. امروزه ابزار چت به شکل‌های مختلفی مورد استفاده قرار می‌گیرد، مانند «ام اس ان مسنجر، گوگل تاک، ام آی آر سی، یاهو مسنجر».

همین‌طور نرم افزارهای چت برای استفاده کاربران از طریق موبایل هم طراحی و به بازار آمده است. امروزه کاربران زیادی از طریق اتاق‌های گفت‌و‌گو یا چت روم با همدیگر ارتباط گرفته و به تبادل نظر می‌پردازند.

جریانات معنویت‌گرا اگر چه همگی این ظرفیت را به شکل رسمی و گسترده مورد استفاده قرار نمی‌دهند، اما در حد توان خویش از آن غفلت نکرده و دست کم برای مشتریان ویژه آن را به کار می‌گیرند.

9- بازی‌های آنلاین

یکی از قابلیت‌های اینترنت امکان بازی به صورت آنلاین است. در بعضی از این بازی‌ها آموزه‌های دیگر ادیان و مکاتب وارد شده است.

10- دانلود فیلم‌های تبلیغاتی و کلیپ‌های تبلیغی رهبران

بخشی از مکاتب جدید، محصولاتی را برای معرفی رهبران تولید کرده و به فضای اینترنت فرستاده‌اند. این دسته از محصولات که جذاب و هنرمندانه ساخته شده‌اند، جهت دانلود در پایگاه‌های الکترونیک قرار داده شده و در مواردی به صورت لینک در سایت‌های مختلف قابل دریافت‌اند.

کلیپ‌های مدیتیشن اشو و همین طور فیلم زندگی وی جهت آشنایی دیگران با شخصیت و ایده‌های اشو، در بسیاری از سایت‌ها قابل دریافت است. فیلم‌های تبلیغاتی عرفان حلقه که با نام «آشنایی با عرفان حلقه» توسط آقای طاهری به صورت سخنرانی آماده شده، در پایگاه‌های وابسته به عرفان حلقه موجود است. فیلم مستند زندگی « آواتار مهر بابا Meher Baba » در اینترنت قرار داده شده و کاربران به دیدن این مستند تشویق می‌شدند. کلیپ مربوط به تبلیغات « فالون دافا » و روش‌های تزکیه روح و بدن آقای « لی هنگجی » در بعضی وبگاه‌ها، از جمله یوتیوپ وجود دارد. همین طور فیلم‌های « تائو »، انرژی درمانی، بودیسم و دیگر فرقه‌های شرقی به صورت‌های متعدد قابل دستیابی است.

از همه بالاتر فیلم‌های معناگرایی که توسط هالیوود و سینماهای غرب تولید شده‌اند نیز به صورت سهل و آسان در دسترس کاربران اینترنتی است. قسمتی از این فیلم‌ها معمولاً به صورت تیزر تبلیغاتی برای فروش در قالب سی دی و یا دی‌ وی‌ دی بارگزاری شده‌اند.


برچسب‌ها: عرفان های نوظهور در اینترنت
[ یکشنبه 5 آبان1392 ] [ 1:2 ] [ رهرو ولایت-کارشناس‌جنگ نرم م.میرزایی ] [ ]

ترویج معنویت صهیونیستی از طریق سینما


در بخش‌های گذشته به ابزارهای تبلیغی عرفان‌های کاذب در ایران مانند کتاب، نمادها و بازی‌های رایانه‌ای اشاره شده و اندکی توضیح داده و تحلیل شدند. در این قسمت به یکی از مهم‌ترین ابزارها یعنی سینما می‌پردازیم.

نکته قابل توجه در ابزارهای هنری، همدلی مخاطبان با محصولات هنری است. بالاترین میزان همراهی و همدلی در فیلم ‏های سینمایی اتفاق می ‏افتد و سینما از نظر گستره و عمق تأثیرگذاری، ظرفیت فوق ‏العاده ‏ای دارد. بیننده فیلم با آن که می ‏داند شخصیت‌ها، نورپردازی، صدا و افکت‌ها و هر آن چه در دکوپاژ کردن فیلم نامه، پیش بینی شده، همه ساختگی و به عبارت صریح ‏تر، بازی و دروغ‌اند، قوای احساسی خود را به کار گرفته و همدلانه به تماشای فیلم می‏ نشیند.

مخاطب یک فیلم به صورت ارادی تصمیم می‏ گیرد که قوه فکر و اندیشه خود را موقتاً تعطیل کرده و به خویشتن بقبولاند که آن‏چه می ‏بیند همه واقعیت‌اند و هیچ توهّم و تخیلی در کار نیست! این در حالی است که بیننده ممکن است بسیاری از شخصیت‏ های فیلم را به همراه گذشته ی آن‏ها و جزئیات زندگی‏ شان دقیقاً بشناسد. اما تصمیم می‏ گیرد تمام نقش ‏هایی را که بازیگران به عهده گرفته ‏اند واقعی فرض کند و قوای معنوی و احساسی خود را برای درک این نقش، با فیلم همراه کند؛ به گونه‏ ای که گاهی هنگام تماشای یک فیلم به خشم می ‏آید یا به گریه می‏ افتد.

از این جهت، نسبتی که انسان‏ ها با محصولات هنری به خصوص سینما برقرار می ‏کنند، منحصر به فرد است؛ چرا که انسان‏ های عاقل تصمیم می‏ گیرند به خود دروغ گفته و با هم‌ذات پنداری، خود را جزئی از یک اثر هنری فرض کنند. به عبارت دقیق ‏تر، مخاطب، اعتباری را که فیلم‏نامه ‏نویس و کارگردان به بازیگر داده ‏اند، جدی پنداشته و به صورتِ خودخواسته به خواب مصنوعی ( هیپنوتیزم ) می‌رود. در این حالت، بیننده در حقیقت به خود خطاب می‏ کند، قضاوت ممنوع! داوری نکن!

از این‏ رو گفته شده سینما دیکتاتور دنیای مجازی است. یعنی به صورت یک ‏طرفه پیام خود را به بیننده القا می‏ کند و بیننده هم آن را می‏ پذیرد.

 

معنویت صهیونیستی در سینما

 

امروزه پاره‌ای از بازیگران مشهور به آیین‌های معنویت گرا رو آورده‌اند. بازیگران مشهوری مانند « جان تراولتا ، کاترین بل ، تام کروز و جانسون لی » رسماً عضویت فرقه « ساینتولوژی » را پذیرفته‌اند. « مدونا » خواننده و بازیگر مشهور هالیوودی، « کابالیست » شد و نام «استر» بر خود نهاد. « مایکل جکسون » تعالیم باطنی « دیپاک چوپرا » را به عنوان راه‌کارهای تعادل درونی به کار می‌بست و « لیدی گاگا » خواننده و رقاصه آمریکایی که توسط سرمایه داران هالیوود به شهرت جهانی دست یافته نیز، «دیپاک چوپرا» را به عنوان معلم معنوی خویش برگزیده است.

گذشته از اقبال شخصیت‌های سینمایی نسبت به آموزه‌های معنوی و روحی، جریانات معنویت گرا هم از ابزار سینما بهره برده‌اند. اکنون کمتر معنویتی را می ‏توان یافت که از ظرفیت هنر و سینما در حد توان استفاده نکند. در این میان آیین ‏هایی که با سیاست‏ های حاکم بر هالیوود همسو هستند، از این امکان بهره ی بیشتری دارند. سینمای امروز را باید متأثر از آرمان‌ها و ارزش‌های « صهیونیستی » دانست. به گونه‌ای که مراکز عمده سینمای جهان با سیاست‌های صهیونیستی اداره می‌شوند. از شیطان ‏پرستی گرفته تا مکاتب شرق آسیا، با همین معیار در هالیوود به عنوان آیین‏ های معنوی و روحی تبلیغ و ترویج می ‏شوند.

لیست یهودیان شاغل در هالیوود (منتشر شده در رسانه‌های غربی) قابل ملاحظه است. بیش از 70 درصد شاغلان در هالیوود، به صورت علنی پای بندی خود را به آرمان‌های « یهودیت صهیونیست » پذیرفته‌اند. جالب توجه این که بسیاری از فیلم‌های معناگرا، به دست همین کارگردانان ساخته می‌شود.

کارگردانان یهودی مانند « استنلی کوبریک ، رومن پولانسکی و استیون اسپیلبرگ » که در ساخت فیلم‌های معناگرا شهره‌اند و بازیگران زیادی که در میان آن‌ها اسامی زنان مشهور در هالیوود به چشم می‌خورد، همگی نشان از سیطره یهود بر این مرکز سینمایی دارد. اگر چه یهودی بودن با صهیونیزم مساوی نیست، اما وابستگی بزرگ‌ترین شرکت‌های تولید فیلم آمریکا، هم‌چون برادران وارنر ( Warner Bros )، فوکس قرن بیستم ( Centery 20 Fox ) و مترو گلدن مایر ( Metro Golden Mayer ) به آرمان‌های صهیونیسم، شاهدی بر این ادعا است.

در آمریکا بیش از 4000 مرکز سینمایی وجود دارد که به صورت زنجیره‌ای تحت سیاست واحد هالیوود اداره می‌شوند. از این رو سیاست گذاران هالیوود، هر گونه مخالفتی را به راحتی سانسور کرده و ایده‌های ناهمسو را به آسانی حذف می‌کنند. « چارلی چاپلین » که خود یهودی زاده بود، تا زمانی که در برنامه‌های کمدی خود تصویری از یهودی دور افتاده از سرزمین مادرزادی ( اسرائیل ) را به نمایش می‌گذاشت، رسانه‌های هالیوودی او را در قله نگه داشتند، اما از هنگامی که در طنزهایش به پیامدهای منفی زندگی ماشینی پرداخت و ارزش‌های حاکم بر تمدن غرب را به باد تمسخر گرفت، ماشین هالیوود، وی را حذف کرد و بعد از تبعید به اروپا، در گمنامی و تنهایی پرونده عمرش بسته شد.

کارگردان فیلم محمد رسول الله ( الرسالة ) که بخشی از عمر خود را در هالیوود سپری نمود، به حقیقت فوق، این گونه تصریح کرده است: «در هالیوود همه چیز کنترل می‌شود؛ حتی سوژه فیلم‌ها. در آن جا همه کاره، تولید کنندگان و تأمین کنندگان مالی صهیونیست هستند که هرگز حتی اجازه مطرح کردن سوژه کاری خلاف نظرشان را به کارگردانان (مستقل) نمی‌دهند.» (مجله سوره، شماره3، به نقل از اسطوره های صهیونیستی سینما، محمد حسین فرج نژاد، ص53)

« میکی ماوس » یکی از اولین شخصیت‌های کارتونی است که توسط کمپانی والت دیزنی ( Walt Disney ) ساخته شد. این کمپانی که از مشهورترین شرکت‌های تولید فیلم و کارتون است، یکی از مهم‌ترین و کارآمدترین ابزار صهیونیست‌ها در عرصه‌ سینما است. «موش کثیف» لقبی بود که به یهودیان داده می‌شد. در کارتون‌های میکی ماوس و تام و جری، موش حیوانی شجاع تصویر می‌شود که با تکیه بر قدرت شخصی خویش، بن بست‌ها را از سر راه بر داشته و همیشه برنده میدان است. به گونه‌ای که برخلاف عالم واقعی، حتی بر گربه پیروز شده و بارها آن را مقهور قدرت و هنرنمایی خویش قرار می‌دهد. بدین ترتیب این مفهوم، رنگ تازه‌ای به خود گرفت و موش از نماد «خباثت» خارج شد.

امروزه مهم‌ترین شرکت‌های ساخت انیمیشن جهان هم چون « دریم ورکز ، والت دیزنی و پیسکار » که بزرگ‌ترین استودیو‌های جهان را در اختیار دارند، در اختیار صهیونیست‌ها قرار دارند. کافی است بدانیم « استیون اسپیلبرگ » ( Steven Allan Spielberg ) در چند سال اول تأسیس شرکت دریم ورکز ( Dream Works ) بیش از 100 فیلم و انیمیشن با صبغه ی یهودی ـ صهیونیستی ساخته است. انیمیشن‌های « شرک ، فرار جوجه‌ها ، شاهزاده مصر و پاندای کونگ فو کار » از محصولات این شرکت‌ هستند. اسپیلبرگ، بعد از آن که فیلم مشهور « فهرست شیندلر » ( Schindler's List ) را ساخت و قصه « هولوکاست » را به زبان سینما و به صورت رقّت آور روایت کرد، توانست با حمایت مالی صهیونیست‌ها این شرکت را تأسیس کند و قلمرو هالیوود را گسترش دهد.

معنویت هالیوودی

 

قریب به یک سوم محصولات هالیوود که رقم سالیانه آن به 700 فیلم می‌رسد، در زمره ی فیلم‌های معناگرا محسوب می‌شوند. محصولات هنری هالیوود، مفهوم معنویّت و عرفان را به مفهوم جدیدی به نام « ماورا » تبدیل کرده است و در قاموس هالیوود این دو مفهوم، یعنی ماورا و معنویت، مترادف محسوب می شوند و صرفاً به معنای پدیده‌های نامحسوس نیستند. چنان که در « ماتریکس »، «اوراکل» نماینده جنبه عرفانی و ماوراء الطبیعۀ داستان است. او صرفاً یک راهنماست که ادعا شده فطرت حقیقت‌طلب انسان را اقناع می‌کند و نباید حرف های او را با ملاک درست و غلط سنجید. حرف‌های او را باید شنید و نباید با حکم عقل و برهان با او رو به ‌رو شد. هرچه را می گوید فقط باید به کار بست و به ماورا متصل شد.

پرداختن به امور باطنی و روحی با شیوه‌های مختلفی در فیلم‌های سینمایی دنبال می‌شود. گاهی این امر به شکل تبلیغ صریح فرقه‌ها و جریاناتی است که با ارزش‌ها و فرهنگ غربی هماهنگ هستند، گاهی هم به شکل تبلیغ آموزه‌هایی است که معنویت مدرن را تبیین می‌کنند و پاره‌ای اوقات نیز با استفاده از ژانرهای خاص تعقیب می‌شود.

مثلاً گونه‌های (ژانر) وحشت در سینما کارکرد معنوی و روحی دارند. القای ترس در دل انسان‌ و نا امید کردن وی از آینده، به وسیله رسانه پرنفوذی همچون سینما، می‌تواند برای آنان که به دامان ادیان الهی پناه نیاورده‌اند، بستری ذهنی - روانی ایجاد کند تا برای مقابله با آینده تاریک بشریت به نیروی دیگری پناه ببرند یا راهی برای خضوع و کنار آمدن با نیروهای اهریمنی پیدا کنند. فیلم‌هایی مانند « کودک رزماری » فیلمی آمریکایی به کارگردانی رومن پولانسکی ، « طالع نحس » به کارگردانی ریچارد دانر و « درخشش » ساخته استنلی کوبریک در همین دسته جای دارند.

تعداد زیادی از فیلم‌های هالیوودی پیرامون آیین‌های شرقی است. موضوع بعضی از این فیلم‌ها گسترش معنویت بودایی است. « عرفان دالایی‌لاما » که شاخه غیر مشهور آیین بودا ( وجریانه ) محسوب می‌شود، علاوه بر مستندهای متعدد در فیلم‌هایی مانند « آخرین کنترل کننده باد » و « هفت سال در تبت » به نمایش در آمده است.

دسته‌ای دیگر از فیلم‌ها به ترویج مرام « شیطان پرستی » پرداخته است؛ مانند « دروازه نهم ، گابریل ، پسر جهنمی ، ارباب حلقه‌ها ، آواتار و کودک رزماری ». مخاطب پس از دیدن این فیلم‌ها در می‌یابد که راه رسیدن به قدرت، شهرت و شهوت، تمسّک به شیطان و قدرت‌های شیطانی است و شیطان نه ‌فقط دشمن انسان ها نیست، که منجی آدمی و پیام‌آور آزادی برای اوست.

با تأسف باید اعتراف کرد که هالیوود نقش خود را در انتقال مضامین شیطانی و رضایت بخش جلوه دادن فرهنگ شیطانی، به خوبی ایفا کرده است. فیلم‌هایی از قبیل « هری پاتر ، جن گیر ، طالع نحس (3،2،1) و ارباب حلقه‌ها » با هدف القای ترس در ذهن و قلب مخاطب نسبت به شیطان و بزرگ‌نمایی قدرت او ساخته شده اند و در فیلم‌های « کنستانتین و طالع نحس 4 و 5» شیطان قوی‌تر از خدا ظاهر می‌شود؛ به طوری که روحیه تسلیم و فروتنی در برابر شیطان به جان مخاطب رسوخ می‌کند.


برچسب‌ها: ترویج معنویت صهیونیستی از طریق سینما
[ یکشنبه 5 آبان1392 ] [ 1:1 ] [ رهرو ولایت-کارشناس‌جنگ نرم م.میرزایی ] [ ]
[ سه شنبه 16 مهر1392 ] [ 17:7 ] [ رهرو ولایت-کارشناس‌جنگ نرم م.میرزایی ] [ ]

مقدمه
شالوده‌ اصلی و اولیه جوامع انسانی «روابط اجتماعی» است. روابط اجتماعی، نخستین پدیده‌ اجتماعی است که در طول تاریخ حیات بشر شکل گرفته است. در حقیقت انسان‌ها موجوداتی هستند که حیات و تکامل‌شان وابسته به تداوم روابط اجتماعی و تأمین نیازهای‌شان بر سایه آن است. همزمان و همراه با تحول رسانه‌ها، روابط اجتماعی نیز دچار تغییر و تحول شده است. برخی از خانواده‌های امروزی رسانه‌های جمعی داخلی و یا ویدئو را جوابگوی خواسته‌های خود نمی‌دانند و به دنبال رسانه‌های دیگری هستند که این نیاز هم اکنون با جذابیت، تنوع و پیام‌های جدید از سوی شبکه‌های ماهواره‌ای پاسخ داده می‌شود. ازاین‌رو، به راحتی پذیرای برنامه‌های شبکه‌‌های ماهواره‎ای شده و کمتر به پیامدهای آن می‌اندیشند. یکی از دلایل اهمیت موضوع این است که جامعه امروز مدام در حال تغییر است و در این میان موجی که بر طبقه بالا و متوسط جامعه تأثیر می‌گذارد، طبقات دیگر جامعه را هم متأثر می‎سازد. امروزه افرادی از طبقات مختلف به‌راحتی به شبکه‌های ماهواره‌ای دسترسی دارند و میل به تغییر و الگوبرداری در نوع پوشش و نگرش در رفتار آنان کاملاً مشهود است. هر چند که مسائل مالی، برخی از این طبقات را در بروز این کنش‌های ناهنجار دچار محدودیت می‌کند، اما روند سریع توسعه و تدارک این شبکه‌‌‌ها در همسو کردن مخاطبان کشور ما همچنان ادامه دارد. استفاده از ماهواره موجب شده است تا زندگی جمعی و روابط صمیمانه اعضای خانواده دچار تحول شده و اعضای خانواده فاصله عاطفی عمیقی با یکدیگر پیدا کنند.
این مقاله با بررسی نقش شبکه‌های ماهواره‌ای به عنوان یکی از مهم‌ترین رسانه‌های دیداری در متحول ساختن روابط خانوادگی و ایجاد تغییر در کارکردهای آن، تلاش می‌کند به این پرسش پاسخ دهد که ماهواره چگونه روابط خانوادگی را دستخوش تغییر و تحول می‌سازد.


عوامل گرایش به ماهواره در خانواده
برنامه‌های ماهواره و اقبال غیرمعمول آن را باید معلول چند عامل دانست: اول، تمایل خانواده‌ها‌ی ایرانی به دیدن سریال و ترجیح آن به سایر برنامه‌ها، تا جایی که بسیاری از شبکه‌های ماهواره‎ای اکنون به پخش سریال اقدام کرده‎اند.
دوم، تمرکز شبکه‌های ماهواره‌ای بر حوزه‎هایی از زندگی اجتماعی که جزو حوزه‌های ممنوع و بعضاً تابوهای جامعه ایرانی به شمار می‌روند، مانند روابط آزادانه با جنس مخالف؛ نوشیدن مشروبات الکلی در مواقع جشن و غم؛ عدم پایبندی به ظواهر مذهبی و اکتفا به نیت پاک؛ روابط نامتوازن میان افراد دارای اختلاف سنی بسیار و مواردی از این قبیل. در حقیقت با دیدن برنامه‌های این شبکه‌ها، نوعی سطحی‌نگری و بی‌قیدی مشهود در بیننده رشد می‌یابد که چندان هم آزاردهنده نیست.
سوم، بیننده ایرانی در بسیاری موارد به خود حق می‌دهد تا ذهن خسته از کار روزانه و یا درگیری‌های اقتصادی و اجتماعی خود را با دیدن برنامه‎هایی بدون محتوا، اما سرگرم‌کننده و جذاب، هر چند مضر آرام کند. چهارم، وجود برخی سریال‌های کم‌جاذبه و غم‌بار داخلی که فاقد پاسخگویی به نیاز سرگرمی و رفع خستگی برای این دسته از مخاطبان ایرانی است.

نگاهی به عملکرد شبکه‌ ماهواره‌ای فارسی‌وان
در حال حاضر بیش از سی شبکه فارسی زبان از آمریکا و اروپا برای ایرانیان برنامه پخش می‌کنند که از طریق گیرنده‌های ماهواره‌ای در کشور دریافت می‌‌شوند. عمده‌ترین برنامه‌های این شبکه‌‌‌ها را سریال‌های خانوادگی تشکیل می‌دهند. یکی از این شبکه‌های فارسی زبان که در میان بینندگان ایرانی فضای مخصوصی را برای خود باز کرده‌، شبکه‌ فارسی وان است که از سال ۲۰۰۹ و با هدف پخش برنامه برای بیش از صد میلیون مخاطب فارسی زبان در سراسر آسیا آغاز به کار کرد.
این شبکه در مرداد ماه سال ۱۳۸۸ به وسیله سعد محسنی و به پشتیبانی روبرت مرداک یهودی شروع به فعالیت کرد. فارسی وان با تفاوت‌های زیادی نسبت به شبکه‌های دیگر کارش را شروع کرد. یکی از این تفاوت‎ها، پخش محدود آگهی بود. شبکه‌ای ثروتمند که نیازی به کسب درآمد از راه پخش آگهی‌های بازرگانی نداشت. همین طور دوبله فارسی و پخش سریال‌های بلند و متوالی با مضامینی عاشقانه از دیگر تفاوت‌های این شبکه محسوب می‌‎شد که مخاطب را در پی نوعی سرگرمی برای رهایی از دغدغه‌های زندگی به سمت خود جلب می‌کرد. با نگاهی عمیق‎تر و تحلیل محتوای برنامه‌های این گونه شبکه‌ها، چنین برمی‌آید که گرچه محتوای چنین برنامه‌هایی در ظاهر جذاب و دیدنی است، اما در واقع حاوی مفاهیم خیانت، جنایت و عدم تعهد به خانواده بوده و با اینکه سریال‌های شبکه‌ فارسی وان از میان برنامه‌های روز آمریکا و اروپا انتخاب می‌شوند، اما این انتخاب‌‌ها با دقت و وسواسی خاصی صورت می‎پذیرد. چنانکه با اندکی ظرافت می‌توان خط پنهان، اما محکمی میان تمامی سریال‌های پخش شده از این شبکه را پیدا کرد، تا جایی که گویی هر سریال، سریالی دیگر را تکمیل و تثبیت می‌کند. گویی پخش‌کنندگان این سریال‌‌ها ‌با دقت، تعمد و وسواس خاص، برای مخاطب ایرانی و فارسی زبان، برنامه‌سازی کرده و با او ارتباط برقرار می‌کنند.
موضوع اصلی اکثر این برنامه‎ها، روابط خانوادگی و زناشویی است. در این سریال‌ها مخاطب به وفور با مردان و زنانی روبه‌رو می‌شود که با چند جنس مخالف به طور همزمان رابطه‌ دارند. نقطه عطف این سریال‌‌‌ها هم جایی است که زن یا مرد به خیانت همسر خود پی می‌برد و برای انتقام گرفتن، رابطه‌ جدیدی را با فرد دیگری برقرار می‌کند. با تماشای چنین برنامه‎هایی «مخاطب به بازنمایی مفاهیم بنیادینی دست می‌زند که در آن با تفاوت‎ها سروکار دارد؛ موضوعی که با احساسات، نگرش‌ها، عواطف و اضطراب در بیننده همراه است و چیزی در سطوح عمیق‌تر که«عرف عام» نامیده می‌شود». (هال، ۲۲۵:۱۹۹۷) اکثر مخاطبان این شبکه، اذعان می‌کنند که چنین موضوعاتی، محتوای اصلی بسیاری از سریال‌ها، به‌خصوص سریال‌های مربوط به آمریکا، کلمبیا و مکزیک (از جمله مونس و ویکتوریا) است. به این ترتیب با گذشت مدت کوتاهی از تماشای این شبکه، مخاطب دیگر در برابر موضوع خیانت حس پیشین را نخواهد داشت و چه بسا در صورت غفلت، مخاطب خود به فکر آغاز چنین رابطه‌های خیانت محوری بیفتد. از این طریق مخاطب «به نوعی پاسخ به ارزش‌های حاکم بر محیط را می‌دهد. خواه به آن ارزش‌ها عمل کند، یا به سمت ارزش‌ها دیگری برود، در هر حال، فرد فعالیت‎های فرهنگی منابع را بدون جواب نمی‌گذارد.» (منادی، ۱۳۸۵: ۲۰۹) مخاطب با تماشای این برنامه‌‌‌ها شکل‎های متفاوتی از رفتار را از موقعیت‌های مختلف فراگرفته، به برداشت یا عرف عامی از نگرش‌‌‌ها و رفتارها دست می‌یابد. در نهایت با درک معنای خاصی از رفتار به بازنمایی آن در زندگی خانوادگی خود روی می‎آورد. (روجک، ۱۱۳:۲۰۰۳) این امر بی‌تردید در ارتباط مخاطب با اعضای خانواده‌ خود و در خلال تفاوت‌های معنایی او از مفاهیم دریافت شده، نمایان می‌‌شود. در واقع این شبکه شیوه‌ زندگی خانواده‌های غربی را به عنوان الگو به مخاطب ایرانی القا می‌کند و مخاطب با دریافت الگوهای جدید از ماهواره به بازنمایی تصاویر پخش شده می‌پردازد، زندگی خود را دستخوش تغییراتی می‌سازد. این الگوپذیری دامنه بسیار گسترده‌ای دارد. مخاطب با تماشای چند قسمت از هر یک از سریا‌ل‌های این شبکه متوجه می‌شود که نقش مسائل جنسی در آنها بسیار پررنگ است. علاوه بر اینکه موضوع اصلی بسیاری از این سریال‌ها روابط نامشروع است؛ شیوه‌ پوشش بازیگران این سریال‌ها نیز به شدت تحریک‌کننده و غیر اخلاقی است، به طوری که نمی‌توان شخصیتی را در این سریال‌‌‌ها پیدا کرد که درگیر مسائل جنسی نباشد. فارسی وان با داشتن مؤلفه‌های فوق، تنها موفق به جذب جوانان نشده، بلکه سبب جذب بخشی از جامعه‌ زنان به خصوص مادرهای خانه‌دار شده است. این موضوع سبب می‌شود که قبح بدپوششی‌‌ها و مفاهیم جنسی از سوی زنان خانواده نیز شکسته شود؛ که ناگفته پیداست چنین اتفاقی به مثابه یک فاجعه خواهد بود. مطمئناً مادرانی که پای سریال‌های این شبکه می‌نشینند، دیگر نمی‌توانند فرزندان‌شان را از دیدن چنین صحنه‌هایی منع کنند. «می‌توان ادعا کرد که چنین برنامه‌هایی در مواقع بسیار، زمینه‌ساز مفاسد اخلاقی و اجتماعی بوده، بسیار مضر و خطرناک هستند. یک آسیب‌شناس اجتماعی درباره‌ آثار ماهواره بر جوانان می‌گوید: «با وجود اینکه برنامه‌های ماهواره‌ای محتوای علمی و آموزنده نیز دارند، امروزه بیشتر تمایل به دیدن برنامه‌هایی دارند که آنها را در برنامه‌های داخل کشور نمی‌یابند که زمینه‌ انحراف و سقوط اخلاقی در این برنامه‎ها، زیاد است.» (سقازاده،۱۳۸۸،۴۰ و صابری،۱۳۸۵: ۸،) تصاویر مبتذل و مستهجن ماهواره در قالب‌های مختلف و با راهکارهای متفاوت به مخاطبان القا می‌شود. این ارائه می‌تواند در قالب برنامه ورزشی، نمایشی، فرهنگی، فیلم‌‌‌ها و… باشد. برای نمونه در برنامه‌های ورزشی، بیش از ورزش، تکیه بر جنبه‎های نمایشی است، در میان برنامه‌های ورزشی به ترویج الگوهای لباس، وسایل ورزشی و رقص و آواز می‌پردازند، زنان ورزشکار به طور برهنه در صحنه آشکار می‌شوند، یا در فیلم‌ها، برهنگی زنان و شهوت‌گرایی مردان محور قرار داده شده، روابط زن و شوهر به مسئله لذت جنسی خلاصه می‌شود، به طوری که به تدریج به فحشا و منکرات و زشت‌ترین نوع آن در قالب داستان‎های جذاب و با کمک توجیه‌هایی روان‌شناسانه پرداخته می‌شود. (صابری، ۱۳۸۵: ۱۱۵، همان، ۱۳۸۴: ۸)
دستکاری وجدان آدمی: قدرت تأثیرگذاری ماهواره تنها در حوزه تضعیف ارزش‌‌‌ها و ارزش‌های جایگزین در رفتار بینندگان نیست، بلکه این رسانه قادر است در حوزه‎های مربوط به حریم‎های خصوصی افراد نیز به طور خاص، تغییراتی ایجاد کند. «و گاهی به فرد بدون اینکه در جریان باشد، تحمیل می‌شود، یعنی وجدان آدمی را دستکاری می‌کند.» (لوفور، ۱۹۹۹) چنین تغییراتی، بسترهای مناسبی برای آسیب‎رسانی به خانواده فراهم می‎سازد و پیامدهای ناگواری برای آن دارد. «مسئله‌‍‌ مهم اینجاست که یک رسانه هیچ‌گاه ابزار خنثی و یک میانجی بی‌طرف در ارائه‌ تصویر به حساب نمی‌آید. رسانه، متکی به زبان و معناست و زبان و معنا نیز در چارچوب گفتمان، همواره متکی بر قدرت است، از این رو بازنمایی حوادث توسط رسانه‌ها، جدای از بحث اخلاقی و غیراخلاقی بودن آن، سوگیری ایدئولوژیک دارد و در راستای تضعیف یا تثبیت قدرت و گفتمان ویژه‌ای گام برمی‌دارد.» (هال و جالی، ۲۰۰۷: ۳۲) سیاست جامعه و خط فکر حاکمان نیز، به پشتوانه ایدئولوژی‌‌‌ها و یا با توجه به دستاوردهای روشنفکران، جامعه را به سمت و سوی خاصی هدایت می‌کنند. به این، انسان در کنش متقابل با جامعه بوده و به صورت مستقیم یا غیرمستقیم متأثر از جامعه است و جامعه متأثر از فرهنگ و شیوه‎ حکومت و سیاست حاکم بر جامعه، است. به عبارتی، انسان، خانواده و جامعه تا حدودی در یک راستا و در ارتباط می‌باشند؛ به این معنا که حاکمیت، سعی در نهادینه کردن ارزش‎ها و خواسته‎های خود، نزد مردم دارد. عده‌ای پذیرای این ارزش‌‌‌ها می‌شوند و در جهت خواسته‎ حاکمیت حرکت می‌کنند. عده‎ای براساس معیارهای خود به مخالفت با آنها می‌پردازند و نقش نهادی شونده را ایفا می‌کنند. به این معنا که علاوه بر طردِ ارزش‌های نظام موجود، سعی در معرفی و نهادینه کردن اندیشه‎ خود دارند. (منادی، ۱۳۸۵: ۱۹۹) «آنچه مشاهده‌گران هنگام نگاه کردن به شی یا منظره‌ای می‌بینند و تجارب عینی که به دست می‌آورند، صرفاً توسط تصاویر منقوش بر شبکیه‌ آنان تعیین نمی‌گردد، بلکه تجربه، معرفت، انتظارات و وضعیت عمومی درونی مشاهده‌گر را نیز دربرمی‌گیرد.» (چالمرز،۱۳۷۹: ۳۸)


برچسب‌ها: افسر جنگ نرم, افسران جنگ نرم, کارشناس جنگ نرم م میرزایی, کارشناس عملیات روانی, جنگ نرم دشمن
[ سه شنبه 19 شهریور1392 ] [ 23:13 ] [ رهرو ولایت-کارشناس‌جنگ نرم م.میرزایی ] [ ]

آرایش پسران را جدی بگیرید

!

باید بدانید که آرایش پسران آن قدر جدی است که زنگ خطر را برای بسیاری از خانواده ها به صدا در می آورد.

پیامبر اعظم فرموده اند که "خدا مردانی را كه شبیه زن می‏شوند و زنانی را كه خود را شبیه مرد قرارمی‏دهند ، نفرین كرده است." (بحارالأنوار، ج 103، ص 242 - )

اما چگونه می توان این معضل خطرساز  را حل کرد؟

شاید بازخوانی گزارش ها و اظهارات این افراد در کنار نظرات کارشناسی جامعه شناسان بتواند برای پیدا کردن پاسخ این سوال به ما کمک کند. "دوره زمانه عوض شده است" این جمله تمام توجیه برخی پسران جوانی است که هر روز قبل از خروج از منزل با موچین زیر ابرو برمی دارند و ساعتی پای آینه سرخاب و سفیداب می کنند. اگر در گذشته پسر بچه ها در بازی های کودکانه خود قطعه زغالی را برمی داشتند و برای این که بیشتر شبیه پدرشان شوند یا مردبودن خودشان را نشان دهند برای خود سبیل می کشیدند، امروزه برخی از پسران جوان و نوجوان همچون بسیاری از زنان مشتری پروپاقرص فروشگاه های لوازم آرایش هستند. حتی در برخی از آرایشگاه های مردانه با وجود سخت گیری های اتحادیه مربوطه شاهد این هستیم که علاوه بر پیرایش مو، آرایش صورت از قبیل برداشتن ابرو، مش و رنگ مو و ... نیز انجام می شود.

در این گزارش به برخی از آرایشگاه های مردانه و فروشگاه های لوازم آرایشی رفتیم تا با پسرانی که نقابی زنانه بر چهره مردانه خود کشیده اند گفت وگو کنیم.

30 دقیقه زمان برای اسپری مو؟

تبلیغات مندرج بر در و دیوار آرایشگاه و حتی بروشورهای روی میز لحظه ای شما را نگران می کند که شاید به یک آرایشگاه زنانه آمده اید. اصلاح صورت و ابرو، انواع مش و رنگ مو ، نقاشی روی دست و ... از جمله این تبلیغات است که در کنار پوسترهای بزرگ رنگی از خوانندگان غربی و هنرپیشگان هالیوود نصب شده است.

از زمان ورودم به این آرایشگاه حدود 30دقیقه می گذرد، در این مدت آرایشگر با اسپری مشغول حالت دادن به موهای یک پسر جوان حدود 22ساله است.

می گویم: به سلامتی شب دامادیتان است؟!

پسر و دو جوان دیگری که به اتفاق او به آرایشگاه آمده اند با شنیدن این سوال بلندبلند می خندند و یکی شان می گوید: نه آقا دامادی کیلویی چند است؟

و دوباره غرق خنده می شوند جمله آرایشگر که می گوید: «عزیزم سر تو تکون دادی موهات خراب شد» خنده آن ها را بند می آورد. از لابه لای صحبت های این جوان متوجه می شوم که او در هفته حداقل 2بار برای درست کردن مدل موهایش به این آرایشگاه مراجعه و هر بار 10 تا 15هزار تومان بسته به نوع مدل نیز هزینه می کند.

آرایشگر سپس بدون این که از مشتری سوالی بپرسد با تیغی که در دست دارد به جان ابروهای او می افتد. در انتهای کار هم به پیشنهاد یکی از دوستانش بخشی از ابروی سمت چپ او را با تیغ خالی می کند! بعد دو سه نفری چهره پسر را از آینه نگاه می کنند و می گویند: وای چقدر شیک شدی پسر!

نوبت به نفر بعدی می رسد و حالا می توانم چند دقیقه ای با این جوان صحبت کنم، می گویم: ابروی سمت چپت مثل آن هایی شد که ابرویشان شکسته و بخیه خورده است. او در پاسخ، با اشاره به این که مدل ابرویش را از یک شبکه ماهواره ای تقلید کرده است می گوید: آرایش صورت و استفاده از لوازم آرایش به من اعتماد به نفس می دهد و بهتر می توانم در جمع هم سالانم حضور و فعالیت داشته باشم. او خودش را نوید معرفی می کند و ادامه می دهد: 2سال پیش وقتی برای اولین بار ابروهایم را برداشتم پدرم مرا به خانه راه نداد ولی حالا دیگر کاری به کارم ندارد.

ارایش مردانالگوهای رنگارنگ

در مقابل برخی از مردان که حاضر نیستند تحت هیچ شرایطی از لوازم آرایشی و بهداشتی استفاده کنند و حتی استفاده از کرم های ضد آفتاب بدون رنگ را هم ناپسند می دانند برخی از پسران هم هستند که تمایل زیادی به استفاده از انواع لوازم آرایش دارند پسری حدود 19ساله که برای خرید لوازم آرایش به یکی از فروشگاه های لوازم آرایشی مراجعه کرده است درباره علت استفاده اش از لوازم آرایش توضیحی ارائه نمی دهد و تنها می گوید: به نظرم تمیز و زیبا بودن هیچ اشکالی ندارد! فروشنده این فروشگاه لوازم آرایشی نیز با بیان این که در روز 2 یا 3 مشتری مرد دارد می گوید: وقتی جوان و نوجوان در تلویزیون می بیند که مثلا بازیگر یا ورزشکار مورد علاقه اش که محبوب هم هست از لوازم آرایش استفاده می کند، کاملا طبیعی است که او هم این کار را می کند.

برای هم رنگ شدن این کار را می کنم.

در یکی دیگر از آرایشگاه های مردانه با جوانی برخورد می کنم که به تعبیر خودش برای جذاب تر شدن از لنزهای رنگی چشم استفاده می کند. صرف نظر از این که خرید لنز رنگی از آرایشگاه چه قدر با اصول بهداشتی مطابقت دارد و آیا تهدیدی برای سلامت مصرف کننده به شمار می آید یا خیر؟ از این جوان علت استفاده از لنز را می پرسم که پاسخ می دهد: پوست صورت من کمی سبزه و رنگ چشم هایم تیره است وقتی از سفید کننده استفاده می کنم دیگر چشم هایم زیبا نیست و به نظرم باید از لنز آبی یا سبز استفاده کنم! می پرسم وقتی دوستان یا همکارانت می دانند که چشم های تو رنگی نیست، احساس نمی کنی استفاده از لنز برای آن ها کمی تعجب آور باشد، پاسخ می دهد: اتفاقا من پیش از این اصلا تمایلی به استفاده از لوازم آرایش نداشتم ولی از وقتی در این محله زندگی می کنیم برای هم رنگ شدن این کار را می کنم.

چند درصد پسران آرایش می کنند؟

شمار پسران و مردانی که با بحران هویت مواجه هستند در سالیان اخیر فزونی یافته است آن گونه که دکتر مجید ابهری؛ آسیب شناس و پژوهشگر اجتماعی، می گوید: 7 درصد مصرف کنندگان لوازم آرایشی مردان هستند و این در حالی است که حتی بعضی از لوازم آرایشی مانند کرم، ژل مو و اسپری های خوش بو کننده جزو لوازم آرایشی به حساب نمی آیند و منظور ریمل، کرم پودر و... است.

 


ناهنجار بودن پدیده استفاده از لوازم آرایشی در بین پسران و مردان و استفاده از این لوازم در خانواده هایی که پیوند اجتماعی ضعیف تری دارند، اظهار می کند: استفاده از لوازم آرایشی بین پسران جوان و نوجوان در بین سنین 15 تا 25 سال بیشتر است؛ یعنی هنگامی که فرد کم کم از دوره نوجوانی فاصله می گیرد وارد مرحله اول جوانی می شود.

یکی از کارشناسان اجتماعی می افزاید:  با اشاره به این که نوجوانی اول از حدود 11 سالگی شروع و تا 16-15 سالگی ادامه می یابد و نوجوانی دوم نیز از 16 سالگی شروع می شود و تا 18 سالگی ادامه می یابد، معتقد است: بروز این پدیده در نوجوانی دوم بیشتر است.

فرد در نوجوانی اول در پی کسب هویت فردی است و به تدریج با وارد شدن به نوجوانی دوم هویت اجتماعی اش شکل می گیرد. مهم ترین موضوع در استفاده از لوازم آرایش بین پسران و مردان، علت استفاده از این لوازم و همچنین افزایش روز افزون آن است و همچنین تهدیدی که فضای هنجار و ارزش های جامعه را هدف قرار داده است.

اگر در این سنین الگوهای نامناسب و یا رفتارهای مغایر با سن به فرد داده شود جنسیت او به همان گونه شکل می گیرد و هویت جنسی اش دچار اختلال می شود مثلا دخترانی که لباس های پسرانه می پوشند و یا دخترانی که ظاهری پسرانه برای خود می سازند.

معیارهایی که یک زمانی برای جنس زن زیبایی محسوب می شد امروزه پسران آن معیارهای زیبایی را برای خودشان انتخاب می کنند که علت این اتفاق هم اشتباه در یادگیری از روی مدها و الگوهای نامناسبی است که به افراد داده می شود و همین امر سبب شده شاهد از بین رفتن تفکیک ارزش ها و ادغام معیارهای زیبایی باشیم. ماهواره، رسانه ها، فضای مجازی و حتی گوشی تلفن همراه از عوامل اصلی الگو دادن به افراد و انتقال سبک جدید زندگی در جامعه است. آقاپور نیز برخورد قهری و تنبیهی با این افراد و این پدیده را نادرست ارزیابی می کند و می افزاید: ما در درجه اول باید الگوهای مناسب بدهیم، الگوهایی که از نظر فرهنگ ارزش جامعه خود مناسب هستند

.

 


برچسب‌ها: مدگرایی, http, jangenarme, blogfa, com
[ سه شنبه 5 شهریور1392 ] [ 23:17 ] [ رهرو ولایت-کارشناس‌جنگ نرم م.میرزایی ] [ ]

ماهمه "ســربـــاز" تواییم

افسران - ماهمه


برچسب‌ها: وبلاگ جنگ نرم, میرنگاران, میرزایی مصطفی, کارشناس جنگ نرم
[ جمعه 21 تیر1392 ] [ 12:3 ] [ رهرو ولایت-کارشناس‌جنگ نرم م.میرزایی ] [ ]

محسن مخملباف که با آخرین ساخته خود به نام «باغبان» در جشنواره فیلم اورشلیم حضور دارد، در یک کنفرانس خبری خطاب به اسرائیلی‌ها گفت: «من شما را دوست دارم،

وی در عین حال به خاطر آنچه «بدتر شدن وضع خواند» گفت: لطفاً به ایران حمله نکنید. این راه حل نیست

مخملباف در ادامه اظهارات عجیب خود خواستار حمایت اسرائیل از نیروهای دموکرات ایرانی شد!

این فیلمساز ایرانی که یک فیلمی با موضوع بهاییت ساخته با بیان اینکه «مذهبی نیستم»، افزود: من پیروان بهائیت را در این فیلم انتخاب کرده ام زیرا آنان دارای رویکردی هستند که می تواند برای پیروان دیگر ادیان نمونه باشد!
 


برچسب‌ها: وبلاگ تخصصی جنگ نرم, مصطفی میرزایی, کارشناس جنگ نرم
[ جمعه 21 تیر1392 ] [ 11:25 ] [ رهرو ولایت-کارشناس‌جنگ نرم م.میرزایی ] [ ]

به تازگی تصویری از جدول زمانی تروریستهای سوریه برای جهاد نکاح در یکی از دیوارهای منزلی در منطقه القصیر منتشر شده است.

مبلّغان وهابی كه از کشورهایی مانند قطر و عربستان سعودی به تونس رفت و آمد می كنند و نیز برخی شخصیت های حزبی وابسته در این كشور، درصدد هستند پدیده های عجیب و نامأنوسی را در جامعه تونس ترویج كنند كه از جمله آنها، ازدواج دختران نابالغ و كودكان و ... است.
خطرناكترین این پدیده ها صدور فتوایی با نام "جهاد نكاح" است بدین گونه كه متاسفانه دختران كم سن و سال تونسی را تحت عنوان "جهاد در سوریه" و به منظور ازدواج چند ساعته با تروریستها و عناصر گروه های مسلح به آن كشور اعزام می كنند.
به تازگی تصویری از جدول زمانی تروریستهای سوریه برای جهاد نکاح در یکی از دیوارهای منزلی در منطقه القصیر منتشر شده است.
شیخ "محمد العریفی" كه فتوای جهاد نكاح را صادر كرده است، بعد از اینكه فتوای او در محافل عربی و اسلامی جنجال به پا كرد، حرفش را پس گرفت و در چندین تریبون مدعی شد كه وی چنین فتوایی را صادر نكرده است.

درحالی كه العریفی پس از جنجال به پا شده فتوای خود را پس گرفته، كسانی كه این فتوا موجب خرسندی آنان شده و به آن عمل می کنند، به حرام شدن آن متقاعد نشدند و هنوز هم بسیاری از تروریست ها از یک سو؛ و زنان و دختران تاثیر گرفته از افکار سلفی و وهابی از سوی دیگر؛ برای شركت در جهاد نكاح به سوریه می روند.


برچسب‌ها: وبلاگ تخصصی جنگ نرم, نکاح جهادی
[ جمعه 21 تیر1392 ] [ 11:18 ] [ رهرو ولایت-کارشناس‌جنگ نرم م.میرزایی ] [ ]


94

به تازگی موزیک ویدیویی از بهرام رادان در وبسایت رسمی این بازیگر معروف سینما قرار گرفت که با تاسف بسیار ، دارای مضامین ضد دینی بسیاری می باشد .

ادامه مطلب را بخوانید…

این کلیپ ۵ بهمن روی سایتش قرار گرفته است . در این موزیک ویدیو، با زبان موزیک ، نوعی تفکرات الحادی به خورد بینندگانش می دهد و به طور کاملاً آشکارا ، در این ویدیو کلیپ ، علاوه بر توهین به مبانی فکری قرآنی متاسفانه به ادیان ابراهیمی دیگر نیز مانند مسیحیت توهین شده است . در این موزیک ویدیو به حضرت مسیح (علیه السلام) و حضرت ابراهیم (علیه السلام) نیز توهین آشکار شده است و علاوه بر آن تفکرات شیطان پرستی نیز در آن وجود دارد ، در این مقاله به بررسی این ویدیو کلیپ ضد دین که توسط بهرام رادان ساخته شده است ، می پردازیم .

بهرام رادان و پرداخت هزینه ای گزاف برای معروفیت در عرصه خوانندگی

بهرام رادان که به طور قطع یکی از معروف ترین و توانمندترین بازیگران ایران است ، مدتی است که وارد صنعت موسیقی و خوانندگی شده است و طبق گفته خود ، بیشتر از آنکه به بازیگری علاقه داشته باشد به موسیقی و خوانندگی علاقه دارد ، هرچند که به نظر می رسد صدایی مناسبی برای این کار ندارد و به نظر فعالیت در سینما برای او می تواند بیشتر بر محبوبیتش بیافزاید تا خوانندگی ، اما رادان با انتخاب سبکی متفاوت ، توانسته در این عرصه نیز به توفیقاتی دست یابد. اما متاسفانه گویا مسیر درستی را برای این کار انتخاب نکرده است و ظاهراً می خواهد جزء افرادی باشد که در مدت کم می خواهند به محبوبیت زیادی در این عرصه برسند . رادان که مدتی است که در خارج از کشور ساکن است ، علاقه چندانی به بازی در فیلم های داخل کشور نشان نمی دهد و به گفته خود اگر در خوانندگی موفق باشد ۲ سال یکبار فیلم بازی خواهد کرد .

d6577_3

از این رو سعی دارد هرگونه که شده و با پرداخت هر هزینه ای ، بتواند در مدت زمان کم به آرزوی خود که خواننده معروف شدن است برسد . اصولاً در غرب یکی از عواملی که باعث می شود افراد معروف شوند و توسط رسانه ها که غالباً در دستان صهیونیست ها است برجسته شوند و اصطلاحاً بُلد شوند ، توهین به ادیان است ، این یکی از رمزهای موفقیت و مشهور شدن در غرب است . بهرام رادان که ظاهراً بسیار زیاد شیفته غرب شده است ، این راه را انتخاب کرده است و حاضر شده چنین هزینه ای را برای معروف شدن بپردازد . همانند فردی مثل گلشیفته فراهانی که برای معروفیت و رسیدن به جایگاهی بالا در صنعت سینما ، تن به چنان رذالتی داد و تن عریان خود را به نمایش گذاشت که این کار باعث شد مورد توجه رسانه های ضد دین شود .

ظاهراً بهرام رادان نیز از همین مسیر می خواهد به موفقیت برسد ؛ به تازگی نیز بهرام رادان در پاریس با گلشیفته فراهانی دیدار داشته است و رادان با قرار دادن عکس دیدارش با او در صفحه ی فیس بوکش به نوعی سعی کرده است از گلشیفته و تفکرات ضد دینش حمایت کرده باشد . از قدیم گفته اند که ” از کوزه همان برون تراود که دروست “

w5885_2

تحلیل و بررسی موزیک ویدیو جنجالی و ضد دین بهرام رادان

از اسفند سال پیش بحث بر سر این موزیک ویدیو بود ، موزیک ویدیویی به نام “جیغ” از آلبوم ” روی دیگر” و سازندگان آن نیز، وعده رونمایی از آن را در بهمن ماه سال۹۱ داده بودند . که در تاریخ گفته شده نیز آن را ارایه کردند . از سال پیش که چند عکس از پشت صحنه این موزیک ویدیو ، توسط گروه سازنده در محیط مجازی قرار گرفت ، صحبت از غیر متعارف بودن این کلیپ بود ، عکسی که با تیتر “ بهرام رادان در لباس شیطان پرستان ” و یا ” گریم جنجالی رادان ” مورد بحث قرار گرفت. اما با ارایه شدن این موزیک ویدیو در هفته گذشته، ظاهراً حدس ها در مورد غیر متعارف بودن این کلیپ صحیح بود و حتی فوق پیش بینی ها بود ، کلیپی که سراسر توهین و تمسخر نسبت به ادیان الهی است .

h9798_4

این موزیک ویدیو در سبک راک می باشد و در آن بهرام رادان با گریم جنجالی ای در نقش شیطان بازی می کند ،شیطانی که تاج پادشاهی بر سر دارد .در غرب و دربین شیطان پرستان ، شیطان را پادشاه جهان می دانند و هموراه تاجی بر سر او قرار می دهند . سبک راک نیز یکی از سبک های اصلی گروه های شیطان پرستی است که شاخه مختلف آن ، از سبک های مورد علاقه آنها می باشد . ابداً منظور این نیست که خدای نکرده بهرام رادان یکی از این افراد است ، خیر ، اما تفکرات ضد دین او ، کاملاً مشهود است که همین تفکرات باعث ساخته شدن این اثر ضد دین شده است که در ادامه به آنها می پردازیم .

اگر بخواهیم این موزیک ویدیو را دسته بندی کنیم و در در بین موزیک ویدیو های مختلف در غرب ، در بین همدسته های خود قرار دهیم ، با تاسف بسیار، می بایست این کلیپ را در دسته موزیک های ضد دین و الحادی که حاوی مطالب و تفکرات شیطان پرستانه غربی نیز می باشد ، قرار داد. که جای تاسف بسیار زیادی برای این بازیگر معروف دارد. واقعاً حس معروف بودن و محبوب شدن با افراد که چه ها نمی کند . اساس ، ستون و پایه این موزیک ویدیو ضد دین ، در اشعار نخستین آن است ” جیغ زدم جیغ زدم /سربه تن تیغ زدم /درصدد خویش شدم /تحت نظارت خودم“در این کلیپ ، حول محور جمله ی “تحت نظارت خودم” بر ادیان الهی تاخته می شود و به ادیان ابراهیمی توهین می شود و این ادیان مورد تمسخر قرار می گیرند و این جمله شاه بیت این موزیک می شود .

اساس تفکر ضد دین در این کلیپ ، آن است که دین آمده است که انسان ها را محدود کند و این محدودیت چیزی جز شکنجه و عذاب آید افراد نمی کند و حرف از پاداش و جهان آخرت حرف بی معنی است ، تبعیت از دین به مانند این است که ما چشم بسته از مطلبی پیروی کنیم ، که در آخر نیز چیزی جز سختی و شکنجه وجود ندارد. باید از دین فاصله گرفت و تحت تفکرات خود و “تحت نظارت خود بود ” و عمل کرد ، چون تقلید یک کار کور کورانه و بی ثمر است . باید با عقل خود انتخاب کرد و عمل کرد، تفکرات اومانیستی کاملاً در این کلیپ مشهود است . در آخر نیز می گوید باید آن بخش از وجود را که به دین گرایش دارد را دفن کرد تا از شرش راحت شوی و از رنج آزاد شوی . اوج وقاحت و بی شرمی این موزیک ویدیو جایی است که شیطان که نماد نافرمانی در برابر حضرت حق است را نماد این سخنان کرده اند و او را الگویی مناسب برای جدایی از دین و بندگی معرفی می کنند ، ایکاش آقای رادان می دانست چه کرده است ، به این خاطر است که گفته می شود، این موزیک ویدیو در دسته موزیک ویدیو های ضد دین با گرایش شیطان پرستی قرار می گیرد.

n9325_5

موزیک ویدیو با نشان دادن افرادی آغاز می شود که در غل و زنجیر هستند و مرده ای کفن کرده به سبک مسلمانان را برای دفن می برند که در ادامه این افراد را افراد وحشی معرفی می کند . از همان ابتدا فیلم با مرگ ، نابودی و جماعتی پریشان آغاز می شود و شیطانی ار نشان می دهد که در حال رقص و شادی است . بهرام رادان که در حال فرار از آن جماعت و موقعیت است ، جماعتی نیز با چوب ، زنجیر و شمشیر بدنبال او هستند تا او را مطابق خواسته خود تغییر دهند و به اصطلاح او را نابود کنند . در ادمه توهین به ادیان که از ابتدا با توهین به اسلام شروع شده است به اوج خود می رسد و افردای را نشان می دهد که با چشمان بسته و کور کورانه دست به آسمان برده اند و راز و نیاز می کنند ، افرادی که به مرده ها و افراد رنج کشیده شباهت دارند .

در ادامه همان پیرمردی که با چشم بندی که بر روی چشمش قرار دارد ، دست به آسمان برده بود ، در کنار گوسفندی دیده می شود در حالی که چشم بندی به چشمانش دارد که ناخواسته آدم را به یاد داستان حضرت ابراهیم (علیه السلام) و قربانی کردن حضرت اسماعیل(علیه السلام) می اندازد ، عملی که از نظر ادیان الهی اوج تعبد و بندگی بود ولی از نظر تفکرات ماتریالیستی و اومانیستی آن عمل فقط یک کار کورکورانه و بدون عقل بوده است ( العیاذ بالله )

s6285_6

از دید این افراد اگر حضرت ابراهیم “تحت نظارت خود بود ” هیچ وقت اینگونه رفتاری را نمی کرد . اینجاست که این افراد ناآگاه ، دین را افیون ملت ها می دانند و شعار ” تحت نظارت خودم ” را سر می دهند که شاه بیت این کلیپ است . تصاویر جسد ، مرگ ، شمشیر ، شیطان، افرادی که دست به آسمان برده اند باعث می شود که در ضمیر ناخودآگاه ، نوعی تصویر و احساس دینی در ذهن شکل بگیرد و با دیدن تصویر آن پیرمرد و گوسفند بعد از آن تصاویر گفته شده ، ناخواسته داستان حضرت ابراهیم برای افراد تداعی شود .

در ادامه با توهینی بسیار وحشتناک به حضرت عیسی (علیه السلام) ،جای شکی نمی ماند که منظور توهین به ادیان و پیامبران بوده است. در ادامه با نشان دادن فردی در شمایل حضرت عیسی ، البته شمایلی که در غرب تصویر می شود .

u6562_7

فردی را نشان می دهد که در حال شکنجه و عذاب شدن در زندانی به شکل مثلث است ، زندان که نماد همان بندگی و دنیایی است که از منظر دین ، اساسش عبودیت وبندگی است و با مثلثی شکل بودن این زندان ، همان تفکر تثلیث و سه خدایی را می خواهد نشان دهد ، تفکر پدر ، پسر و روح القدس که مسیحیت به آن اعتقاد دارد . مسیحی که در این زندان مثلث گونه جز عذاب چیزی نصیبش نمی شود و مدام در حال عذاب کشیدن تصویر می شود ، در اینجا اشاره به تفکر مسیحی ها دارند که می گویند حضرت مسیح(علیه السلام) برای پاک شدن گناه پیروانش به دنیا آمد و هزینه اش همان شکنجه هایی بود که در آخرعمرش به او تحمیل کردند و او را به فجیع ترین حالت کشتند . از نظر سازنده این کلیپ ، حضرت مسیح به خاطر تفکرات دینی اش بود که زندانی و به بدترین حالت شکنجه شد ، اگر حضرت عیسی اهل بندگی و دین مداری نبود ، چنین سرنوشتی هرگز نداشت .

y8734_8

در این کلیپ همه ی افراد دین مدار افرادی بدبخت و با صورت هایی شبیه به مردگان هستند که در دنیا به شکنجه شدگان می مانند ، تصویر شده اند. پیامش این است که دین مساوی است با رنج و بدبختی. این تفکرات به طور قطع از ذهن خود بهرام رادان سر چشمه گرفته است ، برای نمونه مطالبی را از صفحه تویتر او ، می توان ارایه کرد . این مطالب نشان دهنده افکار پـــوچ این فرد است . او حتی اعتقادات مردم ایران اسلامی را نیز مسخره کرده است برای نمونه چند مورد ذکر می شود . بهرام رادان در صفحه تویترش :

l785_9

” واقعاً اگه دنیا تموم شه ، قبل پل صراط خِر چندتا از اون بهشتیا رو میگیرم، حسابی از خجالتشون در میام ، بعد سرم رو بالا میگیرم، سوت زنان میرم سمت جهنم ، پیش بقیه!”

n4437_10

“با دعای خیر مردم همیشه در صحنه و غیرت بچه ها و لطف پروردگار به تیم دوم ازبک باختیم”

در ادامه بهرام رادان عقاید و تفکرات دینی یکی از قهرمانان خوب و شایسته پارا المپیک را مورد تمسخر قرار می دهد و به دین اسلام نیز توهین می کند

s213_11

” یعنی اگه با عروس ملکه انگلیس دست می داد ، میرفت جهنم؟؟؟ این یک عرف جهانیه نه یک تماس جنسی!!! “

بله ،این افراد که خود را افراد روشنفکر جا می زنند و مدام ژست افراد روشنفکر را می گیرند ، اینگونه به خود اجازه می دهند که تفکرات و اعتقادات دیگران را مورد تمسخر و توهین خود قرار دهند ، حتی اگر آن فرد مورد تمسخر ، یک قهرمان ملی نیز باشد ، برایشان فرقی ندارد .

a3763_12

بهرام رادان: ” بعد از مراسم باشکوه قطع دست در شیراز، بزودی جشن زنده بگور کردن دختران با حضور مردم همیشه در صحنه بصرفِ… ! “

a665_13

“واقعاً دم خدا گرم که بعد از گرونی دلار و سکه و کمبود مرغ و تحریم از طرف کل دنیا …هنوز با ۵۰ تومان صدقه ۷۰ نوع بلا رو دفع می کنه”

در این کلیپ شاهد تفکرات ضد نظام او نیز هستیم که در آن جامعه ایران را جامعه ای معرفی می کنه که در آن چیزی جز نابودی و خفقان چیزی حاکم نیست و به عنوان نمونه بیان می کند که تمامی اعدام ها در آن سیاسی است ، این قسمت نیز ناشی از تفکرات او می باشد که در صفحه تویتر خود نیز می توان به آن رسید :

o8385_132

x5219_14

” واقعاً مخترع جرثقیل می دانست که اختراعش یک آلت قتاله ست”

r9349_15

“یعنی اینجوری ریشه کن میشه جنایت؟راستی چرا کشورای غیر جهان سوم دنیا این کارا رو نمیکنن؟”

از نظر ایشون باید با افراد جنایت کار و قاچاقچی ، با مهربانیت و عطوفت رفتار کرد تا اطلاح شوند [!]

e1454_16

” وقاحت/شرم/یک وزیر/میز کارش/ من/ قلم لرزان در دستم/ آه/انسانیت/تن هاى مظلوم سوخته/ خشم/ کفن/کفن پوشان/سلحشور/ بیانیه/اعدام/ وقاحت/وقاحت/ وقاحت!”

w1582_17 خدا کنه فقط از مردم کسی کشته نشه، توان از دست دادن نداها و سهرابا رو نداریم دیگه!”

اما در ادامه موزیک ویدیو می گوید ” کار به بردگی کشید /مزد به من نمی دهند /دلخوش انعام شد” مردم بدبخت و زجر کشیده را نشان می دهد که دست به آسمان برده اند تا به خاطر بردگی که منظور همان بندگی هست پاداشی بگیرند ، اما می گوید اینها مطالب پوچ است .

در ادامه نشان می دهد که همان افرادی که بدنبال او بودند او را گرفته و در داخل قبری قرار می دهند و او را زنده بگور می کنند ، کسانی که منبع اوهام هستند ، منظور همان دین است، و در آخر نشان می دهد که خود در حال خاک ریخت بر روی خودش است و اینگونه است که دیگر آزاد شده و “تحت نظارت خود” قرار گرفته است . بدان معنی که باید از دین جدا شد و آن تفکرات و اوهامات که منظور همان دین است را باید در زیر خاک دفن کرد تا به آزادی رسید و رنج و غصه ها تمام شود !

o3167_18

تفکرات شیطان پرستی در این ویدیو کلیپ چه می کند ؟ بررسی این تفکرات

برای شناخت این تفکرات باید در زمینه شیطان پرستی تحقیق شده باشد تا بتوان کدهای ارایه شده را به راحتی شناسایی کرد . دراین ویدیو کلیپ ضد دین ، شیطان را در حالی که بال هایی دارد و در حال رقص است نشان داده می شود ، در غرب اعتقاد بر آن است که شیطان از جنس فرشته بوده است و زمانی که آن نافرمانی بزرگ را کرده است بال هایش سوخته است و به زمین سقوط کرده است . در ابتدا شیطان را با بال هایی نشان می دهد ، که در انتهای این موزیک ویدیو بال های او سوخته می شود و از آنجایی که ستون و اساس این کلیپ این جمله است ” در صدد خویش شدم / تحت نظارت خودم” او را الگوی ضد دین خود معرفی می کند . هماهنگی کامل متن و تصویر کاملاً موید این مطلب است که شیطان همان بهترین الگوی است برای جدایی از دین و بندگی ، برای رسیدن به خوشی باید مثل او رفتار کرد . داستان سقوط شیطان و الگو قرار دادن او از اینجا شروع می شود که در این موزیک ویدیو می گوید : ” باختم آن نبرد را /بازی تخته نرد را /این دو سه تاس آخر است” تداعی کننده داستان نبرد شیطان با حضرت آدم و سجده نکرد شیطان و سقوطش به زمین است در ادامه شیطان را نشان می دهد که بال هایش در حال سوختن است و با سوختن بال های شیطان ، بهرام رادان می گوید ” جیغ زدم جیغ زدم /سربه تن تیغ زدم /درصدد خویش شدم /تحت نظارت خودم” و شیطان را نشان می دهد که با اینکه بال هایش را از دست داده اما احساس آزادی به او دست داده است ” تحت نظارت خودم”

b1849_19

در ابتدا موزیک ویدیو نیز، زنی را نشان می دهد که بچه ی نوزاد خود را به شیطان اعطاء می کند ، در بین شیطان پرستان یکی از کارهایی که با تاسف بسیار ، صورت می گیرد ، کشتن نوزادان تازه بدنیا آمده است و با این کار فرزندان خود را برای شیطان قربانی می کنند . این یکی از رسوم اصلی در میان گروه های شیطان پرستی است ، حال این تکه خاص در این ویدیو کلیپ چه می کند باید آقای بهرام رادان پاسخ دهند .

y6835_20


برچسب‌ها: وبلاگ تخصصی جنگ نرم, بهرام رادان, خوانندگی بهرام رادان
[ جمعه 21 تیر1392 ] [ 11:8 ] [ رهرو ولایت-کارشناس‌جنگ نرم م.میرزایی ] [ ]

agha1

پایگاه صالحات - حجة الاسلام صديقي :

قضييه آقا بعد از حضرت امام خدا شاهده از جزء كرامتهاست. اگر در زمان امام ، آقا به عنوان ولي امر مطرح بود زده بودندش .

آقاي طبا طبائي ميگويد اين آيات ولايت را در سوره مائده ، خدا جا سازي كرده بود .كه اگر اين گونه جا سازي نشده بود مورد هجمه اهل سقيفه قرار مي گرفت.

امام ايشان را تحت پوشش قرار داد ، انگشت هدايتش را هم به سوي او گرفت كه اين براي ولايت مناسب است ، هم تصريح فرمودند كه ايشان مي تواند اين كار را بكند ، هم بعنوان اسلام شناس ، مثل آفتاب مي درخشي ، اين تعبيراتي را كه فقط در مورد ايشان بود . عملأ هم الله أعلم حيث يجعل رسالته .

من همين قدر به شما بگويم ، خدا گواه است بنده از يك ولي خدائي خودم كرامت ديدم . ايشان به من گفتند كه شما اين سفر دوباره به مدينه بر مي گرديد و مهمان خانم زهرا سلام الله عليها هستيد . مدينه قبل بودم در يكي از سفرها برنامه اي هم نداشتم ، ولي به من فرمودند شما اين سفر دوباره به مدينه برميگرديد .

من اين تعبير مهمان خانم زهرا (س) هستيد را موقعي كه در هواپيما بودم ميرفتم يك جرياني پيش آمد در ذهنم آمدكه ما در اين سفر مهمان خانم زهرا (س) هستيم .

اين ولي خدا ميگفت كه در عرفات ديدم وجود نازنين امام عصر ارواحنا فداه به مقام معظم رهبري با اسم دعا ميكرد .

و با يك حالي گفتند : طوبي له ، طوبي له ، طوبي له .

اين عَلَم صاحب دارد ، اين سيد صاحب دارد ، سر سوزني هم تعلق به اين دنيا ندارد .

نه اين عمارت ، نه اين رهبري ، نه بر مالشان اضافه كرده ، نه برژستشان اضافه كرده است .

يكي از علماي موجودي كه خيلي هم با آقا موافق نيست و جزء نگراني هاست ، ايشان يك وقت بعد از ولايت آقا به بيت آقا رفته بود ، آقا به زور ايشان را جلو انداختند وپشت سرش نماز خواندند ، رهبر جامعه پشت سر ايشان نماز خواند .

آيت الله خوشوقت ميگفتند كه من وارد شدم به بيت براي روضه شان شركت كنم از آن درب آمدم كفشهايم را درآوردم . بعد از روضه هم ايشان يك شامي دارند و شام ميدهند وبنا شد كه خدمتشان برويم شام. منتها كفش من آنطرف بود .گفتند كه حضرت آقا با اصرار نعلين هاي خودشان را گذاشتند جلوي من و خودشان پا برهنه آمدند .

كجاي عالم شما يك همچنين كسي را پيدا ميكنيد ؟ شما كسي را پيدا ميكنيد كه يك آخوندي تا عمر داشت هر تيري كه در تركش داشت تا آخرين روز حياتشان هم به امام (ره) زد هم بر ايشان . اما بعد از وفات ، آقا در حق ايشان هم كم نگذاشتند .

كجاي عالم شما اينجور پيدا ميكنيد ،اين خُلق ، خُلق سلاطين است ؟ شما يك موجود مادي نفساني پيدا كنيد كه بتواند اين سعه صدر را داشته باشد، اين ژست ژست انبيا ست .آخوند هاي عادي نمي توانند اين كارها را بكنند .

يك آخوندي كه الان جزء مخالفين خيلي سر سخت است يك وقتي كاره اي بود ، يك رئيس دادگستري حرفش را گوش نكرده بود ، يك گارد نظامي برايشان قرار داد گفت با حقارت كوچكش كنيد تا بياوريدش .

خيلي از اينجا تا آنجا فاصله است.

در تمام فراز ونشيبها كسي مثل كوه ، المؤمن كالجبل الراسخ لاتحركه العواصف اين نيست مگر روح انقياد و بندگي، وهمين هم باعث شده كه خدا پرچم را به دست ايشان بدهد .

حضرت امير(ع) كفشهاي پيغمبر را داشتند وصله ميزدند، پيغمبر خدا فرمودند : ليضربنكم رجل على تأويل القرآن كما ضربتكم على تنزيله‏

عرض كردند چه كسي است ؟ فرمود: هذا خاصف النعل

اصلا اشاره به اين تواضع بوده - همين كسي كه دارد كفشهاي پيغمبرش را پينه ميزند - فردا پرچم به دست اين است و شما با او مقابله ميكنيد و او مجبور ميشود شمشير بزند در تاويل ،آنگونه كه ما شمشير زديم براي تنزيل . لئن شكرتم لأزيدنّكم‏ ‏

بدانيد من خيلي حرفها دارم كه چه وضعي داشت قبل از انقلاب و انقلاب چه كرده ،امام چه معجزه ايست و چه رهگشايي است براي آمدن امام زمان (عج).


sedighi1

امام مشكل فرج را حل كرد اين انقلاب خيلي از مشكلات اعتقادي را حل كرد ، امام زمان (عج) انشاءالله تشريف مي آورند، انشاءالله نزديك است .باش تا صبح دولتش بدمد .

قدر اين آقا را بدانيد ، اين سيد بزرگوار اين رهبر ، والله عبد صالح است ، والله ولي خداست ، اهل ارتباط است ، سيمي وصل داره ، دل شكسته اي داره ،زجه هاي سحر داره ، گريه هاي جانسوز داره ، توسلات داره ، عالَمي با مادرش حضرت زهرا داره ، برايش دعا كنيد ،كمكش كنيد ، شبهات را بزدائيد ، با سعه صدر بدون مراء بدون جدال، با اخلاقتان با سعه صدرتان

كونوا له زيناً ولا تكونوا عليه شيناً .



 



با تو میگویم سخن ای مهد علم 

  ای نماد دانش و سعی و تلاش

 زیر رگبار هجوم دشمنان                  

 با ولایت زنده و پیروز باش

شعر :میرنگاران

تبديل از فايل صوتي : آقاي كامراني

دانلود فايل صوتي  1.44  مگابايت


برچسب‌ها: جنگ نرم دشمن, غرب و استعمار, مصطفی میرزایی کارشناس جنگ نرم, انتشارات کتابداران, امام خامنه ای
[ شنبه 18 خرداد1392 ] [ 15:12 ] [ رهرو ولایت-کارشناس‌جنگ نرم م.میرزایی ] [ ]

سرود و شعر و شعارم امام خامنه ایست

گل همیشه بهارم امام خامنه ایست

پس از خدا و رسول و ائمه اطهار(ع)

تمام دار و ندارم امام خامنه ایست


http://int3000.persiangig.com/image/daste%20agha1.JPG

ای دشمنان! بدانید که تمام وجود ما فدای نفس های رهبر عزیزمان است...
برچسب‌ها: جنگ نرم دشمن, غرب و استعمار, مصطفی میرزایی کارشناس جنگ نرم, انتشارات کتابداران, شعر امام خامنه ای
[ شنبه 18 خرداد1392 ] [ 14:56 ] [ رهرو ولایت-کارشناس‌جنگ نرم م.میرزایی ] [ ]


حجاب
چرا بعضی‌ها بدحجاب می‌شوند؟!

گرم شدن هوا، بروز احساس خودنمایی، تفکرات فمنیستی، سیاست زدگی، اعتراض، لجبازی؛ کدام یک علت بدحجابی است؟

رویکردهای کلی در جامعه ما همواره رنگ و رویی مذهبی داشته و با نگاهی به تاریخ سرزمینمان در می‌یابیم هر جا که دین و عفت در معرض هجمه قرار گرفته است، مردم ما تمام قد ایستادگی کرده‌اند.

یکی از بهترین نمودهای این ایستادگی را در مقاومت زنان کشورمان در برابر ظلم و زور رضاخان برای اجبار به کشف حجاب می‌توان ملاحظه کرد. این روال در جامعه امروز هم مشاهده می‌شود اما نمی‌توان انکار کرد که بخشی از زنان و دختران کشورمان این روزها دیگر چندان به مقوله عفاف و حجاب پایبند نیستند؛ پدیده‌ای که جا دارد علل و عوامل آن را از وجوه مختلف ارزیابی کرد.

 


چرا بدحجابی؟

به راستی چرا برخی از زنان و دختران جامعه ما بدحجابی را برای خود برگزیده‌اند. گرم شدن هوا، بروز احساس خودنمایی، نقش شبکه‌های ماهواره‌ای و اینترنت، واکنش به وضع سیاسی و به نوعی دهن کجی در برابر وضع موجود و یا در نهایت تلاش مافیایی طراحان مد و لباس برای حفظ و ایجاد بازار مصرف، کدام یک از این علل، چادر را از سر برخی زنان ایرانی برداشته و روسریشان را عقب کشیده است؟

ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که هر پدیده‌ای چند علیتی است و یک سویه نگاه کردن به رخدادهای اجتماعی و به دنبال یک دلیل واحد بودن، ما را از ارزیابی منطقی آن رخداد دور می‌کند.

تعداد افرادی که با اهداف سیاسی اقدام به استفاده از پوشش و حجاب نامناسب می‌کنند، بسیار اندک است اما در مقابل مسائل فرهنگی و تربیتی و هجمه های فرهنگی غرب در قالب جنگ نرم، بازیگر اصلی صحنه بدحجابی در کشور ماست.

اما در کل، پذیرش سبک‌های جدید ارائه شده از سوی غرب و رسوخ تفکرات غربی در بین برخی جوانان، محصول کم توجهی به مسائل تربیتی و اخلاقی در خانواده‌هاست.

 

اولین تجربه‌های بدحجابی در مهدهای کودک

مهد کودک

برای نهادینه شدن ارزش‌ها باید از دوران کودکی آغاز کرد و در احادیث ائمه اطهار(ع) همواره از دل و جان کودکان به زمینی آماده کشت تعبیر شده است؛ زمینی که هر چه در آن بکاری همان را درو خواهی کرد و شاید بدحجابی امروز جوانان و نوجوانان، حاصل غفلت از دوران کودکی آن‌هاست.

این در حالی است که در جامعه امروز شاهد تولد روزانه مهد کودک‌هایی هستیم که نه فقط کودکان از خانواده دور می‌شوند، بلکه در این مهدها اولین تجربه آرایش در قالب نقاشی چهره کودک و تجربه‌هایی همچون آموزش رقص را فرا می‌گیرند و بالطبع این تجربه‌ها در دوران نوجوانی و جوانی به شکل پوشش نامناسب و برخی هنجارشکنی‌های دیگر خود را نشان خواهد داد. آموزش مسائل تربیتی و نهادینه کردن ارزش‌ها از همان دوران کودکی حایز اهمیت است، زیرا اصلاح و تغییر زاویه دید یک جوان به این راحتی امکان پذیر نیست.

مقوله بدحجابی به طرز تفکر و باورها مربوط می‌شود و از آنجایی که فکر و اندیشه یک شبه ایجاد نمی‌شود بنابراین نمی‌توان یک باره آن را تحت کنترل در آورد. مسئله‌ای مثل بدحجابی علل و عوامل مختلفی دارد که هر علتی دارای پیامی است و این پیام‌ها نیازمند تحلیل و تدبیری مناسب است

پیام‌های بدحجابی

در یک ارزیابی کلی در می‌یابیم که گروهی از بدحجابان عاملانه و عامدانه بدحجابی می‌کنند و این بدحجابی‌ها شبکه‌ای و سازماندهی شده است، اما گروه دیگر نه از روی عمد بلکه تنها به هدف جا نماندن از غافله مد بدحجاب می‌شوند و از آنجایی که ریشه این رفتار یکسان متضاد است، طبعاً برخورد متفاوتی را می‌طلبد.

 

اهرم قانون بعد از ارتقای شناخت و آگاهی افراد

اگر با ارتقای شناخت و آگاهی‌های افراد و اصلاح تفکراتشان مسئله حل نشد آنگاه برای افرادی که از چراغ قرمزها عبور می‌کنند باید به برخورد امنیتی قضایی و انتظامی متوسل شد.

همان‌گونه که طبق قانون مجازات اسلامی، زنی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شود به حبس از 10 روز تا 2 ماه و یا از 50 هزار تا 500 هزار ریال جزای نقدی محکوم می‌شود.

مقوله بدحجابی به طرز تفکر و باورها مربوط می‌شود و از آنجایی که فکر و اندیشه یک شبه ایجاد نمی‌شود بنابراین نمی‌توان یک باره آن را تحت کنترل در آورد. مسئله‌ای مثل بدحجابی علل و عوامل مختلفی دارد که هر علتی دارای پیامی است و این پیام‌ها نیازمند تحلیل و تدبیری مناسب است.

بر مسئولان است که این پیام‌های بدحجابی را درست و صحیح گرفته و مورد بررسی و کنکاش قرار داده و قبل از هر برخورد قهری، نسبت به رفتارشناسی بدحجابان اقدام کرده و نسخه‌ای مطابق با بیماری آنان تزویج کنند.

 

حجاب زن حق؛ تنها حق فردی و اجتماعی نیست ؛ حق الله است

حجاب

زن باید کاملاً درک کند که حجاب او تنها مربوط به خود او نیست تا بگوید من از حق خودم صرف‌نظر کردم، حجاب زن مربوط به مرد نیست تا مرد بگوید من راضیم، حجاب زن مربوط به خانواده نیست تا اعضای خانواده رضایت بدهند، حجاب زن، حقی الهی است.

 

پاسخ به شبهه در کلام آیت الله جوادی آملی

آیت الله جوادی آملی گفت: شبهه‌ای که در ذهنیت بعضی افراد در خصوص حجاب هست، این است که خیال می‌کنند حجاب برای زن محدودیت و حصاری است که خانواده و وابستگی به شوهر برای او ایجاد نموده است، و بنابراین، حجاب نشانه ضعف و محدودیت زن است.

راه حلّ این شبهه و تبیین حجاب در بینش قرآن کریم این است که زن باید کاملاً درک کند که حجاب او تنها مربوط به خود او نیست تا بگوید من از حق خودم صرف‌نظر کردم، حجاب زن مربوط به مرد نیست تا مرد بگوید من راضیم، حجاب زن مربوط به خانواده نیست تا اعضای خانواده رضایت بدهند، حجاب زن، حقی الهی است، لذا می‌بینید در جهان غرب و کشورهایی که به قانون غربی مبتلا هستند اگر زن همسرداری آلوده شد و همسرش رضایت داد، قوانین آن‌ها پرونده را مختومه اعلام می‌کنند، اما در اسلام این چنین نیست، حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد نه شوهر و نه ویژه برادر و فرزندانش می‌باشد، همه این‌ها اگر رضایت بدهند قرآن راضی نخواهد بود، چون حرمت زن و حیثیت زن به عنوان حق‌اللَّه مطرح است و خدای سبحان زن را با سرمایه عاطفه آفرید که معلّم رقّت باشد و پیام عاطفه بیاورد، اگر جامعه‌ای این درس رقّت و عاطفه را ترک نمودند و به دنبال غریزه و شهوت رفتند به همان فسادی مبتلا می‌شوند که در غرب ظهور کرده است.

لذا کسی حق ندارد بگوید من به نداشتن حجاب رضایت دادم، از این که قرآن کریم می‌گوید هر گروهی، اگر راضی هم باشند، شما حد الهی را در برابر آلودگی اجرا کنید، معلوم می‌شود عصمت زن، حق‌اللَّه است و به هیچ کسی ارتباط ندارد.

قرآن کریم وقتی درباره حجاب سخن می‌گوید می‌فرماید: حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن که نامحرمان او را از دید حیوانی ننگرند لذا، نظر کردن به زنان غیر مسلمان را، بدون قصد تباهی جایز می‌داند و علت آن این است که زنان غیر مسلمان از این حرمت بی‌بهره‌اند

اندیشه‌ها را قرآن گونه نماییم !

فلسفه حجاب در قرآن ؛ بنابراین در هر بخشی و هر بعدی از ابعاد برای سیر به مدارج کمال بین زن و مرد تفاوتی نیست منتها باید اندیشه‌ها قرآن‌گونه باشد، یعنی همان گونه که قرآن بین کمال و حجاب و اندیشه و عفاف جمع نمود، ما نیز در نظام اسلامی بین کتاب و حجاب جمع کنیم.

 

عظمت زن در چیست؟

عظمت زن در این است که: «أن لا یرین الرّجال ولا یراهنَّ الرّجال» نبینند مردان نامحرم را و مردان نیز آنان را نبینند. قرآن کریم وقتی درباره حجاب سخن می‌گوید می‌فرماید: حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن که نامحرمان او را از دید حیوانی ننگرند لذا، نظر کردن به زنان غیر مسلمان را، بدون قصد تباهی جایز می‌داند و علت آن این است که زنان غیر مسلمان از این حرمت بی‌بهره‌اند. حال اگر کسی از تشخیص اصول ارزشی عاجز باشد، ممکن است ـ معاذ الله ـ حجاب را یک بند بنداند، و حال این که قرآن کریم وقتی مسأله لزوم حجاب را بازگو می‌کند، علت و فلسفه ضرورت حجاب را چنین بیان می‌فرماید: (ذلک أدنی أن یعرفن فلا یؤذین) یعنی برای این که شناخته نشوند و مورد اذیت واقع نگردند. چرا که آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند.


برچسب‌ها: مدگرایی, وبلاگ جنگ نرم و شناسایی ابرهای تاریکی دشمن, وبلاگ تخصصی جنگ نرم مصطفی میرزایی
[ چهارشنبه 15 خرداد1392 ] [ 23:10 ] [ رهرو ولایت-کارشناس‌جنگ نرم م.میرزایی ] [ ]

۱- سرمایه‌گذاری انسانی

انتخابات سرمایه‏گذارى عظیم ملت ایران است؛ مثل این‌که شما سرمایه‏ى سنگین و عظیمى را در بانک می‌گذارید، بانک با آن کار می‌کند و شما از سودش استفاده می‌کنید؛ انتخابات یک چنین چیزى است. ملت ایران سرمایه‏گذارى عظیمى را می‌کند، سپرده‏گذارى بزرگى را انجام می‌دهد و سود آن را می‌برد.

آراء یکایک شما مردم سهمى است از همان سرمایه‏گذارى و سپرده‏گذارى. هر رأیى که شما در صندوق مى‏اندازید، مثل این است که یک بخشى از پول آن سپرده را دارید تأمین می‌کنید. یک رأى هم اهمیت دارد.

هرچه انتخابات پرشورتر باشد، عظمت ملت ایران بیشتر در چشم مخالفان و دشمنانش دیده خواهد شد؛ براى ملت ایران حرمت بیشترى خواهند گذاشت؛ دوستان شما هم در دنیا خوشحال می‌شوند. عظمت ملت ایران را حضور مردم در انتخابات نشان می‌دهد.

بیانات در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع) ۱/۱/۱۳۸۸

۲ - ثمره مردم‌سالاری دینی

انتخابات در کشور ما یک حرکت نمایشى نیست. پایه‏ى نظام ما همین انتخابات است. یکى از پایه‏ها، انتخابات است. مردم‏سالارى دینى با حرف نمی‌شود؛ مردم‏سالارى دینى با شرکت مردم، حضور مردم، اراده‏ى مردم، ارتباط فکرى و عقلانى و عاطفى مردم با تحولات کشور صورت می‌گیرد؛ این هم جز با یک انتخابات صحیح و همگانى و مشارکت وسیع مردم ممکن نیست.

این مردم‏سالارى، عامل پایدارى ملت ایران است. این‌که شما توانسته‏اید در طول این سى‌سال از نهیب ابرقدرت‌ها نترسید، این‌که ابرقدرتها هم غیر از نهیب نتوانستند ضربه‏ى اساسى به شما بزنند، این‌که جوانان کشور در ورود به میدان‌هاى گوناگون این شجاعت و اخلاص را نشان می‌دهند، ناشى از مردم‏سالارى دینى است.

بیانات در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع) ۱/۱/۱۳۸۸

۳ - هدیه‌ی امام

انتخابات نماد حرکت اسلامى در کشور ماست. انتخابات، هدیه‌ى اسلام به ملت ماست. امام بزرگوار ما حکومت اسلامى به روش انتخاباتى را به ما یاد داد. حکومت اسلامى در ذهن‌ها و خاطره‌ها به شکل خلافت‌هاى موروثى به یادگار مانده بود؛ خیال مى‌کردند حکومت اسلامى یعنى مثل خلافت بنى‌امیه و بنى‌عباس یا خلافت ترکان عثمانى؛ یک نفر با نام و شکل ظاهرى خلیفه، اما با باطن و عمل فرعون و پادشاهان مستبد؛ بعد هم که از دنیا مى‌رود، یک نفر را به جاى خود معین کند.

در ذهن مردم دنیا، حکومت اسلامى به این شکل تصویر مى‌شد؛ که بزرگترین اهانت به اسلام و حکومت اسلامى بود. امام، حکومت اسلامىِ به روش انتخابات مردم و حضور مردم و تعیین منتخب مردم را – که لبّ اسلام است – بار دیگر براى مردم ما معنا کرد و در جامعه‌ى ما تحقق بخشید.

بیانات در مراسم شانزدهمین سالگرد ارتحال امام خمینى (ره) ۱۴/۳/۸۴

۴- مسئله‏ى اول، شرکت در انتخابات

انتخاب رئیس جمهور یعنى انتخاب رئیس قوه‏ى مجریه و کسى که اغلب امکانات کشور در اختیار اوست. و مى‏بینید اگر چنان‌چه رئیس جمهورى شور و نشاط و شوق و اراده داشته باشد، چه خدمات بزرگى را براى این کشور انجام می‌دهد؛ می‌خواهند این نباشد.

من عرض می‌کنم: همه باید اصرار داشته باشید که در انتخابات شرکت کنید. به نظر من مسئله‏ى اول در انتخابات، مسئله‏ى انتخاب این شخص یا آن شخص نیست؛ مسئله‏ى اول، مسئله‏ى حضور شماست. حضور شماست که نظام را تحکیم می‌کند، پایه‏هاى نظام را مستحکم می‌کند، آبروى ملت ایران را زیاد می‌کند، استقامت کشور را در مقابل دشمنى‏ها زیاد می‌کند و دشمن را از طمع ورزیدن به کشور و از فکر ضربه زدن و توسعه و فساد و فتنه منصرف میکند. این یک مسئله‏ى بسیار مهم است؛ پس مسئله‏ى اول، شرکت در انتخابات است.

بیانات در جمع مردم استان کردستان‏ در میدان آزادى سنندج‏ ۲/۲۲//۱۳۸۸

۵- برای حضور حداکثری تلاش کنید

مسأله‌ى اول، مشارکت است. در زمینه‌ى مشارکت مردم، هر طور که مى‌توانید، روى خانواده‌ها و دوستانتان کار کنید. مشارکت، یکى از اساسى‌ترین مسائل است. حضور مردم براى پیشرفت و صیانت کشور لازم است. نه این‌که اگر عده‌ى زیادى شرکت نکردند، این‌ها به نظام «نه» گفته‌اند؛ به‌هیچ‌وجه این‌طورى نیست.

آن‌هایى که به‌خاطر «نه» گفتنِ به نظام نمى‌آیند، درصد خیلى کمى‌اند. یک‌عده به‌خاطر بى‌حالى نمى‌آیند؛ یک‌عده به‌خاطر بى‌حوصلگى نمى‌آیند؛ یک‌عده روز جمعه کار دیگرى دارند و نمى‌آیند؛ این‌ها را شما راه بیندازید. والّا کسانى‌که معتقد به نظام و قانون اساسى نیستند و دلشان براى بیگانگان و نفوذ آن‌ها پر مى‌زند و منتظر آمدن بیگانگان هستند، درصد بسیار کمى‌اند.

بیانات در دیدار دانشجویان بسیجى ۵/۳/۱۳۸۴

۶- رأی دادند تا نه بگویند!

این‌ها هیچ‌وقت دست از بدگویى کردن نسبت به جمهورى اسلامى و هر تشکیلاتى در دنیا که با آن موافق نباشند، برنمى‌دارند. اگر مردم ایران در یک انتخابات پرشور شرکت کنند، یک‌طور حرف مى‌زنند؛ اگر شرکت نکنند، یک‌طور دیگر حرف مى‌زنند… در انتخابات دوم خرداد سال هفتادوشش- که انتخابات پرشورى شد؛ جمعیت عظیمى شرکت کردند که البته بى‌سابقه نبود و آن درصد قبلاً هم در بعضى از انتخابات‌هاى دیگر شرکت کرده بودند؛ اما در آن انتخابات درصد بسیار خوبى شرکت کردند- رادیوهاى بیگانه گفتند ملت ایران جمع شدند و رأى در صندوق‌ها ریختند، براى این‌که به جمهورى اسلامى بگویند نه! شما را به خدا ببینید؛ مردم به دعوت رهبرى، نظام و مسؤولان آمدند و مسؤولى را براى جمهورى اسلامى انتخاب کردند. وقتى که شلوغ بود و جمعیت پاى صندوق‌ها با درصد بالا شرکت کردند، آن‌طور گفتند؛ در انتخابات شوراها هم که در شهرهاى بزرگ، مخصوصاً تهران، شرکت مردم خیلى پایین بود، باز گفتند مردم شرکت نکردند؛ یعنى به جمهورى اسلامى گفتند نه! بنابراین و به‌نظر آن‌ها اگر مردم در انتخابات شرکت کنند، گفته‌اند نه؛ اگر شرکت هم نکنند، گفته‌اند نه! تبلیغات دشمن این‌گونه است. هرچه هم مردم شرکت کنند، تبلیغات دشمن هست.

دیدار استادان و دانشجویان قزوین۲۶/۹/۱۳۸۲

۷- آبروی ملی

از حدود یک سال پیش، دستگاه‌هاى تبلیغاتى دشمنان ملت ایران، با یک شیب ملایمى شروع کردند علیه این انتخابات حرف زدن و اقدام کردن و مطلب ساختن؛ دستگاه‌هاى امنیتى‏شان هم مشغول شدند به خبرگیرى و گمانه‏زنى و پیشنهاد دادن. روى این انتخابات حساسند… در درجه‏ى اول، هدفشان تعطیل شدن انتخابات است که انتخابات نباشد… درست در نقطه‏ى مقابل خواست دشمنان، همه‏ى ما باید در انتخابات حضور فعالى داشته باشیم. انتخابات آبروى ملى ماست؛ انتخابات یکى از شاخص‌هاى رشد ملى ماست؛ انتخابات وسیله‏اى براى عزت ملى است. وقتى ببینند که ملت ایران با شور و با شعور و با درک کامل و آگاهى پاى صندوق‌هاى رأى می‌روند، معنایش چیست؟ معنایش این است ملت براى خود حق و توان تصمیم‏گیرى قائل است؛ می‌خواهد در آینده‏ى کشور اثر بگذارد و مسئولان کشور و مدیران اصلى کشور را انتخاب کند.

بیانات در جمع مردم استان کردستان‏ در میدان آزادى سنندج‏ /۱۳۸۸/۲/۲۲

۸- بهانه‌های بنی‌اسراییلی!

بنده معتقدم که در این انتخابات، ملت باید به عنوان یک تکلیف و یک حق شرکت کند… دشمنان ما مى‌خواهند اصلاً انتخابات برگزار نشود. چرا؟ براى این‌که بتوانند شاهدى بیاورند که در ایران مردم‌سالارى و دمکراسى نیست. وقتى ما انتخابات برگزار مى‌کنیم، حربه‌ى آنها گم مى‌شود. بنابراین اولین خواسته‌هاى آن‌ها برگزار نشدن انتخابات است… گام دوم این است که اگر نتوانستند، انتخابات را متهم کنند. خواهند گفت در انتخابات تقلب شده؛ خواهند گفت انتخابات تبعیض‌آمیز است؛ خواهند گفت چرا فلانى رد صلاحیت شد… آن‌جایى هم که رد صلاحیت نیست، باز همین حرف‌ها را مى‌گویند. در انتخابات دور دوم شوراها مطلقاً رد صلاحیت نبود. همان آدم‌هایى که واقعاً به نظام عقیده‌یى ندارند، آمدند در انتخابات شرکت کردند و به‌خاطر بى‌اعتنایى مردم رأى هم نیاوردند؛ اما باز هم حرف مى‌زنند! به‌هرحال این‌ها انتخابات را زیر سؤال مى‌برند. دشمن با یک انتخابات موفق، سراسرى و پُرشور مخالف است.

بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌هاى استان کرمان ۱۹/۲/۸۴

۹- از کاه، کوه نسازید!

انتخابات در دوره‏هاى گذشته سالم بوده. در مواردى که شبهاتى پیش مى‏آمد، ما فرستادیم تحقیق کردند، دنبال کردند. در یکى از مجالس گذشته شایعاتى پیدا شد، بعضى‏ها دلایلى آوردند، حرف‌هایى زدند که انتخابات ناسالم است؛ توقع داشتند که در برخى از شهرهاى مهم از جمله تهران، انتخابات ابطال شود. ما افراد وارد و مطلعى را فرستادیم تحقیق کردند، مطالعه کردند؛ دیدند نه، خدشه در انتخابات نیست. در بین هزارها صندوق ممکن است در دو تا، پنج تا صندوق خدشه‏هایى به وجود بیاید. این، انتخابات را خراب نمی‌کند. این هم مال بعضى از اوقات بوده است. گاهى یک گروهى، یک جناحى – از این جناح‌هاى معمولى کشور که شماها این جناح‏بندى‏ها را می‌شناسید – که بر سر کار بودند، نتیجه‏ى انتخابات به ضرر آن‌ها و به نفع جناح مقابل شده؛ مکرر این اتفاق افتاده. چطور این انتخابات را کسى ممکن است زیر سؤال ببرد؟

بیانات در دیدار جمعى از معلمان، پرستاران و کارگران ۹/۲/۱۳۸۸

۱۰- ورودى‌هاى میدان سیاست باید کنترل شود

یقیناً ورودى‌هاى میدان سیاست باید کنترل شود. میدانِ اداره‌ى کشور و مدیریت کشور است؛ مگر شوخى است؟ یک کشور را مى‌خواهند دست یک نفر بسپرند؛ لذا باید ورودى‌هاى این میدان کنترل شود و معلوم گردد کسى که دارد مى‌آید، کیست؛ اصلاً عُرضه‌ى این کار را دارد یا ندارد؛ بعد، اعتقاد به این کار دارد یا ندارد؛ بعد، اصلاً مى‌فهمد در کشور چه کار باید کرد یا نه. ملاک‌هایى وجود دارد؛ باید کسانى باشند که این ملاک‌ها را ببینند و بسنجند؛ قانون اساسى این را پیش‌بینى کرده. شما معیارها را مى‌دانید. خوشبختانه کشور ما کشور جوانى است؛ لذا چهره‌ى جوان کشور اقتضاء مى‌کند که یک نشاط خوب و قوى و جوانانه در کل دستگاه اجرایى وجود داشته باشد. نگاه کنید ببینید واقعاً چه کسى طرفدار انقلاب و طرفدار دین و طرفدار عدالت و طرفدار عدم تبعیض بین فقیر و غنى است؛ چه کسى کفایت و دنبال‌گیرى و نشاط لازم را دارد؛ چنین کسى را پیدا کنید.

بیانات در دیدار دانشجویان بسیجى ۵/۳/۸۴

۱۱- از جاده‌ی انصاف خارج نشوید

کسانى که براى انتخابات خود را نامزد می‌کنند، بدانند که انتخابات یک وسیله‏اى است براى بالا بردن توان کشور، براى آبرومند کردن ملت؛ انتخابات فقط ابزارى براى قدرت‏طلبى نیست. اگر بناست این انتخابات براى اقتدار ملت ایران باشد، پس نامزدها بایستى به این اهمیت بدهند و این را در تبلیغاتشان، در اظهاراتشان و در حضورشان رعایت کنند. مبادا نامزدها در اثناى فعالیت‌هاى انتخاباتىِ خودشان جورى رفتار کنند و حرفى بزنند که دشمن را به طمع بیندازند. رقابت‌ها را منصفانه کنند، حرف‌ها را منصفانه کنند، از جاده‏ى انصاف خارج نشوند. خوب، به طور طبیعى هر نامزدى حرفى دارد و حرف مقابل خود را رد میکند؛ این رد و ایراد فى نفسه اشکالى ندارد؛ اما مشروط بر این‌که تویش بى‏انصافى نباشد، کتمان حقیقت نباشد. میدان براى همه باز است؛ بیایند در میدان انتخابات خود را بر مردم عرضه کنند. اختیار با مردم است؛ مردم هر جورى که فهمیدند، تشخیص دادند، هشیارى آن‌ها به آن‌ها کمک کرد، ان‏شاءاللَّه همان جور عمل خواهند کرد.

بیانات در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع) ۱/۱/۱۳۸۸

۱۲- مردم چه تقصیری دارند؟

آن کسانى هم که دستى در تبلیغات دارند، فضاى سیاسى کشور را آشفته نکنند؛ بدگویى از این، اهانت به آن، معارضه‌ى جناح‌هاى سیاسى با هم. مردم چه تقصیرى کرده‌اند که بایستى ذهن آن‌ها به خاطر انگیزه‌هاى مختلف سیاسى اشخاص و گروه‌ها و جناح‌ها و مجموعه‌ها، آشفته و مغشوش شود. این‌ها بگذارند فضاى انتخابات سالم باشد. البته هرکس حق دارد از خود و نامزد انتخاباتى خود دفاع و حمایت کند؛ این مانعى ندارد. تبلیغات در حد متعارف و بدون اسراف و زیاده‌روى، خیلى خوب است؛ اما اهانت، تخریب و بدگویى – این‌کارهایى که جزو رسوم زشت بعضى از کشورهاى غربى است – را کنار بگذارند؛ بگذارند مردم در یک فضاى آرام، با تشخیص، با بصیرت و بدون سراسیمگى انتخاب کنند.

خطبه‌هاى نماز عید سعید فطر به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامی ۲/۸/۱۳۸۵

۱۳- رحمت الهی آلوده نشود

بعضى از تخریب‌ها البته از روى بى‌توجهى بود؛ بعضى از آقایان و نامزدها یا طرفداران آن‌ها با محاسباتى، حرف‌هایى نسبت به نظام زدند که واقع‌بینانه نبود؛ خیلى از مثبتات نظام، از کارهاى بزرگ نظام نادیده گرفته شد و سیاه‌نمایى شد. و پیشرفت‌هاى عظیمى که به وسیله‌ى دولت‌ها در این سال‌ها به وجود آمده، ندیده گرفته شد؛ این‌ها از روى غفلت بود، لیکن بعضى از این تخریب‌ها از روى غفلت نبود. تعدادى از نامزدهاى انتخابات ریاست جمهورى مورد تخریب قرار گرفتند؛ تخریب‌هاى غیر منصفانه و ناجوانمردانه… این، حادثه‌ى بدى بود. رحمت الهى را نباید با این‌گونه کارها آلوده کرد.

بیانات در دیدار رئیس و مسؤولان قوه‌قضائیه و خانواده‌هاى شهداى فاجعه‌ هفتم تیر۷/۴/۱۳۸۴

۱۴- آب در آسیاب دشمن نریزید

دشمنان ایران و ایرانى می‌دانند که مایه‏ى ایستادگى و اقتدار این ملت و اراده‏ى مستحکم او، همین ایمان اسلامى او بود؛ می‌خواهند این را از او بگیرند. آن‌ها تبلیغات جهانى را در همین جهت سازماندهى می‌کنند. ما باید هوشیار باشیم؛ مسئولین ما باید هوشیار باشند؛ نامزدهاى انتخابات باید هوشیار باشند. مبادا نامزدهاى انتخابات ریاست جمهورى در تبلیغات خود براى دل‌خوشى دشمنان حرفى بر زبان جارى کنند. رضایت خدا را باید در نظر گرفت، رضایت اولیاء را باید در نظر گرفت. آن چیزى را باید معیار قضاوت قرار داد که مایه‏ى ایستادگى ملت است، مایه‏ى استحکام ملت است، مایه‏ى استقامت مردم است و او پایبندىِ محکم به اسلام است.

بیانات در جمع تعدادى از خانواده‏هاى شهداء ۳/۳/۱۳۸۸

۱۵- مردم را نگران نکنید

نامزدهاى محترمى که تاکنون نام‏نویسى کرده‏اند و مشغول تبلیغات و اظهاراتى هستند… سعى کنند با انصاف عمل کنند. اثبات و نفى‏شان با توجه به حق و صدق باشد. چیزهایى را که انسان می‌شنود، باور نمی‌کند که از زبان نامزدها و آن کسانى که دنبال این مسئولیت‌ها هستند، از روى صدق و صفا خارج شده باشد. گاهى انسان حرف‌هاى عجیب و نسبت‌هاى عجیبى می‌شنود. این حرف‌ها مردم را نگران می‌کند؛ کسى را هم به گوینده‏ى این حرف‌ها دلبسته و علاقه‏مند نمی‌کند! نامزدهاى محترم توجه داشته باشند: اذهان عمومى را تخریب نکنند. این همه نسبت خلاف دادن به این و آن، تخریب‌کننده‏ى اذهان مردم است؛ واقعیت هم ندارد؛ خلاف واقع هم هست. بنده که از همه‏ى این آقایان اوضاع کشور را بیشتر می‌دانم و بهتر خبر دارم، می‌دانم که بسیارى از این مطالبى که بعنوان انتقاد درباره‏ى وضع کشور و وضع اقتصاد و این‌ها می‌گویند، خلاف واقع است؛ اشتباه می‌کنند. ان‏شاءاللَّه اشتباه است. امیدواریم که خداوند متعال براى این ملت خیر و صلاح و آبادانى کامل را مقدر فرموده باشد.

بیانات در جمع مردم استان کردستان‏ در میدان آزادى سنندج‏ ۱۳۸۸/۲/۲۲

۱۶- اختیارات بی‌نظیر در اختیار رییس‌جمهور

انتخابات یک حادثه‌ى مهم است؛ چون مردم اختیار کشور را براى مدت چهار سال به دست انسانى خواهند داد؛ و اوست که مى‌تواند در این مدت بودجه و درآمد و نیروى انسانى و سازمان‌هاى کشور را به‌کار بگیرد؛ یا درست، یا خداى نکرده نادرست؛ یا کامل، یا خداى نکرده ناقص؛ یا همراه با صحت عمل، یا خداى نکرده دچار شائبه‌هاى سوءعمل؛ یا با توجه به نیازهاى مردم، متوجه به باز کردن گره‌هاى زندگى مردم، متوجه به رفع مشکلات انبوهى که وجود دارد، یا خداى نکرده بى‌اعتنایى به این‌ها. پس انتخابات از این جهت بسیار مهم است که ملت ایران مى‌خواهد اداره‌ى کشور را براى چهار سال به دست انسانى بسپرد که از لحاظ قانونى اختیارات بسیار وسیعى دارد، امکانات بى‌نظیرى در اختیار دارد و مى‌تواند ملت و کشور را چهار سال و یا حتّى بیش از چهار سال جلو ببرد؛ و مى‌تواند متوقف نگه دارد یا خداى نکرده به عقب برگرداند.

بیانات در مراسم شانزدهمین سالگرد ارتحال امام خمینى (ره) ۱۴/۳/۱۳۸۴

۱۷- توصیه به نامزدها

به آقایان محترمى که در این میدان هستند، این چند توصیه را عرض مى‌کنیم: در تبلیغاتشان ارزش‌هاى نظام را ندیده نگیرند؛ همدیگر را تخریب نکنند و از دادن آمارهاى سست بپرهیزند… با مردم با کمال صداقت حرف بزنند؛ هرچه عقیده‌شان هست، به مردم بگویند. اگر بخواهند در دل مردم اثر بگذارند، این صداقت، بیشتر در دل مردم اثر مى‌گذارد. آن چیزى که حقیقتاً عقیده و نیت آن‌هاست، آن را به مردم بگویند؛ اختیار با مردم است که چیزى را انتخاب کنند. وحدت ملى را خدشه‌دار نکنند. طورى نباشد که به خاطر جذب یک دسته یا یک گروه، حرفى بزنند که وحدت ملت خدشه‌دار شود. وعده‌هایى که معلوم است نمى‌توانند به آن‌ها عمل کنند، به مردم ندهند. آن‌چه که در چارچوب قانون اساسى است و امکانات مملکت از امکانِ آن حکایت مى‌کند، آن را به مردم بگویند. بله، به مردم قول بدهند که اگر رأى آوردند، با همه‌ى قوا و قدرتِ خودشان و با اتّکال به خدا و با اتّکاى به مردم، مدیریت عالى و کلان کشور را در دست مى‌گیرند و پیش مى‌برند؛ «خذها بقوّة»؛ با قوت این مأموریت را به دست بگیرند و پیش بروند و در هیچ‌جا ضعف نشان ندهند.

بیانات در خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران ۲۸/۲/۱۳۸۰

۱۸- همیشه نگران تبلیغاتم

یکى از کارهایى که بنده – چه در تبلیغات انتخابات مجلس و چه در انتخابات ریاست جمهورى – همیشه نگران آن هستم، این است. نه خودشان تبلیغات پُرخرج کنند، نه به طرفدارانشان اجازه دهند. بعضى افراد ممکن است بگویند به ما ربطى ندارد؛ این کار پُرخرج را دیگران مى‌کنند. شما بگویید نکنند. خوشبختانه آن‌گونه که اطّلاع پیدا کردم، ساعت‌هاى فراوانى براى نامزدها وقت گذاشته‌اند که از طریق تلویزیون و رادیو با مردم حرف بزنند… خیلى خوب؛ این بهترین تبلیغات است. رادیو و تلویزیون همه‌جا وجود دارد؛ چه نیازى هست که براى تبلیغات گوناگونِ رنگینى که بعضى جاها مى‌کنند، پول زیادى مصرف شود که احیاناً بعضى افراد هم نتوانند خودشان آن خرج را کنند و مجبور باشند از کسانى بگیرند و خداى نکرده وام‌دار شوند؟

بیانات در خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران ۲۸/۲/۱۳۸۰

۱۹- گره را باز کنید!

مردم از دعواهاى سیاسى و اختلافات سیاسى و من خوبم و تو بدى خسته‌اند؛ مردم این چیزها را دوست نمى‌دارند. در کشور کارهاى زیادى هست که باید انجام بگیرد؛ کارهاى زیادى هم انجام گرفته است. مشکلات فراوانى وجود دارد که باید برطرف شود؛ گره‌هایى هست که باید باز شود. در کشور باید فساد ریشه‌کن شود؛ تبعیض نباشد؛ به طبقه‌ى مستضعف و محروم – بخصوص مستضعفینِ بى‌دست و پا – به‌طور ویژه توجه شود؛ این‌ها وظایف اسلامى ماست؛ وظایفى است که قانون اساسى بر دوش همه‌ى مسؤولان کشور گذاشته است؛ هیچ‌کس نمى‌تواند خود را از این کارها برکنار بدارد. دعواهاى لفظى، شعارهاى لفاظى‌گونه، اسم از مفاهیم مبهم و بى‌سروته آوردن، مشکل مردم را حل نمى‌کند؛ مردم احتیاج دارند به این‌که در میدان عمل و کار، با لجن‌هایى که نمى‌گذارد این دریاچه‌ى مصفا طراوت لازم را داشته باشد، مبارزه شود.

بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم ۲۵/۳/۱۳۸۴

۲۰- رییس جمهوری برای همه

اختلاف نظرهایى که در دوران انتخابات پیش مى‌آید، ممکن است کدورت‌هایى را بین بعضى از برادران و خواهران به‌وجود بیاورد؛ نگذارید این کدورت‌ها باقى بماند. فرض کنید یکى از شما دو رفیق، طرفدار یک نفر هستید؛ دیگرى هم طرفدار یک نفر دیگر. در مقام بحث و مجادله، شما مى‌خواهى حرف خودت را ثابت کنى؛ او هم مى‌خواهد حرف خودش را ثابت کند؛ لذا ممکن است از هم کدورت پیدا کنید. این کدورت‌ها روز جمعه باید زیر خاک دفن شود و تمام گردد. کسى که روز جمعه با انتخاب مردم برگزیده شد، او دیگر رئیس جمهور همه است؛ چه کسانى که به او رأى داده‌اند، چه کسانى که به دیگرى رأى داده‌اند… همه موظفند نسبت به کسى که رئیس جمهور شد، همکارى و همدلى نشان دهند. کسى که شوراى نگهبان او را تأیید کرده است، در واقع مُهر صلاحیت به او زده است. اختلاف و دعوا سر پیدا کردن صالح‌تر است.

بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم ۲۵/۰۳/۱۳۸۴

۲۱- هرکس برنامه‌هاى خودش را بگوید

من به همه‌ى کسانى که نامزد انتخابات ریاست جمهورى هستند و طرفداران آن‌ها صمیمانه عرض مى‌کنم که فضاى کشور را فضاى دشمنى و نقار و تشنج و اختلاف نکنند. البته ملت این‌طور نیستند؛ گروهى هستند که اگر مجموع‌شان را بشمریم، به چند هزار نفر نمى‌رسند – بالاخره هر کس طرفدارانى دارد – این‌ها فضاى روزنامه‌ها و دستگاه‌هاى ارتباط جمعى را متشنج مى‌کنند. فضا باید دوستانه باشد؛ هر کس حرف‌هاى خودش را بزند و برنامه‌هاى خودش را بگوید و کارى را که خودش مى‌تواند بکند، بیان کند؛ به دیگران چه کار دارند؟ فضا را متشنج نکنند؛ فضا را برادرانه و صمیمانه بکنند.

بیانات در دیدار خانواده‌هاى شهدا ۳/۳/۱۳۸۴

۲۲- مسابقه خدمت

انتخابات در کشور ما باید مسابقه‌اى براى خدمت باشد، نه مسابقه‌اى براى کسب قدرت. انتخابات اسلامى این‌گونه است. آن‌جایى که دعوا بر سر قدرت است، آن‌طورى مى‌شود که شما در بعضى از انتخابات دنیا مشاهده مى‌کنید. یک نمونه‌اش را هم در انتخابات اخیر امریکا دیدید. آن‌جا دعوا بر سر قدرت است؛ دست به یقه‌اند؛ هر طرف مى‌خواهد قدرت را به حزب و مجموعه‌ى خودش منتقل کند. مسأله، مسأله‌ى کسب قدرت است. صریحاً هم مى‌گویند: تلاش مى‌کنیم تا به قدرت و مقام برسیم. در منطق اسلامى، قدرت و عزّت و آبرو و خوش‌نامى و امکانات، فقط و فقط براى خدمت به مردم و حرکت دادن خود و جامعه و کشور در راه نظام مقدّس اسلامى و رسیدن به آرمانهاى بلندى است که انسان‌ها نیازمند آنند. این مسند، مسابقه براى خدمت و زحمت‌کشى است.

بیانات در جمع کثیرى از مردم استان گیلان در استادیوم شهید عضدى شهرستان رشت

۱۱/۲/۱۳۸۰

۲۳- خصوصیات کاندیدای اصلح

به همه‌ى برادران و خواهران و همه‌ى ملت عزیز ایران سفارش مى‌کنم که فضاى انتخابات را، هم گرم و هم سالم نگه دارند. کسانى که به یک نامزد انتخاباتى علاقه‌مندند، مراقب باشند به خاطر علاقه‌ى به او، نامزد دیگر را تخریب نکنند؛ این بین مردم اختلاف و نقار ایجاد مى‌کند؛ علاوه بر این‌که تخریب اساساً کار درستى نیست و فایده‌یى هم ندارد. کسى که با تخریب یک نامزد انتخاباتى مى‌خواهد آراء او را کم کند، به مقصود خودش دست پیدا نمى‌کند؛ هم یک کار غلط و خلاف منطق و در موارد بسیارى خلاف شرع انجام مى‌گیرد، هم فایده‌یى گیر او نمى‌آید. فضا را سالم نگه دارید. شما از نامزد خودتان حمایت کنید، دیگران هم از نامزد خودشان حمایت کنند و به او رأى دهند. در پیدا کردن نامزد مورد نظر دقت کنید. به کسى گرایش پیدا کنید که به دین مردم، به انقلاب مردم، به دنیاى مردم، به معیشت مردم، به آینده‌ى مردم و به عزت مردم اهمیت مى‌دهد.

بیانات در مراسم شانزدهمین سالگرد ارتحال امام خمینى (ره) ۱۴/۳/۱۳۸۴

۲۴- حمایت از معیارها

البته بدیهى است که رهبرى از فرد خاصى حمایت نمى‌کند؛ از معیارها حمایت مى‌کند. ما دنبال این هستیم که این معیارها تحقق پیدا کند. بنده دنبال این هستم که شخصى سر کار بیاید و قوه‌ى مجریه را اداره کند که خود را خدمت‌گزار مردم بداند و توانایى داشته باشد و به آرمان‌هاى امام و نظام اسلامى معتقد و پایبند باشد و حقیقتاً عدالت و مبارزه‌ى با فساد براى او حائز اهمیت باشد.

بیانات در اجتماع بزرگ مردم کرمان ۱۱/۲/۱۳۸۴

۲۵- انتخاب اصلح، تشخیص خود مردم

درباره‏ى موضع رهبرى در مورد انتخابات، گمانه‏زنى و شایعه و این‌ها همشیه بوده و خواهد بود. بنده یک رأى دارم، آن را در صندوق مى‏اندازم. به یک نفرى رأى خواهم داد، به هیچ‌کس دیگر هم نخواهم گفت که به کى رأى بدهید، به کى رأى ندهید؛ این تشخیص خود مردم است. بنده گاهى از دولت حمایت می‌کنم، دفاع می‌کنم؛ بعضى سعى می‌کنند براى این کار معناى نادرستى جعل و ابداع کنند. نه، من از دولت‌ها همیشه دفاع می‌کنم؛ منتها اگر دولتى بیشتر مورد تهاجم قرار گرفت و احساس کردم حملات غیر منصفانه‏اى می‌شود، بیشتر دفاع می‌کنم. من طرفدار اِعمال انصافم؛ من می‌گویم باید منصف باشیم. رفتارها را نگاه کنیم؛ این ربطى به انتخابات ندارد، بحث انصاف و بى‏انصافى است. حمایت کردن از خدمت‌گزاران در کشور، وظیفه‏اى است که هم من دارم، هم همه دارند؛ این مربوط به اعلام موضع انتخاباتى نیست.

بیانات در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع) ۱/۱/۱۳۸۸

۲۶- ذوب در هدف

دنبال آرمان‌هاى حقیقى در قالب و لباس عملى آن بگردید. نه باید دنبال ایده‌آل‌هایى بود که عملى و اجرایى نیستند، نه باید به کم قانع شد و از آن آرمان‌ها دور ماند. آنچه همواره باید مورد نظر باشد، چشم‌انداز بیست‌ساله است؛ این چشم‌انداز خیلى مهم است. و من به شما عرض کنم؛ به شهادت افرادى که کارشناس و متخصص این کار هستند، این چشم‌انداز کاملاً عملى است؛ یعنى به ‌هیچ‌وجه در آن، بلندپروازى‌هاى بیهوده و بى‌پشتوانه وجود ندارد. درست نگاه کنید، دقت کنید و چشم‌انداز بیست‌ساله را بخوانید. ما ملت ایران با این قانون اساسى جامع و با این ارکان نظام- اگر خوب کار کنند و درست کار کنند- مى‌توانیم در ظرف بیست سال کشور خود را به نقطه‌ى اوج و قله‌اى که در این چشم‌انداز تصویر شده، برسانیم. سیاست‌ها را در نظر داشته باشید. سیاست‌ها بر اساس این چشم‌انداز تنظیم شده است. قانون‌ها باید با سیاست‌ها هماهنگ باشد؛ یعنى در دل سیاست‌ها جا بگیرد و به سمت این چشم‌انداز حرکت کند. آن چشم‌انداز هم بر پایه‌ى اسلام است. باید همه‌ى وقت و همت و شغل را مصروف همین اهداف کرد و در واقع ذوب در این اهداف شد.

دیدار با نمایندگان هفتمین دوره‌ى مجلس شوراى اسلامى ۲۷/۳/۱۳۸۳

۲۷- پیشرفت و عدالت، دو روی سکه

برای دهه‌ی چهارم… دو شاخص عمده وجود دارد که باید این دو را حتماً بدست بیاوریم: یکی پیشرفت است، یکی عدالت. ما مثل بعضی از کشورها و نظام‌های دنیا فقط به پیشرفت فکر نمی‌کنیم؛ ما پیشرفت را همراه با عدالت می‌خواهیم… خیلی از کشورها هستند که از لحاظ علمی پیشرفت کرده‌اند و به آمارها و شاخصهای اقتصادی آنها که نگاه می‌کنیم، ملاحظه می‌کنیم که مثلاً درآمد سرانه‌ی آنها خیلی هم بالاست؛ اما مسئله‌ی مهم این است که این درآمد سرانه در میان ملت چه جور تقسیم می‌شود؛ این آن نکته‌ای است که نظام‌های غیر الهی و نظام‌های رونوشت‌کرده‌ی از نسخه‌های استکباری، دیگر به آن توجه نمی‌کنند. ما نمی‌توانیم توجه نکنیم؛ ما می‌خواهیم کشورمان از همه‌ی جهات ـ از لحاظ علمی، از لحاظ اقتصادی، از لحاظ فناوری، از لحاظ سیاسی ـ به پیشرفت برسد، مردم به رفاه دست پیدا کنند؛ اما در کنار پیشرفت، می‌خواهیم کشور عادلانه و با عدالت اداره بشود؛ این مهم است. نه عدالتِ بدون پیشرفت مطلوب است، نه پیشرفتِ بدون عدالت. عدالت بدون پیشرفت یعنی برابری در عقب‌ماندگی، برابری در فقر؛ این را نمی‌خواهیم. پیشرفت بدون عدالت را هم هرگز مطالبه نمی‌کنیم؛ پیشرفت، همراه با عدالت.

بیانات در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع) ۱/۱/۱۳۸۷

۲۸- عزت، حکمت و مصلحت

عزت و حکمت و مصلحت، یک مثلث الزامى براى چارچوب ارتباطات بین‌المللى ماست… ما نمى‌خواهیم عزتمان را با تکیه بر نژاد و ناسیونالیسم و حرف‌هایى که متأسفانه همه‌ى دنیا با تکیه به آن‌ها دور خودشان یک حصار مى‌کشند، ثابت کنیم… نه! ما براى خودمان، عزت را بر اساس اعتقاد و ایمان توحیدى- که خاصیت و شاخصه‌ى تفکر اسلامى است- و دل بستن به خدا و محبت به بندگان و خلایق الهى و لزوم خدمت به آن‌ها قایلیم. هر ملتى ذخیره‌اى دارد. ملت ما هم ذخایر خیلى فراوانى دارد؛ ذخایر فرهنگى، پرونده‌ى بسیار درخشان در صحنه‌ى علم جهانى، در صحنه‌ى سیاست جهانى، در صحنه‌هاى گوناگون. ما بناى فخرفروشى نداریم. اگر خوبى، براى خودت هستى؛ اگر پولدارى، براى خودت هستى؛ اگر قدرتمندى، براى خودت هستى؛ ارتباطاتت با ما، ارتباطات و علایق انسان با انسان است. بنابراین، عزت یعنى تحمیل هیچ‌کس را قبول نکردن… حکمت، یعنى حکیمانه و سنجیده کار کردن. هیچ‌گونه نسنجیدگى را نباید در اظهارات دیپلماتیک و هرآنچه که مربوط به سیاست خارجى و ارتباطات جهانى است، راه داد. همه‌چیز باید سنجیده باشد. آدم نباید هرچه به دهانش آمد، بگوید. باید ملاحظه کنیم که آیا این سخن با موازین منطق و خرد منطبق است، یا منطبق نیست. اگر منطبق نیست، آن را کنترل کنیم. باید حکیمانه برخورد کنیم. فقط در حرف زدن نیست؛ در معاشرت‌ها و برخوردها هم باید حکیمانه برخورد کرد… مراد مصلحت شخص من و شما نیست، که اگر ما این اقدام را کردیم، ممکن است برایمان گران تمام بشود. نه، گران هم که تمام بشود، مگر ما که هستیم؟ اگر کارى به مصلحت کشور و به مصلحت انقلاب است، ولى به مصلحت شخص من نیست، گو مباش؛ چه اهمیتى دارد؟ مصلحت، یعنى مصلحت انقلاب، و این مصلحت همه‌جانبه است؛ یعنى از رفتار شخصى ما شروع مى‌شود.

سخنرانی در دیدار با مسؤولان وزارت امور خارجه و سفرا و کارداران جمهورى اسلامى ایران ۱۸/۰۴/۱۳۷۰

۲۹- سه رکن مدیریت

سه بخش عمده در مسؤول وجود دارد؛ سه آمادگى و احساس مسؤولیت: اوّل این‌که، براى نفسِ کار و عمل آماده باشد. تنبلى و بى‌حالى و سهل‌انگارى و کار را به دست حوادث و قضا و قدر سپردن، اوّلین بلایى است که ممکن است یک مدیر را از صلاحیت کافى و لازم ساقط کند. جدّى بودن در کار، آرام نداشتن براى کار، احساس مسؤولیت براى اصل اقدام و کار و وظیفه‌اى که بر عهده گرفته، بسیار مهم است… دوم، مسأله‌ى آمادگى و استعداد و تعهّد براى انجام کار است؛ به همان نحوى که سیاست‌هاى کلّى و برنامه‌هاى اساسى کشور آن را اقتضا مى‌کند. اگر کشور، سیاست مشخّصى را در مقوله‌اى پذیرفته است، کسى که اجراى بخشى از بخش‌هاى کشور را مى‌پذیرد، باید آن را در همان جهت کار و به همان سمت و با همان هدف پیش ببرد و هدایت کند؛ ولو خود او، آن سیاست را به طور کامل تثبیت نکرده باشد… رکن سوم، حفظ طهارت و تقواست. حفظ پاکیزگى در عمل است. اجتناب از هرگونه خداى ناکرده اختلاط با اهداف غیر مشروع یا اهداف غیر مقبول و غیراخلاقى است. این، شأن سوم است. مدیر خوب، مدیرى است که هر کارى را به عهده مى‌گیرد، با رعایت اصول اخلاقى صحیح، انجام دهد. در نظام اسلامى، چیزى که به شدّت با آن مقابله مى‌شود، رسوخ فساد است. در نظام اسلامى، با اعتقاد بد و نادرست، این‌طور مقابله نمى‌شود که با عمل غیر صحیح و عمل غیراخلاقى و خداى ناکرده رسوخ فساد مبارزه مى‌شود.

بیانات در مراسم تنفیذ حکم دوره‌ى دوم ریاست جمهورى ۱۲/۵/۱۳۷۲

۳۰- ساده‌زیستِ دردآشنا!

من نسبت به شخص، هیچ‏گونه نظرى ابراز نمی‌کنم؛ اما شاخص‌هایى وجود دارد. بهترین، آن کسى است که درد کشور را بفهمد، درد مردم را بداند، با مردم یگانه و صمیمى باشد، از فساد دور باشد، دنبال اشرافی‌گرى خودش نباشد. آفت بزرگ ما اشرافی‌گرى و تجمل‏پرستى است… اینى که ما گفتیم امسال، سال حرکت به سوى اصلاح الگوى مصرف است… یکى از اساسى‏ترین کارها براى این‌که ما جلوى اسراف را بگیریم این است که مسئولین کشور، خودشان، کسانشان، نزدیکانشان و وابستگانشان، اهل اسراف و اهل اشرافی‌گرى نباشند. چطور می‌توانیم اگر خودمان اهل اسراف باشیم، به مردم بگوییم اسراف نکنید… اولین کار این است که ما مسئولین کشور را، افرادى انتخاب کنیم که مردمى باشند، ساده‏زیست باشند، درد مردم را بدانند و خودشان از درد مردم احساس درد کنند. این هم به نظر من شاخص مهمى است. آگاهانه بگردید؛ برسید؛ و به آن‌چه که رسیدید و تشخیص دادید، با قصد قربت اقدام کنید؛ با قصد قربت پاى صندوق انتخابات بروید و خداى متعال اجر خواهد داد.

بیانات در جمع مردم استان کردستان‏ در میدان آزادى سنندج‏ ۱۳۸۸/۲/۲۲

۳۱- زمان‌شناس و مدبر

رهبرى در پشتیبانى از رئیس جمهور هیچ‌گونه درنگى نمى‌کند. کسى را که مردم انتخاب کنند و رئیس جمهور قانونى کشور شود، همیشه مورد احترام و تکریم و حمایت جامع رهبرى در همه‌ى دولت‌ها بوده؛ بعد از این هم باید باشد. اما آن‌چه در درجه‌ى اول اهمیت قرار دارد، این است که اهتمام همه‌ى مردم، نخبگان مردم و مسؤولان گوناگونِ بخش‌هاى مختلف این باشد که رئیس جمهورى انتخاب شود که بتواند گره‌هاى زندگى مردم را در دوران کنونى باز کند؛ وظایف این دوره را بشناسد و با قوت و اقتدار به آن عمل کند.

بیانات در اجتماع بزرگ مردم کرمان ۱۱/۲/۸۴

۳۲- دستانی که باید کام‌ها را شیرین کند

رییس جمهور یکى از مؤثرترین، و در دستگاه اجرایى مؤثرترین عنصر براى حل مسائل کشور است. در میان مسؤولان کشور، هیچ مسؤولى به قدر رییس جمهور در قانون اساسى ما امکانات و توانایى‌ها و عرصه‌ى عظیم خدمت‌گزارى ندارد. بودجه‌ى کشور و همه‌ى مسؤولان طراز اول اجرایى کشور در اختیار اوست؛ اوست که مى‌تواند کشور را آباد کند و از لحاظ علمى و صنعتى و مسائل انسانى و یا از لحاظ امنیت، کشور را به پیش ببرد؛ کفایت و توانایى‌هاى اوست که مى‌تواند زندگى را در کام مردم شیرین کند. آن‌چه مورد نیاز ملت و کشور است، رئیس‌جمهورِ کارآمد و باکفایت است. مسؤولیت‌هاى حساس و تاریخىِ امروز بر دوش رئیس قوه‌ى مجریه‌ى ماست. قانون همه چیز را در اختیار رئیس قوه‌ى مجریه قرار داده است.

بیانات در اجتماع بزرگ مردم کرمان ۱۱/۲/۸۴

۳۳- مؤمن به هدف‌هاى انقلاب

هر دوره خصوصیتى دارد و هر کدام از مسؤولان در دوره‌هاى گذشته کارهایى انجام دادند. امروز ما احتیاج داریم که در کشورمان تلاش و پیشرفت و رشد علمى و فناورى، همراه با عدالت اجتماعى و مبارزه‌ى با فساد باشد. آن‌چه براى رئیس جمهور آینده بسیار مهم است، این است که با همه‌ى وجود در پى کار و تلاش براى مردم باشد. لذا من در اول سال عرض کردم؛ آن‌چه کشور احتیاج دارد، رئیس جمهور بانشاط، مصمم، کاردان، توانا، پیگیر و با حوصله است؛ رئیس جمهورى که قدر مردم را بداند؛ با مردم صمیمى باشد؛ براى مردم مجاهدت کند؛ براى مردم کار و تلاش کند؛ ظرفیت‌هاى کشور را آن‌چنان به‌کار بگیرد که مردم بتوانند از این ظرفیت‌ها در همه‌جا بهره‌مند شوند؛ رئیس جمهورى که اعماق کشور و روستاهاى دورافتاده براى او با تهران تفاوتى نداشته باشد؛ حق مردم شهرهاى بزرگ و کوچک در نظر او یکسان باشد؛ بتواند براى رفع تبعیض و پُر کردن شکاف میان ثروتمندان و فقرا تلاش و کار کند؛ رئیس جمهورى شجاع، با تدبیر و مؤمن به هدف‌هاى انقلاب و نظام باشد.

بیانات در اجتماع بزرگ مردم کرمان ۱۱/۲/۱۳۸۴

۳۴- یا دین یا مردم‌سالاری!

اگر کسى سر کار بیاید که مطیع و تسلیم آن‌ها باشد – که البته ما چنین کسى را نداریم که سر کار بیاید و مطیع آن‌ها باشد – البته آن‌ها خوشحال خواهند شد و حرفى هم ندارند؛ اما اگر کسى آمد که احساس کردند به انقلاب و اسلام و منافع ملى پایبند است و به مبارزه‌ى با دشمنان بین‌المللى و تسلیم نشوى در مقابل زورگویى‌هاى آن‌ها معتقد است، خواهند گفت مردم‌سالارى وجود ندارد؛ اگر شخص متدین باشد، بیشتر هم خواهند گفت. آن‌ها معتقدند که مردم‌سالارى، مردم‌سالارىِ سکولاریزه شده است؛ باید حتماً از دین جدا شود تا اسمش را مردم‌سالارى بگذارند.

بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌هاى استان کرمان ۱۹/۲/۱۳۸۴

۳۵- اصول‌گرای اصلاح‌طلب

بنده دعواى اصلاح‌طلب و اصولگرا را هم قبول ندارم؛ من این تقسیم‌بندى را غلط مى‌دانم. نقطه‌ى مقابل اصولگرا، اصلاح‌طلب نیست؛ نقطه مقابل اصلاح‌طلب، اصولگرا نیست. نقطه‌ى مقابل اصولگرا، آدم بى‌اصول و لاابالى است؛ آدمى که به هیچ اصلى معتقد نیست؛ آدم هرهرى مذهب است. یک روز منافع او یا فضاى عمومى ایجاب مى‌کند که بشدت ضد سرمایه‌گذارى و سرمایه‌دارى حرکت کند، یک روز هم منافع‌اش یا فضا ایجاب مى‌کند که طرفدار سرسخت سرمایه‌دارى شود؛ حتّى به شکل وابسته و نابابش! نقطه‌ى مقابل اصلاح‌طلبى، افساد است. بنده معتقد به اصولگراى اصلاح‌طلبم؛ اصول متین و متقنى که از مبانى معرفتى اسلام برخاسته، با اصلاح روش‌ها به صورت روزبه‌روز و نوبه‌نو.

بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌هاى استان کرمان ۱۹/۲/۱۳۸۴

۳۶- جوان‌ها بهوش باشند…

نسل جوان ما خوشبختانه امروز یک نسل غالب در سرتاسر کشور است. جوانها بهوش باشند، بیدار باشند. معیارها مشخص است. در انتخابات، این آگاهى باید اثر کند؛ در بیان خواسته‏هاى ملت این آگاهى باید تأثیر بگذارد؛ در حضور گوناگون، در مسائل مختلف، این آگاهى بایستى اثر بگذارد. ملت ایران در انتخابهاى خود – معیارهاى انتخابات را من آن روز عرض کردم، این هم مکمل آنهاست – توجه کند؛ کسانى با رأى ملت سر کار نیایند که در مقابل دشمنان بخواهند دست تسلیم بالا ببرند و آبروى ملت ایران را ببرند. کسانى سر کار نیایند که بخواهند با تملق‏گوئى به غرب، به دولتهاى غربى، به دولتهاى زورگو و مستکبر، به خیال خودشان بخواهند براى خودشان موقعیتى در سطح بین‏المللى دست و پا کنند. اینها براى ملت ایران ارزشى ندارد. کسانى سر کار نیایند که دشمنان ملت ایران طمع بورزند که به وسیله‏ى آنها بتوانند صفوف ملت را از هم جدا کنند، مردم را از دینشان، از اصولشان، از ارزشهاى انقلابى‏شان دور کنند. ملت باید آگاه باشد. اگر کسانى بر سر کار بیایند که در مراکز گوناگون سیاسى یا اقتصادى به جاى اینکه به فکر ادامه‏ى راه امام و ارزشها و اصول ترسیم شده‏ى به وسیله‏ى امام باشند، به فکر به دست آوردن دل فلان قدرت غربى و فلان مستکبر بین‏المللى باشند، براى ملت ایران مصیبت خواهد بود. این آگاهى براى ملت لازم است.

بیانات در دیدار مردم بیجار ۲۸/۲/۱۳۸۸

۳۷- انتظار مردم: تلاش و جدیت دولت

انتظار مردم از دولت و رئیس جمهور منتخب این است که تلاش و جدیت کنند. تصور بنده – با شناختى که در طول این مدت از احساسات مردم دارم – این است که مردم مایلند تلاش و کار و قاطعیت و جدیت را در عمل مسؤولان مشاهده کنند. گاهى نتیجه‌یى دیر به دست مى‌آید. بعضى از اهداف، کارِ یک سال و دو سال نیست؛ تلاش مستمرى لازم دارد. همین قدر که مردم ببینند مسؤول عالى کشور و دیگر مسؤولان دارند کار و تلاش مى‌کنند، خشنود و راضى مى‌شوند. مردم از ما کار لازم دارند؛ خدمت مى‌طلبند و توقع دارند؛ و حق به جانب آن‌هاست.

بیانات در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهورى ۱۲/۵/۱۳۸۴

۳۸- قدرت عبادت است اگر…

من به رئیس جمهور محترم برادرانه توصیه مى‌کنم؛ در همه‌ى حالات، همین احساسى را که امروز بیان کردید – احساس خدمتگزارى به مردم – براى خودتان حفظ کنید. قدرت اگر با هدفِ خدمت به مردم باشد، عبادت است. شاید هیچ عبادتى بالاتر از عبادتِ مسؤولى نیست که به خاطر تلاش و خدمت به مردم، از راحت و آسایش و امنیتِ خود صرف‌نظر مى‌کند. این روحیه‌ى خدمتگزارى، خاکسارى، تواضع در مقابل مردم و شناخت عظمت مردم را براى خودتان حفظ کنید، که این نعمت بزرگى است. از خداى متعال لحظه‌یى غافل نشوید. این توفیقات به فضل و لطف الهى به ما داده مى‌شود. باید خود را قابل رحمت و تفضلاتِ روزافزون الهى کنیم. با یاد خدا و با توکل به خدا و با اخلاص در عمل، باید بتوانیم جلب رحمت الهى بکنیم. اگر جلب رحمت الهى شد، همه‌ى مشکلات آسان مى‌شود و موانع از سر راه برخواهد خاست.

بیانات در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهورى ۱۲/۵/۱۳۸۴

۳۹- حرف‌های بدون امتیاز

جوان‌هاى ما، اهل فکر ما، اهل فرهنگ ما تأمل کنند؛ مسئولین کشور به سمت سیاست‌هاى اسلامى حرکت کنند. اینى که یا مسئولان ما، یا در دوره‏هاى انتخابات مثل وضع کنونى، نامزدهاى انتخاباتى ما براى جلب توجه دیگران حرف‌هاى غربى‏ها را تکرار کنند، این هیچ امتیازى محسوب نمی‌شود. امتیاز این نیست که ما آن چیزى را بگوییم که غرب مى‏پسندد. این‌ها کسانى‏اند که با فکر ایرانى، فکر اسلامى، هویت اسلامى و ایرانى مخالفند.

بیانات در دیدار مردم مریوان ۲۶/۲/۱۳۸۸

۴۰- حجت درونی

بعضى‌ها هستند که خیلى وسوسه مى‌کنند – آیا این، آیا آن؟ آیا این، آیا آن؟ – آخرش هم یا مجبور مى‌شوند به طاق جفت و استخاره متوسل شوند و یا اصلاً از خیر رأى دادن مى‌گذرند. نه، انسان فکر مى‌کند؛ به کسى مى‌رسد و مى‌گوید: خدایا! نتیجه‌ى تحقیقات من این است. من طبق حجت درونى خودم – که عقل و تفکر است- و بر اساس مشورتى که با دیگران داشته‌ام، رأى مى‌دهم. خداى متعال قبول مى‌کند؛ ولو این تشخیص، درست نباشد. بنابراین نباید وسوسه کرد. معیارها، معیارهاى روشنى است. جوسازى و تبلیغات دروغین و براق و رنگین نباید انسان را از شناخت حقیقت دور بدارد.

بیانات در دیدار دانشجویان بسیجى ۵/۳/۱۳۸۴


برچسب‌ها: جنگ نرم دشمن, غرب و استعمار, مصطفی میرزایی کارشناس جنگ نرم, انتشارات کتابداران, انتخابات
[ چهارشنبه 15 خرداد1392 ] [ 19:49 ] [ رهرو ولایت-کارشناس‌جنگ نرم م.میرزایی ] [ ]

الف) بایدها
۱- بر سطح آگاهی و تحلیل مردم بیافزایید
مطبوعات در كشور ايران و در نظام جمهورى اسلامى، كجاى كارند؟ كه هستند و چه هستند؟ آيا زايد و سربارى هستند؟ زينت‌المجالسى هستند؟ يا نه؛ يك عنصر حقيقى و مؤثّر و اجتناب‌ناپذير و سازنده‌اند؟ نظر ما، البته، معطوف به نكته دوم و جمله اخير است. ما معتقديم كه مطبوعات براى نظام جمهورى اسلامى، يك مقوله تجمّلاتى و تشريفاتى نيست. بنابراين، افزايش آن، تنوّع آن، كيفيّت يافتن آن، و اگر خطايى دارد، تصحيح آن، جزو كارهاى اساسى در اين نظام است.
نظام جمهورى اسلامى يك نظام مردمى است و كسى نمى‌تواند اين را منكر شود. مخالفين ما هم نمى‌توانند اين را منكر شوند. حداكثر اين است كه مردم را تخطئه مى‌كنند و مى‌گويند «مردم نفهميدند و با اين مسؤولين و اين نظام، صفا كردند.» بالاخره صفاى مردم با اين نظام را نمى‌توانند منكر شوند و اين، مطلب واضحى است. سر و كارِ ما با مردم است؛ پس اين نظام، نظامى است مردمى.
مردم بايد اهل تحليل شوند تا بفهمند كه نظام برايشان مفيد است. آگاهى براى چنين نظامى، مثل آب و هوا، لازم و واجب است. نظام ما، اين گونه است. هر چه مردم بيشتر آگاه باشند، نظام جمهورى اسلامى، بيشتر سود مى‌برد. بنابراين، اين نظام، به آگاه سازى مردم نيازمند است.
مطبوعاتى كه طريق سلامت بپيمايند و بنا بر عناد و بدجنسى نداشته باشند. اين گونه مطبوعات، در هر رشته‌اى قلم بزنند - سياسى باشند، فرهنگى باشند، اقتصادى باشند، درباره مسائل خارجى حرف بزنند، در خصوص مسائل داخلى حرف بزنند - و هر كارى كه بكنند، به نفع نظام حركت كرده‌اند. چرا؟ چون بر مايه آگاهى مردم مى‌افزايند. موضع مطبوعات در جمهورى اسلامى، اين است. ۱۳۷۵/۰۲/۱۳

۲- سه وظیفه عمده: نقد و نظارت، اطلاع‌رسانی و تبادل آراء
براى مطبوعات سه وظيفه عمده قائلم: وظيفه نقد و نظارت، وظيفه اطّلاع رسانى صادقانه و شفّاف، وظيفه طرح و تبادل آراء و افكار در جامعه. معتقدم كه آزادى قلم و بيان، حقِ‌ مسلّم مردم و مطبوعات است. در اين هم هيچ ترديدى ندارم و اين جزو اصول مصرّحه قانون اساسى است. معتقدم اگر جامعه‌اى مطبوعات آزاد و داراى رشد و قلمهاى آزاد و فهميده را از دست بدهد، خيلى چيزهاى ديگر را هم از دست خواهد داد. وجود مطبوعات آزاد، يكى از نشانه‌هاى رشد يك ملت و حقيقتاً خودش هم مايه رشد است؛ يعنى از يك طرف رشد و آزادگى ملت، آن را به‌وجود مى‌آورد؛ از طرف ديگر،آن هم به نوبه خود مى‌تواند رشد ملت را افزايش دهد. البته معتقدم در كنار اين ارزش، ارزشها و حقايق ديگرى هم وجود دارد كه با آزادى مطبوعات و آزادى قلم، آن ارزشها نبايد پامال شود. هنر بزرگ اين است كه كسى بتواند هم آزادى را حفظ كند، هم حقيقت را درك كند، هم مطبوعات آزاد داشته باشد، هم آن آسيبها دامنش را نگيرد. بايد اين‌گونه مشى كرد. ۱۳۷۹/۱۲/۰۹

۳- مردم را به انتخاب اصلح تشویق كنید
كسانى كه زبان گويايى دارند، قلم توانايى دارند و آبرويى پيش مردم دارند - كه اين آبرو هم جزو ذخاير الهى است و خداى متعال به هركس داده است، بايد آن را در راه او مصرف كند و به كار ببرد - مردم را توجيه و تشويق كنند و آدمهاى خوب را به آنها معرفى نمايند. ۱۳۷۴/۱۱/۱۴

۴- از انتخابات مانند يك نعمت الهی پاسداری كنید
انتخابات كه مظهر حضور مردم است، مظهر مردم‌سالارى دينى است، بايد پشتوانه‌ى امنيت ما باشد. نبايد اجازه داد كه اين چيزى كه ذخيره‌ى امنيت است، پشتوانه‌ى امنيت است، به امنيت ما صدمه وارد كند. ديديد، حس كرديد، از نزديك لمس كرديد آن وقتى را كه دشمنان ميخواهند از انتخابات عليه امنيت كشور سوء استفاده كنند. بايد همه مراقب باشند، همه بهوش باشند. آحاد مردم، مسئولان گوناگون، منبرداران سياسى، كسانى كه ميتوانند با مردم حرف بزنند، همه مراقب باشند، مواظب باشند؛ از انتخابات مانند يك نعمت الهى پاسدارى كنند. ۱۳۹۰/۰۶/۰۹

۵- انتقاد، منطقی و واقع‌بینانه باشد
البته انتقاد منطقى، گفتن حرف صحيح اينقدر حرفهاى آشكار وجود دارد كه انسان اگر ذكر آنها را بكند، اصلاً هم غيبت نيست، و ميتواند انسان نقد بكند. بله مسلّم است، امروز يك جريان صحيح و حقّى در جامعه‌ى ما وجود دارد، جريانهاى باطلى هم وجود دارد كه به انواع و اقسام طرق ميخواهند جامعه را خراب كنند، انقلاب را منحرف كنند؛ در اين شكى نيست. آدمهائى هم در رأس اين جريانات هستند. چه لزومى دارد كه انسان به اين آدمها تهمت بزند. چه لزومى دارد كه غيبت اينها را بكند. حرف آشكار اينقدر دارند؛ همان حرفهاى آشكار را بيان بكنند، تبيين بكنند، توضيح بدهند، مطلب روشن خواهد شد. ۱۳۸۹/۱۰/۰۷
امروز متأسفانه انسان مشاهده ميكند كه در بين برخى مسئولين و نخبگان سياسى و غيره كأنه مد شده است كه نگاه، نگاه بدبينانه باشد؛ نگاه منفى باشد؛ نقاط مثبت را نبينند؛ روى نقاط منفى تكيه كنند. در رسانه‌ها و غيررسانه‌ها مرتباً منفى‌بافى ميشود. تا انسان ميگويد هم چرا، ميگويند آقا شما نميگذاريد ما واقعيات را بگوئيم. ميگوئيد سياه‌نمائى است، ميگوئيد فلان است؛ ما ميخواهيم حقايق را بگوئيم. نه، اين يكسونگرى است. خب، اگر فرض بفرمائيد يك واحد توليدى دچار يك اشكالى ميشود و شما ميخواهيد به عنوان يك نگاه واقع‌بينانه آن را بيان كنيد، بسيار خوب، در كنارش مثلاً دو تا واحد توليدى هم ايجاد شده. اگر اين نقطه‌ى مثبت را بيان كنيم، يك جور مسائل كشور را ميفهميم؛ اگر اين نقطه‌ى مثبت را بيان نكنيم، مسائل كشور را جور ديگرى خواهيم فهميد. اگر فقط نقاط منفى را مشاهده كنيم - كه البته نقاط منفى وجود دارد - اين طبعاً واقع‌بينى نيست؛ اين برآورد درستى از اوضاع كشور به ما نخواهد داد؛ منجر به نااميدى ميشود؛ ضرر اجتماعى‌اش هم اين است. ۱۳۹۰/۰۵/۱۶

۶- رسانه‌های اینترنتی هم خود را به قانون مقید كنند
 اين رسانه‌هاى الكترونيكى و اينترنتى متأسفانه موجب شده است كه افراد بى‌محابا عليه يكديگر حرف بزنند، بد بگويند. بايد از طرف مسئولين كشور براى اين هم يك جورى تدبير بشود. ولى عمده اين است كه خود ما مردم، خودمان را مقيد كنيم به اخلاق اسلامى؛ خودمان را مقيد كنيم به قانون. حالا اين حرف من بهانه‌اى نشود براى اينكه يك عده‌اى بروند جوانهاى انقلابى را به عنوان جوانهاى تند، مورد ملامت و شماتت قرار بدهند؛ نه، من همه‌ى جوانهاى غيور كشور را، جوانهاى مؤمنِ انقلابى كشور را فرزندان خودم ميدانم و پشت سر آنها قرار ميگيرم؛ من از جوانان انقلابى و مؤمن و غيور حمايت ميكنم؛ منتها همه را توصيه ميكنم به اين كه در رفتار خود، با اخلاق اسلامى رفتار كنند؛ قانون را مراعات كنند. همه بايد قانون را مراعات كنند. تجسم انقلاب در قانون جمهورى اسلامى است. ۱۳۹۱/۰۱/۰۱

۷- به یكدیگر حسن ظن داشته باشیم
قرآن كريم ميفرمايد: «لولا اذ سمعتموه ظن المؤمنون و المؤمنات بأنفسهم خيراً»؛ یعنی وقتى افك را شنيديد چرا به همديگر حسن‌ظن نداشتيد؟ يعنى از اول رد كنيد افك را. [اگر] آمدند به يك نفرى تهمت زدند، يك چيزى را گفتند - حالا يا با عنوان تهمت يا به عنوان غيبت - چرا قبول ميكنيد؟ ببينيد اين كلمه‌ى لولاى تحذيريه در قرآن و در كلام عرب خيلى معناى وسيعى دارد، فقط معنايش «چرا» نيست، كه ما بگوئيم چرا اين كار را نكردى. چراى با تأكيد است. يعنى آه، واى، چرا؛ معناى «لولا» اين است؛ تحذيريه است. {چرا} «لولا اذ سمعتموه ظن المؤمنون و المؤمنات بأنفسهم [خيراً]»؛ یعنی چرا به هم ظن نيك نداريد، چرا به هم حسن‌ظن نداريد. تا فوراً كسى آمد، شما بگوئيد بله، احتمال درستى‌اش هم اگر بود، آدم به صورت يقين آن را بداند و نقل بكند. اين درست نيست، اين ممنوع است. اين چيزى كه امروز مورد ابتلاست در جامعه‌ى ما، از همان چيزهائى است كه بايست از همين ادله‌ى غيبت بفهميم كه درست نيست؛ اين وضعى كه وجود دارد درست نيست. ۱۳۸۹/۱۰/۰۷
 

ب) نبایدها
۱- به خواست دشمن كمك نكنیم
اين‌كه بنده مكرّر به مطبوعات و رسانه‌ها توصيه مى‌كنم كه با مسائل كشور مسؤولانه برخورد كنند، به خاطر همين است. دشمن مى‌خواهد مطالب خود را در بين مردم به‌دروغ و فريب منتشر كند. ما نبايد عامل دشمن شويم و كار دشمن را آسان كنيم و همان چيزى را كه او مى‌خواهد در فضاى فكرى و فرهنگى جامعه ما به وجود آورد، در داخل كشور به وسيله مطبوعات، رسانه‌ها و تريبونها به خورد مردم دهيم. اين خطاى بسيار بزرگى است. اگر عمداً و با توجّه صورت گيرد، خيانت بزرگى است و اگر از روى غفلت باشد، خطاى بزرگى است. بايد خيلى آگاه و مراقب بود. ۱۳۸۱/۰۵/۰۵
از گویندگان و نویسندگانى كه توفیق سخن گفتن با مردم را دارند، درخواست مى‌كنم كه همواره خدا را در نظر داشته، حقیقت را بیان كنند و با سخنان خلاف واقع یا تكیه بر گمان واهى، خداى ناخواسته، به تبلیغات دشمن كمك نكرده؛ كام شیرین مردم را تلخ نكنند. ۱۳۷۱/۰۱/۲۷
همه بايد مراقب باشند. در كشور، كسانى كه اهل نوشتنند، اصحاب مطبوعات، كسانى كه رسانه‌ها دست آنهاست، كسانى كه تريبونها دست آنهاست، مراقب باشند به اين خواست دشمنان كمك نكنند. بعضى دانسته، بعضى ندانسته، با اظهارنظرهاشان، با حرفهاشان، به خواست دشمن كمك ميكنند؛ بايد همه مراقب باشند. دشمن امروز ميخواهد از جمهورى اسلامى يك چهره‌ى نامطلوبى به ملتهاى منطقه نشان بدهد تا آنها به اين طرف سوق داده نشوند و خط ايستادگى در مقابل استكبار - كه خصوصيت ملت ايران است - در ميان آنها رواج پيدا نكند؛ لذا ما بايد مراقب باشيم. ۱۳۹۰/۰۷/۲۷

۲- ذهن مردم را مشغول مسائل فرعی نكنید
اينكه ما اين همه عرض ميكنيم، توصيه ميكنيم، تأكيد ميكنيم، هم به مسئولين، هم به مردم، كه خودتان را به مسائل فرعى سرگرم نكنيد، براى خاطر اين است. اينكه به مطبوعات، به رسانه‌ها، به روزنامه‌ها، به پايگاه‌هاى اينترنتى كه امروز رواج پيدا كرده است، هى سفارش ميكنيم كه از وارد كردن حرفها و مطالب نادرست - كه ذهن مردم را مشغول ميكند - به فضاى ذهنى مردم پرهيز كنيد، به خاطر اين است. ۱۳۹۱/۱۰/۱۹

۳- مردم را نسبت به انتخابات دلسرد نكنید
مبادا در روزنامه یا در رسانه‌یى - به هر نحوش - یا در تبلیغاتى، طورى حرف زده بشود كه مردم را نسبت به انتخابات دودل بكنند. البته این مردم دودل نمى‌شوند. این مردم نشان داده‌اند كه در مقابل توطئه‌هاى دشمن، هوشیارانه عمل مى‌كنند؛ مخالفان انقلاب اسلامى هم این را مى‌دانند؛ اما بالاخره تبلیغات و تلاشهاى خودشان را مى‌كنند. مبادا كسانى در داخل محدوده‌ى نظام اسلامى پیدا بشوند كه به این خواسته‌ى دشمن كمك كنند؛ به علت اختلافى كه با زید و عمرو و بكرى دارند، براى خاطر یك امر جزیى، كم‌اهمیت و احیاناً شخصى یا گروهى، بیایند مردم را نسبت به این حقیقت عظیم - كه حضور آن‌ها را در صحنه نشان مى‌دهد - مردد و دلسرد بكنند. ۱۳۷۰/۱۰/۱۹

۴- اعتماد به نفس مردم نباید شكسته شود
انسان جايزالخطاست؛ بايد تلاش كند خطا نكند يا كمتر بكند. كسانى هم كه خطاى طرف مقابل را مى‌بينند، بايد دلسوزى كنند و خطا را به گوش او برسانند؛ اما هوچيگرى كردن، مردم را دلسرد كردن، اعتماد به نفس مردم را شكستن، آنها را نااميد كردن نسبت به آينده، هيچ روا نيست. اين خطاب من به همه است؛ هم به مطبوعات، هم به رسانه‌ها، هم به مسئولين، هم به كسانى كه منبرهاى گوناگون خطابه و سخن گفتنِ با مردم را دارند؛ در مجلس، در نماز جمعه، در جاهاى ديگر، در دانشگاه‌ها. اين چيزى است كه بحث مصلحت كشور است؛ بايد مصلحت كشور را رعايت كرد. اين هم يكى از آن راه‌هاى مقابله‌ى [دشمن] با اعتماد به نفس ملى است. ۱۳۸۶/۱۰/۱۳

۵- از اختلافات جزئى و غير اصولى صرف نظر شود
 حالا بعضى‌ها - چه مطبوعات، چه بعضى از عناصر گوناگون - توصيه‌پذير نيستند؛ آنها از ما توصيه نميخواهند؛ معلوم نيست سياستهاى بعضى از اين دستگاه‌ها و مطبوعات و رسانه‌ها را كى معين ميكند و كجا معين ميشود - نانشان در ايجاد اختلاف است - اما آن كسانى كه مصالح كشور را ميخواهند، مايلند حقائق را غالب كنند، من توصيه‌ام به آنها اين است كه از اين اختلافات جزئى و غير اصولى صرف نظر كنند. شايعه‌سازى و شايعه‌پراكنى درست نيست. انسان مى‌بيند صريحاً و علناً به مسئولين كشور - كسانى كه بارهاى كشور را بر دوش دارند - تهمت ميزنند، نسبت به اينها شايعه‌سازى ميكنند؛ فرق هم نميكند، چه رئيس جمهور باشد، چه رئيس مجلس باشد، چه رئيس مجمع تشخيص مصلحت باشد، چه رئيس قوه‌ى قضائيه باشد؛ اينها مسئولين كشورند. مسئولين كشور كسانى هستند كه زمام يك كارى به اينها سپرده است؛ مردم بايد به اينها اعتماد داشته باشند، حسن ظن داشته باشند. نبايد شايعه‌پراكنى كرد؛ دشمن اين را ميخواهد. دشمن ميخواهد شايعه‌پراكنى كند؛ ميخواهد دلها را نسبت به يكديگر، نسبت به مسئولين بدبين كند. ۱۳۸۸/۰۹/۰۴
اعمال و گفتار تفرقه‌انگيز و دلسردكننده از هر كسى صادر شود، خيانت به امام و اسلام است. از حضرات نمايندگان محترم مجلس شوراى اسلامى، ائمه‌ى محترم جمعه، گويندگان مذهبى و رسانه‌هاى عمومى تقاضا مى‌كنم همگان را به اين وظيفه‌ى انقلابى توجه دهند؛ و البته ضمانت اصلى براى اين كار، آحاد مردم حزب‌اللَّه‌اند كه با مشاهده‌ى تخلف از اين وظيفه‌ى الهى، موظف به نهى ازمنكر و اعراض از متخلفين مى‌باشند. ۱۳۶۸/۰۴/۲۳

۶- نقاط برجسته ملت تضعیف نشود
آن كسانى هم كه داراى تريبونهاى گفتن هستند، داراى رسانه هستند، صدايشان در جامعه شنيده ميشود، سعى كنند نقاط برجسته‌ى اين ملت را طبق ميل دشمن كوچك نكنند، تضعيف نكنند، كمرنگ نكنند. اين هوشيارى ملت ايران بايد همواره محفوظ بماند. ۱۳۹۰/۰۷/۲۷

۷- هر خبرى گفتنى نيست
بعضى از خبرهاى دنيا، براى مردم ما اصلاً جالب نيست. حالا دانستند، دانستند؛ ندانستند، ندانستند. طبيعتاً اين خبرها حذف مى‌شود. بعضى از خبرها، اصلاً مضر است. حادثه‌يى را در جايى درست مى‌كنند و ميليونها و ميلياردها دلار خرج مى‌كنند، تا آن را به گوش ما برسانند. آنگاه ما بياييم، همين حادثه را از طريق رسانه‌هاى گروهى خودمان، به گوش مردممان برسانيم! آيا اين عاقلانه است؟! ۶۹/۱۲/۲۱

۸- هتك آبروی افراد جایز نیست
از طرف علاقه‌مندان به نامزدهاى انتخاباتى گوناگون، بداخلاقیهاى انتخاباتى، شایسته‌ى ملت ما نیست؛ تهمت زدن آدمهاى مؤمن را، مصونیت‌دار از لحاظ اسلامى و شرعى را؛ در معرض هتك آبرو قرار دادن در شبنامه‌ها، در مطبوعات، در پایگاههاى اینترنتى و غیره، این‌ها اصلاً مصلحت نیست. من به طور جد از همه‌ى كسانى كه نسبت به نامزدهاى مختلف علاقه‌مندى‌اى دارند، درخواست می‌كنم، اصرار می‌كنم كه این علاقه‌مندى خودتان را از راه تخریب دیگران، اهانت به دیگران، متهم كردن دیگران نشان ندهید. هرچه می‌خواهید، از نامزد مورد علاقه‌ى خودتان تمجید كنید، تعریف كنید؛ اما دیگران را تخریب نكنید. این علامت بدى است. ۱۳۸۶/۱۰/۱۲

۹- تهمت به نظام، گناهی بالاتر از تهمت به افراد است
فضا را نبايد از تهمت و از گمان سوء پر كرد. قرآن كريم ميفرمايد: «لو لا اذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنات بانفسهم خيرا»؛ وقتى ميشنويد كه يكى را متهم ميكنند، چرا به همديگر حسن ظن نداريد؟ تكليف دستگاه اجرائى و قضائى به جاى خود محفوظ است. دستگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى اجرائى بايد مجرم را تعقيب كنند، دستگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى قضائى بايد مجرم را محكوم و مجازات كنند؛ با همان روشى كه ثابت ميشود و در قوانين اسلامى و قوانين عرفى ما هست و هيچ هم در اين زمينه نبايد كوتاه بيايند؛ اما مجازات مجرم كه از طرق قانونى جرم او ثابت شده است، غير از اين است كه به گمان، به خيال، به تهمت، يكى را متهم كنيم، بدنام كنيم، توى جامعه دهن به دهن بگردانيم. اينكه نميشود. اين فضا، فضاى درستى نيست. يا ديگران - خارجى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها، بيگانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها، تلويزيونهاى مغرض - عليه كسى يا كسانى حرفى بزنند، ادعا كنند كه اينها فلان جا خيانت كردند، فلان جا خطا كردند؛ ما هم عين همان را پخش كنيم. اين، ظلم است؛ اين، مورد قبول نيست. رسانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى بيگانه كِى دلشان براى ما سوخته است؟ كِى خواسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند حقائق در مورد ما روشن بشود، كه در اين مورد بيايند حقيقت را گفته باشند؟ ميگويند، حرفهائى ميزنند، ادعاهائى ميكنند. نبايد گفت اينها شفافيت است. اين، شفافيت نيست؛ اين، كدر كردن فضاست. شفافيت معنايش اين است كه مسئول در جمهورى اسلامى عملكرد خودش را به طور واضح در اختيار مردم قرار بدهد؛ اين معناى شفافيت است، بايد هم بكنند؛ اما اينكه ما بيائيم اين و آن را بدون اينكه اثبات شده باشد، بگيريم زير بار فشار تهمت و چيزهائى را به آنها نسبت بدهيم كه ممكن است در واقع راست باشد، اما تا مادامى كه ثابت نشده است، ما حق نداريم آن را بيان كنيم؛ اين آن را متهم كند، آن اين را متهم كند؛ از رسانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى بيگانه - رسانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى مغرض انگليس - شاهد برايش بياوريم، بعد هم يك نفر از آن طرف پيدا بشود و كل نظام را به امورى كه شايسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى نظام اسلامى نيست و نظام اسلامى شأنش بسيار بالاتر است از اين چيزهائى كه بعضى به نظام اسلامى نسبت ميدهند، متهم بكند، اين اشكال بر آنها بيشتر هم وارد است. تهمت زدن به يك شخص گناه است، تهمت زدن به يك نظام اسلامى، به يك مجموعه، گناه بسيار بزرگترى است. پروردگارا ! با تقواى خود ما را از اين گناهان دور كن. ۱۳۸۸/۰۶/۲۹

۱۰- یكدیگر را متهم نكنید
به اخلاق خودمان هم برسيم. اخلاق اهميتش از عمل هم بيشتر است. فضاى جامعه را فضاى برادرى، مهربانى، حسن ظن قرار بدهيم. من هيچ موافق نيستم با اينكه فضاى جامعه را فضاى سوءظن و فضاى بدگمانى قرار بدهيم. اين عادات را از خودمان بايد دور كنيم. اينكه متأسفانه باب شده كه روزنامه و رسانه و دستگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى گوناگون ارتباطى - كه امروز روزبه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌روز هم بيشتر و گسترده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر و پيچيده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر ميشود - روشى را در پيش گرفته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند براى متهم كردن يكديگر، اين چيز خوبى نيست؛ اين چيز خوبى نيست، دل ما را تاريك ميكند، فضاى زندگى ما را ظلمانى ميكند. هيچ منافات ندارد كه گنهكار تاوان گناه خودش را ببيند، اما فضا، فضاى اشاعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى گناه نباشد؛ تهمت زدن، ديگران را متهم كردن به شايعات، به خيالات. ۱۳۸۸/۰۶/۲۹

۱۱- غیبت در رسانه‌ها و وبلاگها جایز نیست
اينى كه اصلاً اين كار [غیبت] جايز است يا جايز نيست ولو به قصد اصلاح باشد، اين را نميشود به طور مطلق يك چنين چيزى را پابند شد؛ كه ما بگوئيم ما چون ميخواهيم در امر جامعه اصلاح كنيم، پس زيدى را، عمروى را يا يك جريانى را به طور مطلق مورد تهاجم قرار بدهيم، غيبت كنيم؛ حالا آن كسانى كه اين كارها را ميكنند، خيلى اوقات به غيبت هم اكتفاء نميكنند؛ خب، ملاحظه ميكنيد ديگر. گاهى چيزهائى را مى‌آورند كه معلوم نيست حدِّ غيبت بر او صادق باشد؛ شايد مصداق تهمت است، مصداق افتراء است، مصداق قول به غير علم است، مصداق سبّ و شتم است؛ نميشود اين را گفت كه اگر طرف قصد اصلاح دارد، پس بنابراين اين جايز است براى او، نه؛ موارد استثناء همان مواردى است كه [در كتب فقهی] ذكر شده است.
منتها بايد اين موارد صدق كند، احراز بشود. اين خیلی مهم است. واقعاً يكى از چيزهائى كه ما همه‌مان [باید توجه كنیم]، به مردم هم بايد بگوئيم، ياد بدهيم كه توجه بكنند اين است كه: به صرف توهم اين كه حالا اين كار مصلحت دارد، دستشان را، يا قلمشان را، يا وبلاگشان را آزاد نكنند كه هر چه به دهنشان آمد، آن را بگويند؛ اينجور نيست، چون وسائل مدرن امروز همه مشمول همين حكم است. يعنى خواندن وبلاگ هم مثل خواندن كاغذ است، كتاب است، نامه است، مثل شنیدن حرف است. استماع غيبت شامل همه‌ى اينها ميشود؛ يعنى ملاك استماع در اينها وجود دارد مسلّماً. شنيدن به گوش خصوصيتى ندارد، خواندن تو نامه هم عين همان است كه ما در بحث استماع اين را تأكيد كرديم و عرض كرديم.
خب، دوربين هم همين جور است. فرض كنيد كه اگر چنانچه انسان يك خطائى را از كسى ديد، اين را رفت با دوربين ثبت كرد، بعد آمد يك جائى نشان داد؛ اين هم همان است ديگر، چه فرقى ميكند؟ يعنى بايستى واقعاً به اینها توجه كرد. محيط را بايد محيط اخلاقى كرد. ما اگر بخواهيم جامعه را اصلاح بكنيم، اين اصلاح فقط به اين نيست كه انسان از افراد غيبت بكند. راه‌هاى ديگرى هم وجود دارد. حالا من غيبت را عرض ميكنم. فضلاً از تهمت و افتراء و اينها. ۱۳۸۹/۱۰/۰۷

۱۲- هوچيگرى رسانه‌اى ممنوع!
يكى از راه‌ها - كه اين راه سوم را هم غربى‌ها بشدت در اين سالها دنبال كردند - مسئله‌ى هوچيگرى است؛ هوچيگرى مطبوعاتى. آدم خيال ميكند كه هو كردن افراد مال محدوده‌هاى خاصى از مردم است، توى مجامع خاصى؛ نخير، در سطح بين‌الملل يكى از كارهائى كه بسيار رايج است، هوچيگرى است؛ هوچيگرى رسانه‌اى. امروز امكانات رسانه‌اى هم فراوان است. ۱۳۸۶/۱۰/۱۳

۱۳ - از بى‌احترامى به شوراى نگهبان پرهیز شود
مبادا خداى نكرده كسى از هيأتهاى نظّار در گوشه‌اى از كشور كارى كند كه دهان بدخواهى را باز كند و احترام شوراى نگهبان هتك شود؛ يا در بيان مطالب طورى حرف زده شود كه احياناً كسانى به عنوان اعتراض - نه از سر خيرخواهى - حرمت شوراى نگهبان را هتك كنند. كسانى هم كه در بيرون اين مجموعه هستند، همين‌طور بايد رعايت كنند. آنهايى كه قلمى به‌دستشان هست، تريبونى در اختيارشان هست، بفهمند كه اعتراض كردن، بى‌احترامى كردن و هتك حرمت شوراى نگهبان، خطاى كوچكى نيست. قابل قبول و قابل تحمّل نيست. ۱۳۷۴/۱۱/۱۴

برچسب‌ها: نظر رهبر انقلاب درباره وظایف رسانه‌ها در انتخابات, جنگ نرم, وظیفه ما در انتخابات
[ چهارشنبه 15 خرداد1392 ] [ 19:40 ] [ رهرو ولایت-کارشناس‌جنگ نرم م.میرزایی ] [ ]


این تیتر برخی خبرگزاری ها در زمان برگزاری آکادمی خواننده ضدانقلاب و مفسد بهائی یعنی گوگوش بود.آکادمی گوگوش با هدف "البته به دروغ" ایجاد بستری مناسب برای افراد مایل به حرفه ی خوانندگی هر سال برگزار میشود.این برنامه  که عمدتا با هدف ترویج بی بند و باری و لائیک بودن و همچنین با هدف ضربه زدن به خانواده های ایرانی بنا نهاده شده است.

در آکادمی 92 گوگوش نیز شاهد حضور زنی بنام ارمیابودیم.ارمیا که نام  اصلی اش ،اورینب مشایخی است و یکی از اعضای فعال سازمان کمونیستی مجاهدین خلق(تروریستان منافقین) است  و به  دستور مسئولین طراز اول سازمان- گروهک منافقین- مشغول آوازه خوانی شده است و ماموریت یافته است  که در آکادمی گوگوش با حجاب به ظاهر اسلامی جلوه گر شود .

آیا مسئولین گروهک منافقین نمی دانند که اصولا اسلام خوانندگی زن را حرام  دانسته و بدلیل تحریک آمیز بودن، آن را برای مرد بشدت رد میکند ولی از ایدئولوگ های گروه منافقین چنین چیزی بعید نیست که این کا را حلال اعلام نمایند.منافقینی که اصل اسلام را با (خلق) یعنی کمونیست که اصلا اعتقادی به خدا ندارد و ناخداباور میباشد ترکیب کرده اند پس اسلام را نیز امری دینی نمیدانند و بلکه آنرا ظاهری برای پوشش میدانند نه برای پرستش مطلق الهی.

این فرد با اینکه نه صدای خوشی داشت و نه از اصول خوانندگی به خوبی سر در می آورد در میان تعجب بسیاری از تماشاگران شبکه من و تو(نه من نه تو) نفر اول آکادمی گوگوش شد.

اما این برنده شدن چه هدفی داشته است؟

شبکه من و تو و در راس آن خانم گوگوش که همگی بهائی هستند و از این فرقه ظاله پیروی می نمایند با این هدف ایشان را برنده اعلام داشتند که بخواهند به ایرانیان اعلام دارند که در اسلام خوانندگی برای زن اشکال ندارد و به عبارتی خود را تبرئه نمایند اما آیا مردم همیشه هوشیار ایران این مسئله را باور دارند؟ مسلما خیر.و این ملت از همان ابتدا و همانطوریکه این را میدانستند که ورود یک خانم با این سبک و سیاق یک حربه برای معرفی اسلام آمریکایی است و نیز این ملت هوشیار میدانستند که اورینب مشایخی (ارمیا) با آرای تقلبی در آکادمی برنده شده است.

ارمیا در آکادمی گوگوش چه می کند؟

به گفته وی، او همیشه آرزوی شرکت در مسابقه آکادمی گوگوش را داشته است اما به دلیل داشتن حجاب خود را وارد این عرصه نمی کرد. مشوق اصلی او همسر وی بوده و او معتقد است داشتن حجاب و خوانندگی تضادی با دین داری ندارد و موجب نمی شود انسانی که دین دار است خود را از شادی ها محروم کند!، و دین تنها برای عزا و غم نیست.!!
اِرمیا همسری آلمانی دارد و خانواده‌ي آن ها مسیحی می باشند اما وی در صحبت هایش مشخص نکرد که آیا همسرش مسلمان شده است و یا خیر؟!
اِرمیا به مانند دیگر زنان آکادمی مردان را درآغوش نمی گیرد، از دست دادن با نامحرم خودداری می کند و در جایی که همگان با یکدیگر در حال رقصند او در انتها ایستاده و دیگران را تماشا می کند
در واقع او در آکادمی موسیقی گوگوش با حیا ترین فرد محسوب می شود.!!!

 ارمیا اورینب مشایخی - تنها بخشی از دین را قبول دارد که مورد پسندش واقع شود. اِرمیا علت حضور خود در مسابقه را علاقه زیاد به خوانندگی و همچنین دادن اعتماد به نفس به کسانی که به دلیل موانعی مانند حجاب نمی‌توانند به علاقه خود بپردازند، اعلام کرده است. این جمله او شباهت زیادی با جمله هومن خلعتبری دارد، او در قسمتی از پخش مسابقه، حضور اِرمیا را در آکادمی را همین امر تلقی می کند.

اِرمیا دین را به زعم خود تفسیر می کند و نه آنچه در قرآن کریم آمده است و گویی نمی داند در آيه 32 سوره احزاب آمده است

يا نِساءَ النَّبِيّ‏ِ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذي في قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفًا

اى همسران پيامبر، شما مانند هيچ يك از زنان [ديگر] نيستيد، اگر سَرِ پروا داريد پس به ناز سخن مگوييد تا آنكه در دلش بيمارى است طمع ورزد؛ و گفتارى شايسته گوييد

با نگاهی کاملا خوشبینانه و گذشته از تمامی شایعات در رابطه با وی می توان گفت، او در بازی مدیران شبکه من و تو قرار گرفته و از اتفاقات روی داده و استفاده ابزاری از خود بی خبر است

 با بررسی قسمت اول آکادمی گوگوش تا قست های پایانی آن می توان به خوبی روند نزولی حیا در اِرمیا را مشاهده کرد
 
با این ارزیابی به خوبی می توان دریافت او در نسبت به گذشته خود از حیامندی کمتری برخوردار بوده و این تحول ظاهری در حالی است که حضور زنی محجبه و خواننده از اساس در تضاد با یکدیگر و از دیدگاه شرع مقدس حرام واقع شده است.

اما بر فرض آنکه این امر اشکالی نداشته باشد نشان می‌دهد اِرمیا از نقطه گذشته خود نیز به سطح پایین تری افول کرده است و این موضوع دقیقا کلید رمز چرایی حضور اِرمیا در برنامه آکادمی موسیقی گوگوش است
 

تحول ژست و پوشش "ارمیا" طی شانزده جلسه آکادمی

به عبارتی دیگر حیا زدایی زن ایرانی توسط شبکه من و تو برای افرادی نظیر اِرمیا در داخل ایران دلیل اصلی حضور این دختر به ظاهر با حجاب در مسابقات خوانندگی می باشد.
 
با نگاهی واقع بینانه و نداشتن نگاه سیاه و سفید به مخاطبان شبکه، می‌توان تعداد عظیمی از طیف خاکستری را یافت که از مخاطبان اصلی برنامه آکادمی موسیقی گوگوش هستند که بسیاری از آن ها داری حجاب اسلامی هستند و مدیران شبکه بهایی من و تو با اطلاع از این موضوع و هدف قرار دادن این طیف، تیر بی‌حیایی خود را به سوی این دست افراد رها کرده اند.
"
اِرمیا" هر چند با داشتن تنها حجاب سر، فردی محجبه محسوب می شود، اما پوشیدن لباس های بدن نما و آرایش نسبتا غلیظ به بهانه داشتن استیل مناسب به هنگام خوانندگی که توسط دست اندرکاران مسابقه انتخاب و طراحی می‌شود، کاملا در تضاد با احکام دینی است و این دقیقا همان اسلام آمریکایی و اسلام انگلیسی است که مدیران شبکه من و تو آن را دنبال می کنند.
  
مدیران شبکه من و تو با هدف ترویج سبک زندگی آمریکایی و بی حیاسازی جامعه اسلامی و خانواده های ایرانی، اِرمیا را به نمایندگی از این طبقه جامعه ایران انتخاب کرده اند تا بتواند با القای بی‌حیایی توسط اِرمیای با حجاب و ایراد نداشتن امری مانند خوانندگی، دختر و زن ایرانی را گام به گام به درّه بی حیایی سوق دهند.

 اِرمیا با حضور خود در آکادمی موسیقی گوگوش و حمایت تعمدی مدیران شبکه و داوران به مراحل نهایی رسید و این امر پیامی آشکار به دختران محجبه است مبنی بر اینکه شما هم می‌توانید حتی با داشتن حجاب در مسیر های ممنوعه قدم بگذارید، غافل از آنکه قدم برداشتن در این مسیر ها به ناکجا آباد می انجامد.

 
مدیران شبکه من و تو برای پیش برد اهدافشان خود را محدود به اِرمیا نکرده و در بخش صدا های غایب که از آثار دریافتی از داخل کشوراست، دختری که حجابی همانند اِریما دارد را انتخاب و به عنوان بهترین خواننده آن بخش از مسابقه اعلام می‌کنند. منا 25 ساله از تهران را می‌توان نفر دومی نامید که به عنوان دختری نمونه در داخل کشور مهر تایید خود را از این شبکه دریافت کرده است و الگویی مناسب برای دختران جامعه ایران معرفی می شود.

 
"
اِرمیا" دانسته و یا ندانسته در زمینی بازی می کند که توسط دشمن طراحی شده است و برنده نهایی آن دشمنان اسلام و تشیع علوی است
اما  او  برای ادامه این مسیر و ادامه خوانندگی، نیاز به همراهانی خواهد داشت. همراهانی که روند نزولی حیا در وی را تکمیل خواهند کرد و با القای بی‌حیایی به هواداران و کسانی که بیش از چند ده برنامه با اِرمیا همراه بوده اند ضربه ای مهلک وارد خواهند نمود.

 
"
اِرمیا" برای ادامه کار بعد از آکادمی، نیاز به تبرج و خود نمایی بیشتری دارد و این امر تنها با برداشتن کامل حجاب رخ خواهد داد هر چند ممکن است زمان وقوع این امر سریع و فوری نباشد اما بدون شک برنامه ریزان برای رسیدن به اهدافشان، این امر را مد نظر دارند




برچسب‌ها: گزارش ویژه جنگ نرم, شناسایی ابرهای تاریکی دشمن, مصطفی میرزایی کارشناس جنگ نرم, نقد شبکه من و تو
[ دوشنبه 30 اردیبهشت1392 ] [ 16:24 ] [ رهرو ولایت-کارشناس‌جنگ نرم م.میرزایی ] [ ]

فیلم اخراجیهای ۳  رکورد  دار فیلم های سینمایی خواهد شد

این فیلم طنز تاریخی با هنر نمای هنر پیشه های هالیودی ایران همانند

۱- میر حسین موسوی معروف به ( چیز)

۲- سرکار خانم کاظمی معروف به ( پرفسور رهنورد)

۳- محسن رضایی معروف( سردار اقتصاد )

۴- سرکار خانم فائزه هاشمی( معروف فائزه ساندویج)

۵- غلامحسین کرباسچی معروف به( شهردار اصلاحات از نو ع کارگزارانی)

۶- قالیباف معروف به (نمد باف تهران)

۷- سید محمد خاتمی معروف به ( محمد باران ) که در فیلم پر صحنه گفتگوی تمدنها با دست دادن به دخترکان ایتالیایی به اوج مشهوریت رسید

۹- مهدی کروبی معروف به (شیخ اصلاحات) که در فیلم ( مناظره ریاست جمهوری) با تکیه کلام ننه جونش به اوج مشهوریت جهانی رسید و موفق به دریافت اسکار بهترین دریافت کننده  از شهرام جزایری شد و از سوی بی بی سی نیز موفق به دریافت عنوان بهترین نقش اول در فیلم انقلاب مخملی ایران شد و در فیلم ماجرایی بازداشت شدگان و ... به اوج مشهوریت رسیده و به یک فوق ستاره  تبدیل شد

۱۰- بهزاد نبوی معروف به ( مجاهد پیر ) که با فیلم فلوکس معروف شده

۱۱- حسن روحانی معروف به ( شیخ بالا نشین)

۱۲- محمد هاشمی معروف به ( محمد سیما)

با توجه به حضور چنین فوق ستارگانی در فیلم اخراجیهای ۳ انتظار می رود که کارگردان این فیلم ماندگار سینمای ایران چند کارگر  را جهت پارو کردن پول گیشه ها استخدام نماید

در پایان از همه هنر دوستان ایرانی دعوت میشود  از این فیلم طنز تاریخی دیدن نموده و آن را  به حافظه بسپارند


برچسب‌ها: جنگ نرم دشمن, غرب و استعمار, مصطفی میرزایی کارشناس جنگ نرم, انتشارات کتابداران, فیلم اخراجی های 3
[ شنبه 28 اردیبهشت1392 ] [ 22:11 ] [ رهرو ولایت-کارشناس‌جنگ نرم م.میرزایی ] [ ]

ای چشمه ی نور، انشعاباتت کو؟

ای خانه ات آباد، خراباتت کو؟

در شهر نشانه ای ز تبلیغ تو نیست؟

ای عشق! ستاد انتخاباتت کو؟


برچسب‌ها: ستاد انتخاباتت کو, شناسایی ابرهای تاریکی, مصطفی میرزایی, کارشناس جنگ نرم, انتشارات کتابداران
[ پنجشنبه 26 اردیبهشت1392 ] [ 0:7 ] [ رهرو ولایت-کارشناس‌جنگ نرم م.میرزایی ] [ ]

به فضل الهی حضور مردم در انتخابات یک حضور دشمن شکن خواهد بود.


برچسب‌ها: انتخابات و جنگ نرم دشمن, مصطف میرزا کارشناس جنگ نرم, شناسایی ابرهای تاریکی دشمن میرزایی, مصطفی میرزایی, عملیات روانی
[ پنجشنبه 26 اردیبهشت1392 ] [ 0:2 ] [ رهرو ولایت-کارشناس‌جنگ نرم م.میرزایی ] [ ]

آکادمی گوگوش  این بار در حالی پایان یافت که بیشتر شبیه یک سناریوی از قبل برنامه ریزی شده بود تا یک مسابقه!

یک روز کنسرت رقص زنان برگزار میشود با مقدمه دعای افتتاح و یک روز هم یک خواننده عضو منافقین با لباس مشابه حجاب اسلامی روی سن می آید و شروع به آواز خوانی میکند و قبل از شروع برنامه به دوست خود میگوید دیگه بغلم نکنی ها!

بله ، ارمیا طبق برنامه ریزی اول شد!

همان گونه که پیش بینی می شد و مخاطبان و کارشنان جنگ نرمی  نیز به این بازی پی برده بودند، یکی از برنامه های محوری «من و تو» بدون در نظر گرفتن شعور مخاطب، با یک چینش حساب شده، یک دختر محجبه ارینب مشایخی(ارمینا) را در مسابقه خوانندگی اش راه داد و برنده یک دوره از این مسابقه کرد تا این پیغام را پیش روی مخاطب ایرانی قرار دهد که در رویکردی پاردوکسیکال می توان هر عملی که در اسلام حرام است را انجام داد و خود را متعهد به عمل به احکام اسلام نیز جلوه داد!

به گزارش سایت های خبری ،«آکادمی گوگوش- عضو فرقه ضاله بهایی» یکی از برنامه های محوری است که برای این شبکه بیننده جذب کرده و بسیاری از مخاطبان این شبکه ماهواره ای فارسی زبان تصور می کنند این برنامه برای شناسایی استعدادهای خوانندگی و معرفی آنها به افکارعمومی و در واقع یک سکوی پرش برای مستعدها در حوزه موسیقی پاپ محسوب می شود اما با گذشت چند دوره از برگزاری این برنامه و مشخص شدن فرجام خوانندگان این برنامه، همه چیز رنگ باخت.

برگزیدگان این برنامه که عمدتاً از سطح متوسطی برخوردار بودند، با جایزه نقدی نه چندان بالای این برنامه تنها چند ویدئوکلیپ مستقل ساختند و به واسطه آنکه از توانمندی بالایی برخوردار نبودند، خیلی زود به حاشیه رفتند و حتی در میان آن گروه از خوانندگان متوسط آن سوی آبی نیز نتوانستند به مقبولیت و ماندگاری حداقلی دست یابند و کار تا آنجا بالا گرفت که برخی از آنها با حضور در دیگر شبکه های ماهواره ای به نادیده گرفته شدن توسط مسئولان برنامه ای که منتخبش بودند، اعتراض کردند.

ارمینا

بیوگرافی ارینب مشایخی با نام ساختگی  ارمیا (ERMIA)

نام: اورينب   نام خانوادگي: مشايخي             متولد: ارديبهشت 1360         نام پدر: ح.مشايخي               نام مادر: ف.شهبازي              خواهر ايشون: ع.مشايخي متولد: 1365                                              همسر اول: سيد ع.ش (ساکن اصفهان) پشت پرده عکدمی خوانندگی گوگوش (شبکه من وتو)
نام فرزند از همسر اول در ايران: علي           طلاق در سال :85 مهاجرت به ترکيه       در سال 86 ازدواج دوم: در سال 87 نام همسر دوم: ميشائيل هانس نام فرزندان ازهمسر دوم در آلمان: ارلاوپانا – اليزابت مادر و پدر ايشان از هم جدا شدند و پدر ايشون هم مجددا ازدواج کردند که مادر ارميا همسر اول ايشون هستش.

همسر ارميا با نام ميشائيل هانساز مسيحيان جذب شده توسط سازمان مجاهدین خلق است که همکاري با اين سازمان را پذيرفته است. اورينب مشايخي يا ارميا در آلمان توسط 3 خانواده طرفدارن مجاهدين خلق(منافقین ) حمايت مالي مي شود پس از معرفي وي به شبکه من و تو - مقدمات حضور وي براي شرکت در اين شوي تلويزيوني انجام مي شود. وي پس از گذراندن دوره هاي آواز و شناخت دستگاه هاي موسيقي وارد آکادمي موسيقي گوگوش شد.

ویدویی کاملا مشخص از صحبتهای ارمیا در مورد حجاب و خوانندگی در تبلیغ اسلام غربی

لینک دانلود مستقیم ویدئوی صحبتهای ارینب مشایخی ارمیا خواننده حربه دست بهاییهای بی بهاء

ه


برچسب‌ها: حربه جدید شبکه ضد دینی من وتو, خواننده ای با حجاب, جنگ نرم و ارمیا, کارشناس جنگ نرم و ارمیا, ارینب مشایخی
[ سه شنبه 24 اردیبهشت1392 ] [ 23:8 ] [ رهرو ولایت-کارشناس‌جنگ نرم م.میرزایی ] [ ]

1
اتفاقات پیش روی جهان تشیع از صدر تاکنون هرکدام بیان­گر این اصل است که تاریخ در حال تکرار است و باید با پندگیری از آن، راه نفوذ فتنه­گر و حق از باطل را بر اساس آن آموزه به درستی تمیز داد.

نگاه به وقایع تاریخی بسیار درس­آموز است و به انسان­ها در مواجهه با غبار فِتن بصیرت و فرقان می­دهد. هرچند در زمینه آگاهی بخشی، بصیرت و فهم حقیقت، نقش و وظیفه نخبگان بسیار برجسته و اثرگذار است اما این مساله رسالت فردی در این زمینه را نفی نمی­کند.

مقام معظم رهبری در دیدار با مردم؛ مسئولان و طلاب قم تاکید کردند:

” ببینید در جنگ صفین، امیرالمؤمنین(ع) در مقابل کفار که قرار نداشت؛ جبهه‌‌‌‌ى مقابل امیرالمؤمنین جبهه‌‌‌‌‌اى بودند که نماز هم میخواندند، قرآن هم می­خواندند، ظواهر در آن­ها محفوظ بود؛ خیلى سخت بود. کى باید این­جا روشنگرى کند و حقائق را به مردم نشان دهد؟ بعضى­ها حقیقتاً متزلزل میشدند. تاریخ جنگ صفین را که انسان می­خواند، دلش می­لرزد. در این صف عظیمى که امیرالمؤمنین به عنوان لشکریان راه انداخته بود و تا آن منطقه­ى حساس – در شامات – در مقابل معاویه قرار گرفته بود، تزلزل اتفاق مى‌‌‌افتاد؛ بارها این اتفاق افتاد؛ چند ماه هم قضایا طول کشید. یک وقت خبر مى‌‌‌‌آوردند که در فلان جبهه، یک نفرى شبهه­اى برایش پیدا شده است؛ شروع کرده است به این­که آقا ما چرا داریم می­جنگیم؟ چه فایده دارد؟ چه، چه. این­جا اصحاب امیرالمؤمنین – یعنى در واقع اصحاب خاص و خالصى که از اول اسلام با امیرالمؤمنین همراه بودند و از امیرالمؤمنین جدا نشدند – جلو مى‌‌افتادند؛ از جمله جناب عمار یاسر (سلام اللَّه علیه) که مهم­ترین کار را ایشان می­کرد. یکى از دفعات عمار یاسر – ظاهراً عمار بود – استدلال کرد. ببینید چه استدلال­هائى است که انسان میتواند همیشه این­ها را به عنوان استدلال­هاى زنده در دست داشته باشد. ایشان دید یک عده‌‌‌‌اى دچار شبهه شده‌‌‌‌اند؛ خودش را رساند آن­جا، سخنرانى کرد. یکى از حرف­هاى او در این سخنرانى این بود که گفت: این پرچمى که شما در جبهه‌‌‌‌ى مقابل مى‌‌‌‌بینید، این پرچم را من در روز احد و بدر در مقابل رسول خدا دیدم – پرچم بنى امیه – زیر این پرچم، همان کسانى آن روز ایستاده بودند که امروز هم ایستاده­اند؛ معاویه و عمروعاص. در جنگ احد، هم معاویه، هم عمروعاص و دیگر سران بنى امیه در مقابل پیغمبر قرار داشتند؛ پرچم هم پرچم بنى‌‌‌‌‌‌امیه بود. گفت: این­هائى که شما مى­بینید در زیر این پرچم، آن طرف ایستاده‌‌‌‌اند، همین­ها زیر همین پرچم در مقابل پیغمبر ایستاده بودند و من این را به چشم خودم دیدم. این طرفى که امیرالمؤمنین هست، همین پرچمى که امروز امیرالمؤمنین دارد – یعنى پرچم بنى‌‌‌‌‌هاشم – آن روز هم در جنگ بدر و احد بود و همین کسانى که امروز زیرش ایستاده‌‌‌‌‌اند، یعنى على‌‌بن‌‌‌ابى‌‌طالب و یارانش، آن روز هم زیر همین پرچم ایستاده بودند. از این علامت بهتر؟ ببینید چه علامت خوبى است. پرچم، همان پرچم جنگ احد است؛ آدم­ها همان آدم­هایند، در یک جبهه. پرچم، همان پرچم جنگ احد است؛ آدم­ها همان آدم­هایند در جبهه‌‌‌‌‌ى دیگر، در جبهه‌‌‌‌‌ى مقابل. فرقش این است که آن روز آن­ها ادعا میکردند و معترف بودند و افتخار می­کردند که کافرند، امروز همان­ها زیر آن پرچم ادعا میکنند که مسلمند و طرفدار قرآن و پیغمبرند؛ اما آدم­ها همان آدم­هایند، پرچم هم همان پرچم است. خوب، اینها بصیرت است. اینقدر که ما عرض میکنیم بصیرت بصیرت، یعنى این.

از اول انقلاب و در طول سال­هاى متمادى، کى‌‌‌‌ها زیر پرچم مبارزه‌‌‌ى با امام و انقلاب ایستادند؟ آمریکا در زیر آن پرچم قرار داشت، انگلیس در زیر آن پرچم قرار داشت، مستکبرین در زیر آن پرچم قرار داشتند، مرتجعین وابسته‌‌ی به نظام استکبار و سلطه، همه در زیر آن پرچم مجتمع بودند؛ الان هم همین جور است. الان هم شما نگاه کنید از قبل از انتخابات سال ۸۸، در این هفت-هشت ماه تا امروز آمریکا کجا ایستاده است؟ انگلیس کجا ایستاده است؟ خبرگزارى‌‌‌‌هاى صهیونیستى کجا ایستاده­اند؟ در داخل، جناح­هاى ضد دین، از توده‌‌‌‌اى بگیر تا سلطنت‌‌‌‌‌طلب، تا بقیه‌‌‌‌ى اقسام و انواع بى دین‌‌‌‌ها کجا ایستاده‌‌‌اند؟ یعنى همان کسانى که از اول انقلاب با انقلاب و با امام دشمنى کردند، سنگ زدند، گلوله خالى کردند، تروریسم راه انداختند. سه روز از پیروزى انقلاب در بیست و دوى بهمن گذشته بود، همین آدم­ها با همین اسم­ها آمدند جلوى اقامتگاه امام در خیابان ایران، بنا کردند شعار دادن؛ همان­ها الان مى­آیند توى خیابان، علیه نظام و علیه انقلاب شعار می­دهند! چیزى عوض نشده. اسم­شان چپ بود، پشت سرشان آمریکا بود؛ اسم­شان سوسیالیست بود، لیبرال بود، آزادى طلب بود، پشت سرشان همه‌‌ی دستگاه‌‌‌هاى ارتجاع و استکبار و استبداد کوچک و بزرگ دنیا صف کشیده بودند! امروز هم همین است. این­ها علامت است، این­ها شاخص است؛ و مهم این است که ملت این شاخص­ها را می­فهمد؛ این چیزى است که انسان اگر صدها بار شکر خدا را بکند، حقش را به جا نیاورده است؛ سجده‌‌‌‌ى شکر کنیم.”

بدین جهت مطالعه در تاریخ تشیع بسیاری از زوایای پنهان فتنه ها را تا قرنها بعد مشخص می­کند. در این بخش نکاتی به جهت بصیرت بخشی در این زمینه قید می­شود:

حکومت علی (ع) در رویارویی با فتنه

امیرالمومنین با پرهیز از قبول خلافت،علی­رغم اصرار و تلاش زیاد خواص و عوام ،درست بر همین مهم دست گذاشته بود که حاکمیتی که علی(ع) پیاده خواهد نمود چهارچوب و مبانی آن را دیگران تعیین نمی­کنند و قرائت پذیر نخواهد بود که جولان­گاه مطامع و هوس­های بعضی خواص و شیفتگان قدرت و زر و زور گردد و هر روز ماهیتی جدید پیدا کند بلکه حکومت اسلامی موازینی دقیق و مدون دارد.

و پس از قبول خلافت فرمود:«الا لا یقولن رجال غدا غمرتهم الدنیا…اذا ما منعتهم ما کانوا یخوضون فیه و اصرتهم الی حقوقهم التی یعلمون فینقمن ذلک و یستنکرون و یقولون حرمنا ابن ابی طالب حقوقنا…: آگاه باشید که مردانی از شما که دنیا آن­ها را در خود غرق کرده… هنگامی­که جلوی آن­ها را از آن­چه در آن فرو رفته­اند بگیرم و به حقوق حقه­شان که خود بهتر می­دانند باز گردانم موجب خشم و ناراحتی آنان گشته و نگویند که پسر ابی­طالب ما را از حقوق­مان محروم کرد».

امیرالمومنین(ع) به همگان اعلام می­دارد که حق شما بر ولایت این است که حکومت ناب اسلامی را فارغ از همه جریانات و حواشی بر شما پیاده نماید و آن­گاه که فتنه انگیزان جمل به قصد فتنه درآمدند امام(ع) به ایشان فرمود: چه چیز شما را به این حالی که می­بینم(فتنه انگیزی) واداشته است؟گفتند : «ما با تو بیعت کردیم که کارها را بدون اطلاع و مشورت با ما تمام نکنی!(طلبکار مشارکت در حاکمیت و رسیدن به اهداف شخصی یا گروهی مد نظر خود بودند).

امام در پاسخ فرمود: آیا شما را از حقی که برای شما واجب شده باشد بازداشته ام؟ به خدا سوگند مرا رغبتی به حکومت نبود…، همگان مرا به خلافت گماشتید و ترسیدم که اگر پیشنهاد شما را نپذیرم امت به اختلاف افتد و چون حکومت به من رسید به کتاب خدا و سنت رسول خدا نگریستم و به هر آن­چه آن دو مرا دلالت کرد پرداختم و از آن پیروی کردم و به آرای شما و دیگران در آن مورد نیازی پیدا نکردم»(۱)

حضرت حاکمیت بر پایه ولایت را با محوریت قانون و دین می­داند و هر امر زائد بر آن را مایه انحراف می­داند که موجب صدمه به مردم تحت امرش می­شود و هنگامی که دیدند علی(ع) در حفظ اصول پافشاری می­کند خواستند به­طور موقت اجرای بعضی دستورات را به تاخیر اندازد یا از بعضی مبانی بنا به شرایط روز، عدول کند که امام هرگز تن به تحریف مبانی ندادند.

و ما در انقلاب خود می­بینیم که عده­ای چگونه رعایت این سنت هوشمندانه امیرالمونین(ع) در حفظ پایه­ها و زیربناهای اصیل حکومتی اسلام ناب را بر خود دشوار می­بینند؛ و البته طبیعی است که راه تخاصم در پیش گیرند زیرا این اصول ارزشی تامین کننده منافع نا مشروع نیست بلکه تضمین کننده بقاء اسلام و حکومت عدالت محور و منافع آحاد جامعه است. آن­روز بعضی خواص، فتنه جمل را آفریدند و به حیثیت خود لطمات ننگین زده و برای حاکمیت هزینه­های گزاف و جبران ناپذیر به بار آوردند و امروز فتنه انگیزان به سردمداری بعضی خواص غفلت زده و فریفته شده چنین کردند.

درس­ها و عبرت­های جنگ نهروان

در زمینه درس آموزی از وقایع مربوط به جنگ امیرالمومنین علی (ع) با خوارج که حاوی درس­های بسیاری برای بشر در طول قرن­های متمادی است ، سیداحمد خاتمی؛ امام جمعه موقت تهران می گوید:

از جریان­های مخالف امیرمؤمنان علی (ع) که از قبل پیامبراکرم پیش‏بینی درگیری آنها را با آن حضرت کرده بود جریان خوارج بود. در این نوشته از نبرد مولی با آنان و درس­های آموزنده سیره حضرت در این رابطه سخن خواهیم گفت.

کوتاه مدت‏ترین جنگ­های امیرمؤمنان جنگ نهروان بود که آغاز و پایان آن یک روز بود; روز نهم صفر ۳۸ هجری قمری!

این جنگ نبرد با سپاه انشعابی و یاغی از لشگر مولی بود که در پی ماجرای تحکیم و قرآن بر سر نیزه کردن از سوی معاویه پدید آمد. در آغاز شورشیان دوازده هزار نفر بودند که با نصایح مولی و یارانش اکثریت آن­ها از انحراف برگشتند ولی تعدادی همچنان بر مخالفت‏خویش با مولی اصرار ورزیدند. سرانجام کار به جنگ کشیده شد و جز ۹ نفر که با فرار از معرکه جان سالمی به­در بردند بقیه همگی کشته شدند و به این ترتیب جنگ نهروان خاتمه یافت.

طبری می‏گوید:«مدت جنگ بسیار کم بود ودر اندک زمانی خاموش شد ‏»

یعقوبی گوید: «جنگ به هنگام ظهر آغاز شد و بیش از دو ساعت‏بیشتر طول نکشید »

در این جنگ تعداد لشکریان امیرمؤمنان علی (ع) ۶۸ هزار نفر بوده است زیرا که آماده نبرد با شامیان بودند که تحرکات شیطانی خوارج مسیر جنگ را عوض کرد و عدد خوارجی که به نبرد با مولی درآمدند طبق نقلی چهار هزار نفر و طبق نقل دیگر ۲۸۰۰ نفر بودند.

ولی این آغاز و پایان کوتاه درس­ها و عبرت­های فراوان با خود دارد که برخی را در اینجا می‏آوریم:

تفرقه، توطئه دشمنان

۱ – باید دید که «خوارج‏» را چه جریانی به وجود آورد؟ زمینه‏ساز بروز این جریان چه بود؟ پرواضح است که توطئه شیطانی معاویه زمینه ساز این جریان انحرافی بود مسئله تحکیم و قرآن بر سر نیزه کردن! و عوامل و ایادی معاویه در داخل لشگر مولی در پروریدن و رشد این جریان انحرافی نقش اساسی داشتند. عبرت مهم این ماجرا این است که جریان باطل بیش از آن که برای بقاء خود امیدوار به حرکات نظامی و سیاسی خود باشد، امید به اختلاف در جبهه خودی‏ها دارد. اگر بگوئیم این حربه در پیروزی ظاهری معاویه بیش از حرکات نظامی‏اش نقش داشت‏سخنی به گزاف نگفته‏ایم از این رو است که می‏بینیم حضرت در برخورد با خوارج پیوسته از تفرقه برحذر می‏دارد در سخنی خطاب به آنان فرمود: «هماهنگ با توده عظیم مردم باشید که دست‏خدا یاور توده‏هاست از تفرقه بپرهیزید که بریده از جماعت مسلمانان و تنیده به گروهک­ها طعمه شیطان است همان­گونه که گوسفند تک‏رو خوراک گرگ است،هان هر کسی که به این شعار تفرقه و گروهک خوارج دعوت کند بکشیدش گرچه زیر این دستار من باشد ‏»

در سخن دیگر فرمود: «بی‏ تردید شیطان راه­های خود را برای­تان هموار ساخته و می ‏خواهد پیوند دین­تان را کم کم بگسلد و اجتماع­تان را بپراکند و آن­گاه در فتنه را بگشاید‏».

مثل معروف «فرق تسد» تفرقه بیانداز حکومت کن! یک اصل تجربه شده است. از این رهگذر است که از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون پیوسته دشمنان آن از این حربه استفاده کرده و در هر مقطعی با استفاده از تحریک احساسات، شعارهای انحرافی و… جامعه اسلامی ما را گروه گروه کرده‏اند. آخرین کار آ­ن­ها در این رابطه ایجاد تفرقه در جامعه اسلامی با شعارهای وارداتی راست، چپ، محافظه کار، اصلاح طلب است! همه این واژه‏ها ابزار بازی دشمنان با انقلاب اسلامی است، بدین جهت است که می‏بینیم آن­گاه که چشم بیدار امت، مقام معظم رهبری مدظله‏العالی، امت را از این توطئه آگاه کرده و تقسیم بندی خودی و غیرخودی را مطرح می‏کنند که بهترین محور وحدت امت و رهیدن از تقسیم بندی‏های مصنوعی دشمنان است، بیشترین موضع گیری­ها را علیه آن صورت می‏دهند.

روشنگری و نصیحت

۲ – امام علی (ع) در هر سه نبرد خویش تمام توان خود را به کار برد تا با نصیحت، موعظه، آگاهی رسانی بدنه مخالفان را به راه هدایت ‏بکشاند. لیکن در نبرد با خوارج تلاش گسترده‏ای را در این راستا صورت داد زیرا مولی معتقد بود که بدنه خوارج نه سران آن­ها افرادی ناآگاه‏اند، انگیزه مغرضانه ندارند در پی حق­اند لکن به خطا رفته‏اند بر این اساس فرمود: «بعد از من با خوارج نبرد نکنید! زیرا کسی که در جستجوی حق بوده و خطا کرده همانند آن کس که طالب باطل بوده و آن را به دست آورده است نمی‏باشد ‏»

از این کلام نورانی به وضوح استفاده می‏شود که حساب حق‏طلبان گمراه و باطل­گرایان آگاه، از یکدیگر جداست، برخورد با گروه دوم اقدام قهرآمیز لازم دارد و برخورد با گروه اول اقدام روشن­گرانه.

ممکن است‏سؤال شود که چگونه است که خود امام علی(ع) به نبرد با خوارج پرداخت ولی یاران­اش را از مبارزه با خوارج بعد از خود باز می‏دارد؟ پاسخ آن است که شرایط زمان امام(ع) با شرایط دوران بعد از او متفاوت بود. و این سخن امام را می‏توان الهامی غیبی دانست که بر زبان مولی علی(ع) جاری شد. مبنای تحلیل مولی این است که:

بعد از امام (ع) خوارج همچون خاری در چشم امویان خواهند بود و جنگیدن با آنان به معنای بازگذاردن دست‏حکام ظالم اموی و تقویت جبهه آن­ها می‏باشد.

در حدیثی می‏خوانیم که: بعد از شهادت امیرمؤمنان علی(ع) افرادی از سران خوارج با همکاری پیروان خود بر معاویه شوریدند و این در حالی بود که معاویه در کوفه بود و امام حسن(ع) از کوفه خارج شده و عزم مدینه داشت، معاویه کسی را به خدمت امام حسن(ع) فرستاد که مبارزه با خوارج را برعهده گیرد. امام حسن(ع) در جواب فرمود: «من جهت‏حفظ خون­های مسلمین از جنگ با تو خودداری کردم آیا از طرف تو با گروهی جنگ کنم که تو به کشتن از آن­ها سزاوارتری.»

درگیری خوارج با بنی‏امیه سبب تخفیف ظلم­های بنی‏امیه بر شیعیان می‏شد، زیرا که خوارج اساس حکومت آن­ها را تهدید می‏کردند و درگیری امویان با آنان سبب می‏شد که شیعیان نفس راحتی بکشند و همین درگیری مداوم خوارج با بنی‏امیه از جمله عوامل سقوط بنی‏امیه گردید.

اصل سخن این است که امیرمؤمنان علی(ع) برخوردی ناصحانه، روشنگرانه با بدنه خوارج داشت، گرچه در پایان کار وقتی روشنگری­ها ثمر نبخشید با آنان برخوردی قاطع نمود.

امام علی(ع) از آغاز جدایی خوارج و اجتماع آنان در حروراء کار ارشادی خویش را آغاز کرد. ابتدا دوستان و همراهان خویش را برای این کار برگزید سپس خود وارد صحنه شد.

عمده‏ترین شبهه خوارج این بود که چرا علی (ع) «حکمیت‏» را پذیرفت؟

ابن عباس در پاسخ آن­ها گفت: اولا حکمیت ریشه قرآنی دارد. در مسئله شکار در حال احرام که از پیچیدگی کمتری برخوردارست‏ به تحکیم فرمان داد.

« ای افراد با ایمان شکار را در حال احرام به قتل نرسانید، و هر کس از شما عمدا آن را به قتل برساند، باید کفاره‏ای معادل آن از چهارپایان بدهد. کفاره‏ای که دو نفر عادل از شما معادل بودن آن را تصدیق کنند.‏»

نیز در نزاع­های کوچک خانوادگی مسئله تحکیم را تایید کرده است:

« اگر از اختلاف زوجین بیم دارید داوری از خانواده مرد و داوری دیگر از خانواده زن برانگیزید اگر خواهان اصلاح باشند خدا آن دو را برای رسیدن به هدف موفق می‏گرداند که خداوند دانا و آگاه است».

علاوه بر این پیامبر در نبرد بنی‏قریظه «حکمیت‏» سعد بن معاذ را پذیرفت و «حکم‏» او را هم تایید کرد. این اولا.

ثانیا: امام علی (ع) با حکمیت ابوموسی اشعری که بی‏تدبیری او فتنه‏ها آفرید مخالف بود حضرت می‏خواست که من حکم باشم شما مخالفت کردید و گفتید فقط ابوموسی اشعری باشد.

آن­گاه ناصحانه به آن­ها گفت دست از مخالفت مولی بردارید حضرت در کوتاه مدت دست از جنگ کشیده لیکن با توجه به آن­که آنان خدعه کرده و قرار داد را شکستند مجددا عازم جنگ علیه آنان شد. خوارج وقتی پاسخی برای بیانات مستدل و منطقی ابن عباس نیافتند رو به غوغاسالاری آورده و با بدگویی از ابن‏عباس گفتند خود امام علی(ع) باید با ما سخن بگوید!

آن­گاه امیرمؤمنان علی(ع) به همراه صد نفر از اصحابش برای گفتگو با خوارج به حروراء رفت و عمده محورهایی که امیرمؤمنان(ع) بر آن تکیه کرد عبارت بود از:

۱- من از آغاز اعلام کردم که بردن قرآن­ها بر سر نیزه شیطنت است و می‏خواهند شما را بفریبند شما نپذیرفتید. گفتم اینان از جنگ خسته شده و ترسیده‏اند بیائید کارشان را یکسره کنیم شما گفتید آنان ما را دعوت به کتاب خدا کردند باید این دعوت را بپذیری وگرنه با تو نخواهیم جنگید و تو را تحویل معاویه خواهیم داد!

۲ – بعد از آنکه حکمیت ‏بر من تحمیل شد من گفتم حکم عبدالله بن عباس باشد که مردی دنیاپرست نیست و زیرک است نمی‏توانند او را بفریبند. شما قبول نکردید و گفتید فقط ابوموسی اشعری باید حکم باشد، باز چاره‏ای جز پذیرش نداشتم!

۳ – با این­که «حکمیت‏» و «حکم‏» را بر من تحمیل کردید آیا من بر حکمین شرط نکردم که از آغاز تا پایان حکمیت ‏به قانون خدا در قرآن و سنت پیامبر عمل کنند؟

در تمام این موارد سران خوارج امام علی(ع) را تصدیق کردند و گفتند همه فرمایشات شما صحیح ما مرتکب گناه شدیم توبه می‏کنیم، تو هم باید توبه و استغفار کنی! ! حضرت فرمود: استغفر الله من کل ذنب!

این برخوردها سبب شد شش هزار نفر از اردوگاه خوارج خارج شده و به امام بپیوندند.

ابن ابی الحدید در تفسیر استغفار حضرت می‏گوید:

«توبه امام یک نوع توریه و از مصادیق «الحرب خدعه‏» بوده است، او سخن مجملی گفت که تمام پیامبران آن را می‏گویند و دشمن نیز به آن راضی شد بدون آنکه امام به گناهی اقرار کرده باشد.

تحمل مخالفان

۳ – امام علی (ع) در کنار این روشنگری­ها صبر و تحمل فراوانی در برابر حرکات ایذایی خوارج به خرج داد.

اینان بعد از بازگشت از صفین دیگر در نماز جماعت امام(ع) حاضر نمی‏شدند، شعارهای تند و زننده در مسجد علیه امام(ع) می‏دادند و امام(ع) و کلیه کسانی را که پیمان صفین را محترم می‏شمردند تکفیر کردند، ولی امام علی(ع) با بزرگ منشی مخصوص خود با آنان رفتار کرده و تا وقتی که آن­ها دست ‏به ترور و مقابله مسلحانه با نظام علوی(ع) نزدند حضرت متعرض آنان نشد. به آنان فرمود: «لانمنعکم مساجد الله ان تذکروا فیها اسمه‏» از ورود شما به مساجد خدا جلوگیری نمی‏کنیم تا در آن­ها یاد خدا کنید.

«لانمنعکم من الفی‏ء ما دامت ایدیکم معنا» شما را از بیت‏المال محروم نمی‏کنیم مادامی که دست­تان در دست ماست، «به دشمن نپیوستید»

«لانقاتلکم حتی تبدؤنا» تا آغاز به جنگ نکرده‏اید با شما نبرد نمی‏کنیم.

این سیرت و رفتار علوی (ع) است.

تحمل مخالف از اصول پذیرفته شده امام (ع) در سیاست داخلی است‏ حضرت هم مخالفان پیمان شکن را تحمل کرد تا آن­جا که حتی اجازه خروج به مدینه را به آنان داد و هم مخالفان خارجی را.

اما نکته‏ای را که برخی از آن غفلت می‏کنند این است که تحمل مولی تا کجا بود؟

مرز تحمل تا کجاست؟

هم گفتار حضرت، هم سیرت حضرت می‏گوید مرز تحمل تا آن­جاست که کار به براندازی نکشد. که براندازی خط قرمز است. وقتی خوارج دست ‏به ترور و مقابله مسلحانه با حضرت زدند حضرت به صورت قهرآمیز با آنان برخورد کرد. کسانی مدارای حضرت با خوارج را به رخ می‏کشند، اما برخورد قاطعانه حضرت با خوارج محارب و برانداز را که در حدود دو ساعت ۳۹۹۱ نفر از آنان را کشت طبق یک نقل و به جهنم فرستاد، سخن به میان نمی‏آورند. این تحریف سیمای ملکوتی امام علی(ع) است. امام در جای خود مدارا داشت و در جای خود قهر و مقابله که امام علی(ع) اخلاق الهی را دارد که ذات مقدس ربوبی در جای خود «ارحم الراحمین‏» است و آن­جا که جای خشم است «اشد المعاقبین‏» است.

جهالت و حماقت‏خوارج

۴ – در متن قرارداد امیرمؤمنان علی (ع) آمده بود که اگر حکمین برخلاف قرآن و سنت پیامبر(ص) داوری کردند امام(ع) در موضع نخست‏خود باقی خواهد بود:

«کتاب خدا از آغاز تا پایانش نزد ماست ما برآنیم که همان را زنده بداریم که قرآن زنده نگاه داشته و بمیرانیم همان را که قرآن میرانده است اگر دو حکم در این زمینه از قرآن سخنی گفتند پیروی می‏کنیم و اگر از قرآن نیافتند سنت مورد قبول طرفین محور است».

ولی در ماجرای حکمیت عمروعاص خیانت کرد و حکم به عدل نشد امیرمؤمنان علی(ع) تصمیم جدی بر مقابله با معاویه و خشکاندن ریشه این شجره خبیثه برآمد، امام علی(ع) در این زمینه می‏فرماید:

«ما پیش از آن که این رای داده و حکم جائرانه را صادر کنند با آن­ها شرط کرده بودیم که به عدل حکم کنند و به حق عمل نمایند بنابراین هنگامی که این دو نفر از راه حق منحرف گردیدند و حکم غیرصحیحی عکس حکم خداوند را صادر کردند، حجت در اختیار ما و برای ماست (بنابراین نظر آن­ها برای ما هیچ اثری ندارد زیرا آن­ها با شرط مخالفت کردند‏»

در همین حال که حضرت آماده نبرد با معاویه می‏شد، ناگاه خبر وحشتناکی منتشر شد که خوارج نهروان با وضع فجیعی عبدالله بن خباب بن ارت و همسرش را به جرم وفاداری به امیرمؤمنان علی(ع) کشته‏اند.

این جنایت‏سبب شد که امیرمؤمنان به مقابله با شجره خبیثه جهالت و رذالت‏خوارج برآمده به سوی نهروان حرکت کرده با آنان بجنگد و این خواست عمومی اصحاب امام علی(ع) بود.

داستان عبدالله بن خباب که او از یاران با وفای امام علی (ع) و پدرش از وفاداران به نبی اکرم (ص) بود چنین است:

وقتی خوارج با او روبرو شدند گفتند تو کیستی؟ گفت: بنده خدا!

گفتند: نظر تو درباره علی(ع) چیست؟

گفت: او امیرمؤمنان و نخستین مؤمن به رسول خداست.

گفتند: اسم تو چیست؟

گفت: عبدالله بن خباب بن ارت!

گفتند: پدر تو همان صحابی پیامبر است؟

گفت: آری.

گفتند: تو را ناراحت کردیم؟

گفت: آری.

گفتند: حدیثی که پدرت از پیامبر(ص) شنیده برای ما نقل کن!

گفت: پدرم نقل کرد که پس از من فتنه‏ای رخ می‏دهد که قلب مؤمن در آن می‏میرد، نشستن در آن بهتر از ایستادن است، ایستادن بهتر از راه رفتن است و راه رفتن بهتر از دویدن است، اگر آن زمان را درک کردی، شهادت را بجان بخر.

در نقلی دیگر آمده است که ویژگی این فتنه آن است‏ شب را با ایمان می‏خوابد صبح کافر می‏شود، یا صبح کافر است، شب مؤمن می‏شود.

آن­گاه نظر او را در رابطه با ابوبکر و عمر و عثمان پرسیدند جواب داد. سپس گفتند: نظرت در رابطه با امام علی(ع) قبل از تحکیم و بعد آن چیست؟

او گفت: «انه اعلم بالله منکم و اشد توقیا علی دینه و انفذ بصیره‏» آگاهی او نسبت‏به خداوند از شما بیشتر بوده و دفاعش از دین بیش از شماست و بصیرتش از شما عمیق‏تر است.

به او گفتند تو هواپرستی! و به نام مردان می‏نگری نه رفتارشان! به خدا قسم تو را به گونه‏ای می‏کشیم که تاکنون کسی را چنان نکشته‏ایم پس فورا دست وپای او را بستند و همراه زن باردارش به زیر نخلی آوردند. سپس او را به کنار نهر آورده و بسان گوسفند سر بریدند، سپس سراغ همسرش آمده آن زن مظلومه گفت من یک زنم آیا از خدا پروا نمی‏کنید؟ به او هم رحم نکرده شکم او را دریدند و جنین او را سر بریدند، به این هم اکتفا نکرده سه زن دیگر را که یکی از آن صحابیه، و نامش ام‏سنان بود!

در این فاصله که عبدالله را برای اعدام می‏آوردند یک دانه خرما از درخت افتاد و یکی از خوارج بلافاصله آن را در دهان گذارد فورا اعتراض همفکران او بلند شد که از مال مردم بدون رضایت‏ یا بدون پرداخت قیمت آن استفاده می‏کنی؟ ! فورا خرما را از دهان خود درآورد و به دور انداخت!

نیز در مسیر به خوکی برخوردند که از آن یک ذمی بود، یکی از آن­ها با شمشیرش خوک را کشت، همراهانش گفتند این فساد در زمین است!! رفتند و صاحب خوک را راضی کردند!

«فاعتبروا یا اولی الابصار! !» از یک دانه خرمای حرام استفاده نمی‏کنند!

از کشتن یک خوک معذرت خواهی کرده صاحبش را راضی می‏کنند! ! آنگاه با کمال شقاوت یک مسلمان وفادار مؤمنی را که پدرش و خودش سوابق فراوان در خدمت‏ به دین دارند وحشیانه می‏کشند! همسر حامله‏اش را شکم می‏درند! و جنینش را هم سر می‏برند!

ریشه این دوگانگی در برخورد چیزی جز جهالت و حماقت نیست، همان که امیرمؤمنان از آن تعبیر به درد بی‏درمان می‏کند:

«من می‏خواهم به وسیله شما دیگران را درمان کنم، اما متاسفانه خود شما برای من دردید همان­گونه که بخواهند به کمک خاری، خاری را برون کنند در حالی که از خار جز دریدن نیاید خدایا، پزشکان این درد بی‏درمان درمانده شده‏اند و آب رسانان به تشنه کامان از این چاه و با این ریسمان ناتوان گشته‏.»

وقتی جهالت و حماقت، با خودمحوری و غرور و ولایت‏ناپذیری همراه شد سرانجامی جز این­گونه حرکات سردرگم و متناقض و وحشیانه ندارد و این عبرتی است‏ برای همه دین باوران که پیوسته درصدد عمق بخشیدن به دین خود باشند همان که نامش در روایات «تفقه در دین‏» است، همان که نامش در روایات «بصیرت‏» است و بکوشند که راه خود را از ولایت جدا نکنند که جدایی از ولایت همان و افتادن در لجنزارهایی این چنین همان!


برچسب‌ها: جنگ نرم دشمن, غرب و استعمار, مصطفی میرزایی کارشناس جنگ نرم, انتشارات کتابداران, درسهایی که سران فتنه از امام علی
[ سه شنبه 24 اردیبهشت1392 ] [ 18:33 ] [ رهرو ولایت-کارشناس‌جنگ نرم م.میرزایی ] [ ]

سال‌هاست جهان غرب دریافته است که هیچ گونه انطباقی بین ادیان الهی حتی در شكل مسیحیت تحریف شده با تفكرات سكولاریسم متكی به پست مدرن موجود در غرب نیست. نفوذ تفكرات اسلامی در میان اقشار گوناگون جامعه به ویژه  قشر فرهیخته و تحصیلكرده، باعث نگرانی شدید غرب شده؛ بنابراین، استراتژیست‌های غربی به شدت به دنبال گسترش تفكری معناگرند كه بتواند ضمن ایجاد سدی در جلوی دین عقل‌گرا و عرفان اسلامی همزیستی خوبی با جریان ماشینیسم فردگرای لذت طلب غرب داشته باشد. البته جهان غرب در تفكر «جهانی شدن»، تنها به دنبال یافتن پاسخی برای پرسش‌های متعدد شهروندان خود نیست بلكه در یك جریان مهندسی فرهنگی تلاش دارد تا نسخه جهان شمولی برای كل بشریت تجویز کند.


در این راستا، شاهد ترویج برخی ادیان جدید انواع عرفان مسیحی؛ تصوف یهودی (معروف به كابالیسم)؛ عرفان‌های سرخپوستی؛ ذن بودایی و به ویژه  شیطان پرستی (ساتانیسم) در جوامع گوناگون و تولیدات فرهنگی منتج از غربب؛ به ویژه ‌ هالیوودهستیم. در این راه غرب از ابزارهای گوناگونی بهره می‌جوید كه صنعت سینما، تنها یكی از آنها و البته شاید كارآمدترین آنها باشد، ولی نباید از شوالیه‌های دیگر این نبرد «نرم فرهنگی» غافل باشیم.

امروز نقش فوتبالیست‌های چند میلیون دلاری، خواننده‌های سرگشته و غالبا معتاد و نیز فاحشه‌های بین‌المللی كمتر از انواع سایت‌های ضداخلاقی شبكه‌های ماهواره‌ای و بازی‌های رایانه‌ای هدفمند در جریان «جنگ نرم فرهنگی» نیست. با این توصیف، به خوبی دیده می‌شود كه در سال‌های اخیر توجه جدی جهان غرب و به ویژه ‌ هالیوود به بودیسم و به وی‍‍ژه بودای تبتی جلب شده است. درادامه سعی خواهیم كرد تا مروری بر علت و انگیزه‌های اصلی این جریان داشته باشیم.

زمینه‌های توجه به تفكر بودایی در جریان فرهنگی غرب

جریان مدرنیسم خیلی زود جای خود را به تفكرات پست مدرنیسم داد. انسان سرگشته غربی به زودی دریافت كه مدرنیته نمی‌تواند، پاسخگوی بسیاری از نیازهای روحی و معنوی او باشد و به ویژه در جریانات منتهی به جنگ سرد آنجا كه لاقیدی لیبرالیسم در چالش جدی با بی‌خدایی ماركسیسم قرار گرفت، زمینه‌های نفوذ نوعی معناگرایی شرقی در جامعه مهیا شد. جامعه از هر دو جریان مقابل جنگ سرد خسته شده بود. انسان سرگشته غربی نیاز داشت تا پاسخ پرسش‌های خود را خیلی صریحتر و قطعی تر دریابد و اینگونه بود كه كم كم «ذن» و «بودیسم» به همراه دیگر مكاتب عرفانی غالبا خودساخته در محافل غرب جای باز كرد.


در سال 1959 میلادی ارتش چین دست به تصرف تبت زد. در آن زمان تبت داعیه استقلال طلبی داشت و در این جریان «تنزین گیاتسو»، رهبر بوداییان تبت و صد هزار نفر از پیروانش به هند تبعید شدند. غرب كه درگیر جنگ سرد با بلوك شرق بود، به شدت از «دالایی لاما»، حمایت كرد و به این ترتیب، حمایت‌های معنوی غرب از ایشان شكل سیاسی نیز به خود گرفت.


پس از آن در سال 1357 با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران نگرانی‌های جهان غرب افزایش یافت. انقلاب اسلامی در پی پاسخ به سوالات جهانی بود و عرفان سرخ شیعه و معناگرایی ناب اسلامی می‌رفت كه جهان را متوجه حقیقتی تازه ای كند كه می‌توانست تمام مردم جهان را زیر چتر معنوی خود حفظ نماید. در این میان، فضا برای نفوذ تفكرات اسلامی در جهان غرب نیز كاملا مهیا بود و این زنگ خطری بود برای گردانندگان جهان غرب یعنی صهیونیست جهانی.


در سال 1991 میلادی و فروپاشی شوروی سابق در پی پیش بینی سیاسی رهبر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) توجه جهان بیش از پیش به جریان ظلم ستیز انقلاب اسلامی و معناگرایی متكی به اسلام ناب جلب شد. جهان غرب از مادیگرایی به شدت خسته بود؛ مسیحیت عقل گریز و یهودیت سودمحور نیز نمی‌توانست او را ارضا کند.


اینجا بود كه سردمداران غرب به فكر تجویز تفكری معناگرا؛ بی آزار و منطبق با خواسته‌های خود برآمدند و به این ترتیب ترویج تفكرات بودایی كه از سالها پیش به تدریج در سینمای غرب شروع شده بود، به شكل جدی تری در دستور كار قرار گرفت و طبیعی است كه سینمای‌ هالیوودی نقش ژنرال اصلی این مبارزه را بر عهده گرفت.


متأسفانه برخی از  تولیدات این جریان فكری كه در هالیوود و سینمای اروپا در همین سال‌های اخیر تولید شده در مقیاس  درپی بی تدبیری‌های مسئولین فرهنگی كشور از طریق سینماها و تلویزیون پخش شده است كه در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

جذابیت‌های تفكر بودایی برای جهان غرب

جهان غرب در پی توجه ویژه مردمانش به عرفان و معناگرایی شرقی باید به سرعت به دنبال تجویز نسخه مناسبی می‌گشت و همان گونه كه گفتیم، تفكر بودایی را بسیار پسندیده دید و در پی ترویج جهانی آن برآمد؛ اما این مكتب چه ویژگی‌هایی داشت كه برای غرب جذاب بود؟


1- 
فقدان تعریف مشخص و روشنی از وجود خدا در تفكرات بودایی به طوری كه در برخی از گرایش‌های بودایی با پدیده چندخدایی و یا انكار خدا و در پایان انكار اصل توحید روبه‌رو هستیم.


2- 
اصول اصلی تعالیم بودا كه در «تری پیتكا» كتاب ویژه آیین بودایی آمده عبارتند از ترك دنیا، تهذیب نفس، تأمل، مراقبه، تلاش برای رهایی از چرخه تناسخ و در نهایت رسیدن به مقام نیرو وانا. هیچكدام از این محورها ضرر و زیانی برای تفكر غرب ندارد و از طرفی، در نوع خود، می‌تواند پاسخگوی ظاهری نیاز نسلی باشد كه «رپ» و «هیپیسم» را برای پاسخ سوالات خود برگزیده است.


3- 
مطابق تعالیم بودا، آدمی باید از چهار میل آرزو، شهوت، خطا و نادانی بگذرد تا از چرخه تناسخ و «قانون كارما» (كردار) رهایی یافته و با رسیدن به «نیروانا» سرانجام به مقامی برسد كه دریابد جهان هیچ بر هیچ، خلأ و از درون تهی است.
به عقیده بودا راه میانه و درست چیزی مابین لذت و رنج است و‌ سرانجام دو چیز است كه باید از آن پرهیز كرد زندگی پر از لذت و زندگی پر از رنج و خودآزاری. همان گونه كه می‌بینیم در این تفكر، هیچ مسئولیت اجتماعی برای فرد وجود ندارد و به ویژه در آن هیچ توجهی به سیاست و اداره جامعه نشده است. به عبارت دیگر، این راه میانه توصیف شده در بوداییسم، همان بی تفاوتی مطلق است.


4-
بودا با پذیرش تناسخ معاد را در آن شكلی كه ادیان الهی ترسیم می‌كنند، نفی می‌كند و از این نظر به طور كامل از ادیان الهی فاصله می‌گیرد. این به خودی خود می تواند یك نوع اطمینان برای سردمداران جهان غرب كه ایدیولوژی آنها بر پایه ماتریالیسم طراحی شده است، به همراه داشته باشد.


5-
همان گونه كه گفتیم، در تفكر بودایی فلسفه سیاسی خاصی وجود ندارد و بیش از هر چیزی به انزواگرایی و توجه به درون تأكید می شود. این موضوع نیز برای جهان غرب كه در پی تسلط فرهنگی و سیاسی بر جهان است، می‌تواندجذاب باشد.


6- 
بودا از همان ابتدا عنصر وحی را آنگونه كه در ادیان آسمانی وجود دارد، رد كرد و راه رهایی انسان را تنها اتكا به «اعتدال عقلایی» خود او دانست. این امر می تواند در بسیاری از موارد به كمك نظام سرمایه داری غرب بیاید.
 
هم‌اکنون شاهد رشد روزافزون اسلامگرایی در غرب و آمریكا هستیم. این امر باعث شده تا استراتژیست‌های عموما صهیونیست غربی به سرعت در فكر جلوگیری از این جریان فكری به ویژه آنجا كه ریشه در باورهای شیعه پیدا می‌كند، داشته باشند. با توجه به آنچه ذكر شد، به نظر می رسد تفكر خنثی و اثرپذیر بودیسم، می‌تواند گزینه ای مناسب برای نظام سكولار غربی باشد و نظام صهیونیسم جهانی را در طراحی آرمان شهر صهیونیسمی یاری نماید. از این روی بیش از هر كس صهیونیستها متوجه قابلیت‌های خوب تفكر بودایی شدند و حتی فرقه ای جدید به نام «جوبو» ‌ها را كه تركیبی از تفكرات یهودی و بودایی است، در آمریكا شكل دادند.

برخی وجوه اشتراك بودیسم با یهودیت و مسیحیت صهیونیستی:

تفكر بودایی از بسیاری جهات شباهت‌های مهمی با اصول و مبانی حاكم بر صهیونیسم و مسیحیت انحراف یافته صهیونیستی دارد


1
ـ توجه ویژه به جادو و سحر و خرافه
 2-
توتم پرستی و توجه ویژه به نمادها، اشكال و اجسامی كه به صورت نمادهای خانوادگی، نشان روی پرچم و آرم‌های گوناگون در جامعه رواج دارد.
3-
اندیشه نفی معاد اخروی و آخرت و اعتقاد به بهشت و دوزخ زمینی.
 4
ـ تعدد فرقه‌های ظاهرا عرفانی و منحرف كه در نهایت به چندخدایی و یا نفی خدا ختم می‌شوند.
5
ـ جبرگرایی و پذیرش شرایط محیطی.
6-
اعتقاد به قدرت وافر شیطان در‌برابر قدرت خدا.
 7-
مخالفت دیرینه و تاریخی با اسلام.
8-
بی تفاوتی در مقابل جریان‌های سیاسی و گذرا فرض نمودن تمام آنها.
9-
بی توجهی به نقش پیامبران، وحی و ادیان الهی در تكامل بشری و اتكای اومانیستی به اثرگذاری مطلق انسان بر سرنوشت خویش.
 
صهیونیست جهانی با توجه به این تشابهات تلاش دارد، به هر نحوی تفكر بودایی را در سطح جوامع خودی و خارج از مرزهای جغرافیایی وابسته به خود در بین دیگر ملل به ویژه مسلمانان و كشورهایی كه از پتانسیل بالقوه اثرپذیری از جریانات معناگرای اسلامی برخوردارند، گسترش دهد و در این راه یكی از اثرگذارترین و كارآمدترین ابزارها، یعنی رسانه و به ویژه  سینما را برگزیده است.

سینمای‌ هالیوودی پیشگام ترویج بودیسم:

هالیوود در حال حاضر بزرگترین مجتمع سینمایی جهان محسوب می‌شود كه بطور كامل تحت نفوذ و هدایت صهیونیستهاست. این بنگاه سینمایی با حمایت مستقیم و سرمایه‌گذاری هنگفت صهیونیستها در حال ترویج مكتب بودیسم و بزرگنمایی شخصیت بوداست و تلاش می‌كند در آثار برجسته خود تفكر بودایی را به طور مستقیم یا غیر مستقیم ترویج دهد. صهیونیستها علاوه بر هالیوود به طور مستقیم و غیرمستقیم و با سفارش تولید آثار فاخر به دیگر شركت‌های تولید فیلم در جهان و به ویژه  حمایت مالی از شركتهای تولید فیلم در آسیا و اروپا سعی می‌كنند، دامنه مخاطبان خود را روز به روز گسترش دهند.


در این بین عملكرد این شركتها آنچنان حساب شده و دقیق است كه جنبه‌های مثبت تفكر بودا را نادیده گرفته و تنها به قرائت غربی و «پراگماتیسمی آمریكایی» و «سكولاراومانیستی» آن می‌پردازد. این تلاش البته بی فایده نبوده و در حال حاضر، مكتب بودیسم رقیبی در مقابل رشد اسلامگرایی در آمریكا و پس از آن اروپا محسوب می‌شود.
در این بخش به معرفی برخی از آثار سینمایی؛ انیمیشن و تلویزیونی كه با هدف ترویج فرهنگ بودیسم طراحی و تولید شده خواهیم پرداخت. وجه مشترك تمام این آثار این است كه به نوعی در تلویزیون و یا سینمای ایران به نمایش عمومی درآمده‌اند. این تولیدات غالبا در هالیوود و یا شركتهای فیلم سازی اروپایی؛ هندی، كره ای، ژاپنی و متاسفانه برخی كشورهای مسلمان تولید شده‌اند:


1_
مستند راهب خشمگین
این اثر محصول سال 2005 كشور سوییس است. موضوع آن درباره ریشه‌های بودای تبتی است كه درسال 1386در بخش شرق و هویت اولین جشنواره بین المللی فیلم مستند (سینما حقیقت)به نمایش درآمد و اكنون نسخه‌های آن به وفور در دست علاقه‌مندان به هنر سینماست.


2-
فیلم بودای كوچك
این اثر محصول مشترك كشور انگلیس، فرانسه و لیفتن اشتاین در سال 1993 است و از معروف ترین كارهای «برتلولوچی» به شمار می‌رود. داستان فیلم مربوط به گروهی راهب بودایی است كه از كشور بوتان به سیاتل آمریكا سفر می كنند تا به یك خانواده آمریكایی بگویند روح یكی از رهبران بودایی آنها در وجود پسر كوچكشان «جس» حلول كرده است (تناسخ ).
این اثر بارها از تلویزیون و سینمای ایران پخش شده است و با نجات بخش نشان دادن غیرمستقیم آمریكا به خوبی بیانگر الفت عجیب بوداییسم با جهان غرب به سركردگی آمریكاست.


3-
فیلم هفت سال درتبت
این اثر محصول سال 1997 «ژان ژاك آنو»، كارگردان فرانسوی –‌ هالیوودی است كه با به تصویر كشیدن نماهای بسیار زیبا از آیین‌ها دینداری و مهربانی مردم لهاسا، یك اثر كاملا تبلیغی برای تبتیان و فرهنگ بودایی محسوب می‌شود. فیلم هفت سال در تبت، اولین بار در سال 1381 در سینمای مركزی 3 و سینمافرهنگ تهران به نمایش درآمد.


4- 
سریال افسانه شجاعان
این سریال كه در تلویزیون ایران هم بارها به نمایش درآمده درباره كوه «خواشان» وكونگ فوی خاص آن منطقه است . در این منطقه معابد«تاتویی» بسیاری وجود دارد و در كل فضای سریال ترویج هنرهای رزمی؛ منش؛ اخلاق و تزكیه روح به تعبیر «تاتویست»هاست.


5- 
سریال جواهری در قصر
این سریال محصول سال 2004 كشور كره جنوبی است كه برای شبكه MBC در مدت یك سال ساخته و به بیش از 55 كشور جهان فروخته شد. نفوذ این سریال در بین خانواده‌ها آنچنان زیاد بود كه در «ویكی پدیا» لقب «محبوب ترین درام كره ای» به آن داده شده است و در نظرسنجی سایت سینمایی WWW. IMBD. COM توانسته نمره 9. 8 از 10 را كسب نماید. در این سریال به معنای واقعی تفكر و منش؛آیین و نظام فكری بودایی به طرز ماهرانه تبلیغ می‌شود. در این خصوص نقدهای بسیاری در مجلات سینمایی و سایت‌های اجتماعی – فرهنگی نوشته شده است كه می‌تواند مورد توجه قرار گیرد.


6- 
انیمیشن ای كیو سان
این اثركه بارها در تلویزیون ایران پخش شده است سعی دارد تا یك كودك دوست داشتنی باهوش وخنده روی بودایی را به عنوان اسوه برای كودكان جهان معرفی كند و چه بسا در این امر بسیار موفق عمل كرده باشد.


7- 
فیلم نفرین مجسمه سیاه
این فیلم محصول سال 2000 كشور آلمان است. ماجرای فیلم مربوط به ربوده شدن یك مجسمه بوداست . درجریان فیلم سارق معجزاتی از مجسمه ربوده شده می‌بیند كه او را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد و در آخر قهرمان داستان را می بینیم كه در حال تراشیدن سر خود است و قصددارد به جمع بوداییان بپیوندد. این فیلم درسال 1382 از شبكه سوم سیما پخش شد و اعتراضات زیادی را نیز به همراه داشت.


8- 
سه گانه ماتریكس
 
این اثر بسیار معروف را كه نسخه انیمیشنی آن نیز در 9 قسمت ساخته شده است، برادران واجفسكی ساخته اند. مراحل ساخت این فیلم 5 سال به طول انجامید كه تهیه كنندگی آن را «جوئل سیلور»، از تهیه كنندگان باسابقه و صهیونیست شركت وارنر بر عهده داشت.
ماتریكس در واقع انقلابی در جلوه‌های ویژه محسوب می‌شد، اما در محتوای یكی از مهمترین اهداف آن ترویج عمیق تفكرات فلسفه و باورهای بودایی بود.


9- 
افسانه جومونگ
 این سریال تلویزیونی كه به شدت در ایران مورد توجه قرار گرفت، از آثارحماسی جذابی است كه بطور ظریف ودقیق به دین؛آیین و فرهنگ بودایی می‌پردازد (اگرچه تلویزیون ایران با حذف برخی صحنه‌ها و تغییر دیالوگها، سعی در تغییر این فضا نمود).
به تازگی و در پی اتمام این سریال تلویزیون ایران اقدام به پخش سریال دیگری تحت عنوان «امپراتور بادها» نموده كه معروف به «جومونگ 2» است و ظاهرا قرار است سری‌های سوم و چهارم آن نیز از تلویزیون پخش شود.


 10-
سریال جدید بروس لی
این سریال مدتی‌ است كه از طریق تلویزیون ایران در حال پخش است . در این سریال نیز به نوعی تفكر بودایی در قالب ورزش كونگ فو در مقابل تفكر غرب قرار می‌گیرد و در هر قسمت می‌بینیم كه به تدریج به منزلت و جایگاه بروس لی جوان (و در واقع تفكرات شرقی بودایی كه از طریق ورزش رزمی كونگ فو گسترش یافته) در آمریكا افزوده می‌شود.

هرچند تدوینگران حرفه ای صدا و سیما با حذف و یا سانسور بخش‌های عمده ای از این سریال‌ها و تولیداتی از این دست كه تعدادشان بسیار بالاست، سعی می‌كنند آنجا كه مستقیم به تبلیغ آیین‌های بودایی پرداخت، می‌شود حذف یا تعدیل شود، همچنان فضای حاكم بر این برنامه‌ها در نهایت مبلغ مضامین و مفاهیم بودیسم باشدت و ضعف گوناگون است.

سخن آخر

 جنگ نرم از مقوله‌های بسیار مهم و حساس در جهان امروز است. از قضا، جنگ نرم برعكس آنچه برخی تصور می‌كنند، تنها مربوط به رابطه جمهوری اسلامی ایران با جهان غرب نمی‌شود. این مقوله ریشه در تئوریهای حساب شده «تقابل فرهنگی» و «جهانی شدن»دارد و به نظر اینجانب جریانی است پویا و ریشه دار از سوی جهان غرب در مقابل كلیه كشورهای جهان كه به نوعی در بخشهای گوناگون با آن هماهنگ نیستند و به منظور هر چه یكدست تر كردن جهان و نزدیكتر شدن ملل گوناگون با تفكرات حاكم بر جریان غالب غربی كه در حال حاضر تحت نفوذ صهیونیسم جهانی هدایت و رهبری می‌شود. از این منظر، جنگ نرم نمی‌تواند مختص عرصه سیاسی (مطابق تصور غلط رایج در برخی محافل ) و با هدف براندازی یك نظام باشد. این جنگ اهداف خود را در عرصه‌های اجتماعی؛ اقتصادی و به ویژه  فرهنگی و مذهبی تحت تاثیر قرار می دهد.

آنچه در بالا آمد، تنها اشاره ای بود به تبیین این موضوع و انگیزه‌های جهان غرب در این خصوص و برای مصداق نیز تلاش كردیم تنها به برخی از مصادیق كاملا عینی اشاره كنیم . متاسفانه متولیان اصلی فرهنگ و مذهب یعنی نهادهایی همچون حوزه‌های علمیه؛ ارشاد اسلامی و صداوسیما چندان در این عرصه پویا و با حساسیت درست و منطقی عمل نكرده‌اند و ما هر روز شاهد پخش آثار گوناگون فرهنگی با این مضمون در سطح رسانه‌ها و جامعه هستیم كه ذكر بخش كوچكی از آنها نیز در این مجمل نمی‌گنجد. مهمتر اینكه هیچگاه چنین آثاری مورد نقد و روشنگری كافی برای مخاطبان از طریق رسانه ملی قرار نمی‌گیرد و این باعث می‌شود تا اثرات غیرمستقیم و درازمدت آن به تدریج و با ملایمت در سطوح جامعه گسترش یابد.

به عقیده نگارنده در این خصوص، توجه جدی به چند نكته بسیار مهم از سوی متولیان فرهنگی جامعه كاملا ضروری است:


1- 
هدف از ذكر مطالب فوق به هیچ عنوان این نیست كه مردم باید از تماشای آثار زیبا و جذاب سینمایی و تلویزیونی جهان با موضوعاتی اینچنین جذاب و پرمخاطب محروم شده و در عوض تنها بیننده آثار دسته چندم و غالبا به لحاظ فنی ضعیف تولید داخل باشند، بلكه تاكید داریم با تبیین موضوع و روشنگری لازم از طریق برنامه‌های مناسب و جذاب می‌توان مخاطبان را به تحلیل فیلم و دقت در محتوای آثار تشویق نمود و در این راه یاری رساند. بدیهی است در عصر ارتباطات توقع اجرای سیاست «دیوار آهنین» نمی‌تواند منطقی و حتی عملی باشد.


2- 
اغلب اینگونه آثار از جذابیت‌های بسیاری برای مخاطبان جهانی برخوردارند. بر متولیان فرهنگی كشور واجب است تا در جهت هرچه جذاب تر و تكنیكی شدن آثار تولیدی داخلی در جهت جذب مخاطب بكوشند و تنها به محتوای غنی بخشیدن به آثار بسنده نكنند.


3- 
ادبیات ایرانی آكنده از قابلیت‌های دراماتیك جذاب است كه می‌تواند پایه بسیاری آثار نمایشی فاخر با مخاطب جهانی باشد. در این میان، شاهنامه حكیم ابواقاسم فردوسی تنها یكی از آنهاست. لازم است سینما و تلویزیون ایران با بهره گیری از این فضاهای تصویری و خلق تولیدات جذاب بصری تلاش كند تا هر چه بیشتر و بهتر حس زیبایی دوستی مخاطبان خود را ارضا نماید و در پی جذب مخاطبان جهانی برآیند.

. . . سخن آخر آنكه جنگ امروز در دنیا «جنگ رسانه»‌هاست و اگر می خواهیم در این میدان پیروز باشیم باید ابزار رسانه را بشناسیم و نه تنها با تهاجمات فرهنگی مبتنی بر نظام صهیونیستی مقابله كنیم بلكه درجهت شناساندن فرهنگ غنی ایرانی اسلامی خود به اذهان تشنه جهان باشیم .

رضاسیف پور، كارشناس رسانه                                                               
 
 
فهرست منابع:        
1- 
فعالی؛ محمدتقی ـ آفتاب و سایه‌ها (نگرشی به جریان‌های نوظهور معنویت گرا) - نشر جم - 1386
2- 
اكرمی؛ غلامرضا (ترجمه ) - دالایی لاما رهبر بودائیان تبت – اخبار ادیان – شماره 14
3- 
توفیقی؛ حسین – آشنایی با ادیان بزرگ – نشر سمت – 1381
4- 
حكمت؛ علی اصغر ( ترجمه ) – تاریخ جامع ادیان – انتشارات علمی و فرهنگی -1382
5- 
شجاعی؛ علی رضا ( ترجمه ) – آئین بودا در جهان امروز- نشر مركز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب – 1384
6- 
فرخ نژاد؛ حسین – اسطوره‌های صهیونیست سینما – مركز پژوهش‌های اسلامی صداوسیما-1388

 


برچسب‌ها: جنگ نرم دشمن, عملیات روانی, مصطفی میرزایی کارشناس جنگ نرم, انتشارات کتابداران, ترويج بوديسم در هاليوود نماد بارز جنگ نرم مذهبي
[ یکشنبه 8 اردیبهشت1392 ] [ 22:2 ] [ رهرو ولایت-کارشناس‌جنگ نرم م.میرزایی ] [ ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

وبلاگ جنگ نرم
و شناخت ابرهای تاریکی

نویسنده رهروان ولایت
(کارشناس جنگ نرم م .میرزایی)


مقام معظم رهبری حضرت آیت الله امام خامنه ای:
جنگ نرم راست است ،این یک واقعیت است ، یعنی الآن جنگ است .
البته این حرف را من امروز نمی زنم .
من از بعد از جنگ - از سال 67 - همیشه این را گفته ام.
بارها و بارها
علت این است که من صحنه را می بینم .
چه بکنم اگر کسی نمی بیند..
من دارم می بینم صحنه را،
می بینم تجهیز را؛
می بینم صف آرایی ها را،
می بینم دهان های با حقد و غضب گشوده شده و دندان های با غیظ به هم فشرده شده علیه انقلاب و علیه امام (ره) و علیه همه این آرمانها و علیه همه آن کسانی که به این حرکت دل بسته اند را،
اینها را انسان دارد می بیند.



آشنایی با شیوه ها و ابزارهای جنگ نرم


لینک های مفید
موضوعات وب
برچسب‌ها وب
عکس (5)
غرب (3)
بی (1)
com (1)
ع (1)
blogfa (1)
ره (1)
http (1)
لینک های مفید
امکانات وب